 عقلي‌ آن‌ حضرت‌ ص مطلقا هيچ‌ تأثيري‌ نگذاشت‌ همان‌ طوري‌ كه‌ سحر لبيدبن‌اعصم‌ در اموري‌ كه‌ به‌ وحي‌ و رسالت‌ مربوط مي‌شد، نيز هيچ‌ تأثيري‌ نداشت‌ زيرا حق‌ تعالي ‌آن‌ حضرت‌ ص را از هرگونه‌ نقصي‌ از اين‌ گونه‌، يا از هر گونه‌ آشفته‌گي‌ فكري‌، يا اضطراب‌ عصبي‌اي‌ معصوم‌ و محفوظ داشته‌ است‌ چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد: (وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ): (خدا از آسيب‌ مردم‌ تو را در پناه‌ خود محفوظ مي‌دارد) «مائده‌/ 67».
 
‏‏سوره فلق آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بگو پناه‌ مي‌برم‌ به‌ پروردگار فلق» فلق: صبح‌ است‌ زيرا شب‌ از آن‌ منفلق‌ و شكافته‌ مي‌شود. به‌قولي: فلق‌، هر چيز از آفرينش‌ خداوند(ج) است‌ كه‌ شكافته ‌مي‌شود؛ اعم‌ از حيوانات‌، صبح‌، دانه‌ بذر، هسته‌، نباتات‌ و غير آن‌. علما گفته‌اند: خداوند(ج) در اين‌ آيه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ ذات‌ متعال‌ وي‌ كه ‌بر دور كردن‌ تاريكي‌هاي‌ انبوه‌ از تمام‌ جهان‌ تواناست‌، قطعا بر اين‌ امر نيز تواناست‌ كه‌ از پناه‌ برنده‌ به‌ خود، هر ترس‌ و هراسي‌ را دفع‌ كند و او را از آسيب ‌هر آسيب‌رساني‌ نگاه‌ دارد.
 
	سوره فلق آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ‏

‏ترجمه : ‏
بگو: به‌ پروردگار سپيده‌دم‌ پناه‌ مي‌برم‌ «از شر آنچه‌ آفريده ‌است» يعني: از شر تمام‌ مخلوقات‌ وي‌.
 
	سوره فلق آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و» به‌ پروردگار سپيده‌دم‌ پناه‌ مي‌برم‌ «از شر تاريكي‌ چون‌ فراگيرد» يعني: همچنين‌ به‌ پروردگار سپيده‌دم‌ پناه‌ مي‌برم‌ از شر شب‌ چون‌ روي‌ آورد و تاريكي ‌آن‌ به‌ افق‌ها منتشر شود. علما گفته‌اند: پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند(ج) از شر شب‌ از آن‌ روي‌ است‌ كه‌ در شب‌ درندگان‌ از بيشه‌هاي‌ خود و حشرات‌ از سوراخهاي‌ خود بيرون‌ مي‌آيند، اهل‌ شر به‌ فساد و تبه‌كاري‌ بر مي‌خيزند و نيز در شب‌ مخاطر ديگري‌ است‌ كه‌ پنهان‌ نمي‌باشد.
	سوره فلق آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و» به‌ پروردگار سپيده‌دم‌ پناه‌ مي‌برم‌ «از شر زنان‌ افسونگر» يعني: جادوگر «دمنده‌ در گره‌ها» و در آن‌ زمان‌ زنان‌ جادوگر مردم‌ را با دميدن‌ در گره‌هاي‌ نخ ‌جادو مي‌كردند. نفث: دميدن‌ همراه‌ با آب‌ دهان‌، يا دميدن‌ به‌ تنهايي‌ است‌. ابوعبيده‌ مي‌گويد: مراد از آنان: زنان‌ لبيدبن‌اعصم‌ يهودي‌ بودند كه‌ رسول‌ خداص را سحر كردند.
 سوره فلق آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و» به‌ پروردگار سپيده‌دم‌ پناه‌ مي‌برم‌ «از شر حسود آن‌گاه‌ كه‌ حسد ورزد» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ حسود، حسدش‌ را آشكار كرده‌ و به‌ مقتضاي‌ آن‌ عمل‌ كند زيرا كسي‌ كه‌ حسد خود را آشكار نمي‌كند، از او هيچ‌ زياني‌ به‌ فرد محسود نمي‌پيوندد بلكه‌ او با اين‌ كار به‌ خودش‌ زيان‌ مي‌رساند چه‌ او از خيري‌ كه‌ به‌ ديگران‌ مي‌رسد متأسف‌ مي‌شود و رنج‌ مي‌برد و از شادي‌ ديگران‌ هميشه‌ غمگين‌ است‌. حسد: تمناي‌ زوال‌ نعمتي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ با آن‌ بر كسي‌ منت‌ گذاشته‌ است‌. علما گفته‌اند: خداوند(ج) حاسد را از آن‌ روي‌ مخصوصا ياد كرد كه‌ حسد سبب‌ زيان ‌رساندن‌ به‌ انسان‌، حيوان‌ و غير آنان‌ مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ كه‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «المؤمن‌ يغبط، و المنافق‌ يحسد: مؤمن‌ غبطه‌ مي‌خورد ولي‌ منافق‌ حسد مي‌ورزد».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ حسد نخستين‌ گناهي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) با آن‌ در آسمان‌ و زمين‌ مورد عصيان‌ قرار گرفت‌؛ زيرا در آسمان‌ ابليس‌ بر آدم(ع) حسد ورزيد و در زمين‌ قابيل‌ بر هابيل‌. پس‌ حاسد منفور و مطرود است‌. همچنين‌ علما گفته‌اند: سحر، زخم‌ چشم‌، حسد و مانند اينها تأثير ذاتي‌ ندارند بلكه‌ به‌ سبب‌ فعل ‌خداوند(ج) و تأثيرگذاري‌ او مؤثر واقع‌ مي‌شوند. لذا فقط در ظاهر امر، اثر به‌ اين‌چيزها نسبت‌ داده‌ مي‌شود اما در حقيقت‌، اين‌ خداو ند(ج) است‌ كه‌ تأثير را ايجاد مي‌كند چنان‌ كه‌ درباره‌ سحر هاروت‌ و ماروت‌ مي‌فرمايد: (وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ) : (هاروت‌ و ماروت‌ با سحر خود به‌ كسي‌ زيان‌رسان‌ نبودند مگر به‌فرمان‌ خداوند) «بقره‌/102». اما بايد دانست‌ كه‌ به‌ رغم‌ عدم‌ تأثيرگذاري‌ ذاتي‌ اين ‌اشيا و عدم‌ تأثيرگذاري‌ ذاتي‌ امراض‌ ساري‌اي‌ مانند طاعون‌ و سل‌، شرعا پرهيز و احتياط از آنها به‌قدر امكان‌ مطلوب‌ است‌ چنان‌كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ پرهيز نمودن ‌از زخم‌ چشم‌ و فرار از شخص‌ مجذوم‌ دستور دادند و نيز عمر و صحابه‌(رض) در طاعون‌ عمواس‌ چنين‌ كردند.
گفتني‌ است‌ كه‌ اكثر علما توسل‌ به‌ دم‌ و دعا را جايز شمرده‌اند زيرا هنگامي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص احساس‌ ناراحتي‌ كردند، جبرئيل‌(ع) برايشان‌ دعا خواند و دم‌ نمود چنان‌كه‌ گذشت‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما آمده‌ است‌ كه ‌فرمود: رسول‌ خدا ص براي‌ شفايابي‌ ما از همه‌ دردها و از تب‌ اين‌ دعا را به‌ ما تعليم‌ دادند: «بسم‌ الله‌ الكريم‌، أعوذ بالله‌ العظيم‌ من‌ شر كل‌ عرق‌ نعار ومن‌ شر حر النار: به‌نام‌ خداي‌ بخشنده‌ و كريم‌؛ پناه‌ مي‌برم‌ به‌ خداوند بزرگ‌ از شر هر رگي‌ كه ‌ضربان‌ شديدي‌ دارد و از شر گرماي‌ آتش‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «هر كس‌ بر بيماري‌ كه‌ اجلش‌ فرانرسيده ‌است‌ در آيد و بر او هفت‌ مرتبه‌ بخواند: أسال‌ الله‌ العظيم‌، رب‌ العرش‌ العظيم‌ أن‌ يشفيك: از خداوند بزرگ‌، پروردگار عرش‌عظيم‌ مي‌خواهم‌ كه‌ تو را شفا دهد؛ آن‌ بيمار شفا مي‌يابد». همچنين‌ درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) آمده ‌است‌ كه‌ فرمود: چون‌ رسول‌ خدا ص بر بيماري‌ وارد مي‌شدند، مي‌گفتند: «أذهب‌ البأس‌ رب‌ الناس‌، اشف‌ أنت‌ الشافي‌، لا شافي‌ إلا أنت: اي‌ پروردگار مردم‌! درد و ناراحتي‌ را از بين‌ ببر، شفا بده‌ كه‌ تو شفابخش‌ هستي‌، جز تو شفادهنده‌اي‌ نيست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما آمده ‌است‌ كه‌ فرمود: «رسول‌ خدا ص حسن‌ وحسين‌ رضی الله عنهما را تعويذ مي‌كردند (يعني‌ برايشان‌ از خدا پناه‌ مي‌خواستند) و مي‌فرمودند: أعيذكما بكلمات‌ الله‌ التامة‌ من‌ كل‌ شيطان‌ وهامة‌، ومن‌ كل‌ عين‌ لامة: شما دو تن‌ را در پناه‌ كلمات‌ تامه‌ خداوند(ج) قرار مي‌دهم‌ از شر هر شيطاني‌و از هر جانور زهرداري‌ و از هر چشم‌ سرزنش‌ باري‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ عثمان‌