رآن‌، ذكركننده‌، سخنران‌، كسي‌ كه‌ به‌ ايشان‌ گوش‌ فراداده‌ است‌، تكراركننده‌ فقه‌ در تدريس‌، كسي‌ كه‌ مشغول‌ حل‌وفصل‌ دعاوي‌ ميان‌مردم‌ است‌، كسي‌ كه‌ در حالت‌ مذاكره‌ علم‌ شرعي‌ است‌، مؤذن‌، اقامت‌ گوينده‌، مدرس‌، كسي‌ كه‌ به‌ نماز و تسبيح‌ نشسته‌ است‌، كسي‌ كه‌ تلبيه‌ مي‌گويد، سلام‌ گفتن ‌بر دختران‌ جوان‌ بيگانه‌، بر كسي‌ كه‌ بازي‌ غير مباحي‌ را انجام‌ مي‌دهد، كسي‌ كه‌ غيبت‌ مردم‌ را مي‌كند، يا كبوتر پرواز مي‌دهد، بر پيرمرد بذله‌گو، بر دروغگو، بربيهوده‌كار، بر كسي‌ كه‌ مردم‌ را دشنام‌ مي‌دهد، يا به‌ چهره‌ دختران‌ و زنان‌ نامحرم‌مي‌نگرد ـ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ توبه‌ اينان‌ علم‌ نداشته‌ باشيم‌ ـ همچنان‌ سلام‌ گفتن‌ بركسي‌ كه‌ با همسرش‌ مشغول‌ عمل‌ جنسي‌ و معاشقه‌ است‌، بر كسي‌ كه‌ عورت‌ وي‌برهنه‌ است‌، بر كسي‌ كه‌ در حال‌ قضاي‌ حاجت‌ قرار دارد، بر كسي‌ كه‌ به‌ خواب ‌سبك‌ يا خواب‌ سنگيني‌ فرورفته‌ است‌ و بر كسي‌ كه‌ در حمام‌ است‌، مكروه‌ مي‌باشد.
بايد دانست‌ كه‌ در هر جايي‌ كه‌ سلام‌گفتن‌ در آن‌ مشروع‌ نيست‌، دادن‌ جواب‌ سلام‌ نيز مشروعيتي‌ ندارد، همچنان‌ دادن‌ جواب‌ سلام‌ طفل‌ و شخص‌ مست‌ و ديوانه‌ واجب‌ نيست‌ و دادن‌ جواب‌ «سلام‌ عليكم» به‌ سكون‌ ميم‌ در «سلام» نيز واجب‌ نيست‌. همچنان‌ حنفيه‌ مي‌گويند: «انسان‌ بايد با سلام‌ گفتن؛ تجديد عهد با اسلام‌ و اين‌ امر را نيت‌ كند كه‌ به‌ مؤمني‌ در مال‌، يا آبرويش‌ زياني‌ نرساند».
صاحب‌ تفسير «معارف‌ القرآن» مي‌گويد: «در همه‌ كشورهاي‌ جهان‌ رايج‌ است ‌كه‌ وقتي‌ مردم‌ با يك‌ديگر ملاقات‌ كنند، كلمه‌اي‌ را براي‌ موافقت‌ و اظهار محبت ‌فيما بين‌، اظهار مي‌دارند؛ اما اگر مقايسه‌ شود، معلوم‌ مي‌گردد كه‌ هيچ ‌احوال‌پرسي‌اي‌ به‌ اندازه‌ سلام‌ اسلامي‌ جامع‌ نيست؛ زيرا در الفاظ سلام‌ اسلامي ‌تنها محبت‌ نيست‌، بلكه‌ اداي‌ حق‌ محبت‌ نيز هست‌. در واقع‌ سلام‌ گوينده‌ ازخداوند چنين‌ مي‌خواهد كه‌ شما را از تمام‌ آفات‌ و آلام‌ سالم‌ نگهدارد... سلام‌، دعاي‌ حيات‌ طيبه‌ در حق‌ برادر مسلمان‌ است‌، اظهار اين‌ حقيقت‌ هم‌ هست‌ كه‌ همه‌ما محتاج‌ حق‌ تعالي‌ هستيم‌ و نمي‌توانيم‌ بدون‌ اذن‌ او به‌ يكديگر نفع‌ برسانيم‌ و به‌اعتبار اين‌ معني‌ اين‌ كلمه‌ يك‌ عبادت‌ هم‌ هست‌ و وسيله‌اي‌ براي‌ تذكر برادرمسلمان‌ به‌ اين‌كه‌ ياد خدا را فراموش‌ نكند نيز هست‌. همچنين‌ كسي‌ كه‌ از خدامي‌خواهد كه‌ ديگري‌ از تمام‌ آفات‌ و تكاليف‌ حفظ شود، گويي‌ او در ضمن‌ اين‌، وعده‌ مي‌كند كه‌ شما از دست‌ و زبان‌ من‌ مأمون‌ هستيد و من‌ محافظ جان‌ و مال‌ وآبروي‌ شما نيز هستم».
صاحب‌ تفسير «معارف‌ القرآن» مي‌افزايد: «ابن‌ عربي‌ در (احكام‌ القرآن) قول ‌امام‌ ابن‌ عيينه‌ را نقل‌ فرموده‌ كه‌ مي‌گويد: «اتدري‌ ما السلام‌؟ يقول‌ انت‌ آمن‌ مني» يعني‌ شما مي‌دانيد كه‌ سلام‌ چيست‌؟ سلام‌ كننده‌ در واقع‌ مي‌گويد: شما از جانب ‌من‌ در امان‌ هستيد. خلاصه‌ اينكه‌ تحيه‌ اسلامي‌ جامعيت‌ جهاني‌ دارد، در آن‌ ذكرخدا(ج) است‌، تذكير نيز هست‌، نوعي‌ اظهار محبت‌ با برادر مسلمان‌ هم‌ هست‌، براي ‌او بهترين‌ دعا نيز هست‌، با او اين‌ معاهده‌ نيز هست‌ كه‌ تو از دست‌ و زبان‌ من‌ ايمني‌. كاش‌ مسلمانان‌ اين‌ كلمه‌ را به‌ مثل‌ رسم‌ عموم‌ و بر مبناي‌ عادت‌ ادا نمي‌كردند، بلكه‌ حقيقت‌ آن‌ را درك‌ كرده‌ و به‌ مضامين‌ بلند آن‌ متوجه‌ مي‌شدند»[7]. «همانا خداوند حسابگر همه‌ چيز است‌» و شما را بر هر ريز و درشتي‌ محاسبه‌ مي‌كند، ازجمله‌ در سلام‌ گفتن‌ و تحيت‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌، به‌ بهشت‌ وارد نمي‌شويد تا ايمان‌ نياوريد و ايمان‌ نمي‌آوريد تا با همديگر محبت‌ نورزيد، آيا شما را بر امري‌ راهنمايي‌ نكنم‌ كه‌ اگر آن‌ را انجام‌ دهيد، با همديگر مهر و محبت‌مي‌ورزيد؟ سلام‌ گفتن‌ را در ميان‌ خود منتشر كنيد».
 
[7] بقيه‌ مسائل‌ و آداب‌ سلام‌ را در كتب‌ آداب‌ بجوييد.آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَهِ النَّاسِ ‏


‏ترجمه : ‏
و پناه‌ مي‌برم‌ به‌ «اله‌ مردم» يعني: به‌ معبود مردم‌ و از آنجا كه‌ ملك‌ (فرمانروا) گاهي‌ معبود است‌ و گاهي‌ هم‌ نيست‌ بنابراين‌، حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌ روشن‌ كرد كه ‌الوهيت‌ و عبوديت‌ مخصوص‌ وي‌ است‌ و احدي‌ با وي‌ در آن‌ مشاركت‌ ندارد.
 
	 آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
پناه‌ مي‌برم‌ به‌ آنچه‌ ذكر شد؛ «از شر وسوسه‌گر» كه‌ شيطان‌ «خناس» است‌. خناس: يعني‌ بسيار بازپسرونده‌ زيرا هنگامي‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ ياد آورده‌ شود، شيطان‌ بازپس‌ مي‌رود و خود را در هم‌ كشيده‌ و پنهان‌ مي‌شود اما چون‌ ذكر خداوند(ج) در ميان‌ نبود، شيطان‌ بر دل‌ انسان‌ هجوم‌ آورده‌ و وسوسه‌ خود را مي‌گستراند.
	آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ‏

 ‏ترجمه : ‏
«آن‌ كس‌ كه‌ در سينه‌هاي‌ مردم‌ وسوسه‌ مي‌افگند» وسوسه‌ شيطان‌، فراخواندن‌ انسان‌ به‌ فرمانبردن‌ از خود با القاي‌ سخني‌ است‌ پنهاني‌ كه‌ به‌ قلب‌ انسان‌ مي‌رسد بي‌آن‌كه‌ از آن‌ صدايي‌ شنيده‌ شود.
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ بيان‌ اين‌ امر مي‌پردازد كه‌ وسوسه‌افگنان‌ بر دو نوعاند؛ جني‌ و انسي‌ پس‌ مي‌فرمايد:
 
  آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ‏
 ‏ترجمه : ‏
«چه‌ از جن‌ و چه‌ از انس» شيطان‌ جن‌ ـ چنان‌كه‌ گذشت‌ ـ در سينه‌ها و دلهاي‌ مردم‌ وسوسه‌ مي‌افگند اما وسوسه‌ افگني‌ شيطان‌ انسي‌ در دلهاي‌ مردم‌ بدين‌گونه ‌است‌ كه‌ خود را براي‌ انسان‌ در چهره‌ و لباس‌ نصيحت‌گر مشفقي‌ نشان‌ مي‌دهد پس‌، از سخنان‌ وي‌ كه‌ در هيأت‌ خيرخواهي‌ و نصيحت‌ بيان‌ مي‌شود، در دل‌ انسان ‌همان‌ چيزي‌ مي‌افتد كه‌ شيطان‌ جني‌ با وسوسه‌ خود در دل‌ وي‌ مي‌افگند. به‌قولي: ابليس‌ چنان‌كه‌ در دلهاي‌ انسيان‌ وسوسه‌ مي‌افگند، در دلهاي‌ جنيان‌ نيز وسوسه‌ مي‌افگند.
علما در بيان‌ علت‌ گماردن‌ شيطان‌ بر مردم‌ گفته‌اند: گماردن‌ شيطان‌ بر مردم‌ از سوي‌ خداوند(ج) براي‌ آن‌ است‌ كه‌ مردم‌ با وي‌ مجاهده‌ كنند و در اين‌ ميدان ‌آزمايش‌ و امتحان‌ شوند. اما كساني‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ايشان‌ را در پناه‌ عصمت‌ خود قرار داده‌ است‌، از گزند شياطين‌ در امانند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «كسي‌ از شما نيست‌ مگر اين‌كه‌ همنشين‌ و همراه‌ او (از شياطين) بر او گمارده‌ ش