ند وليكن نميدانند ( كه ناداني و بيخردي منحصر بديشان و محدود بدانان است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السُّفَهَآءُ » : جمع سفيه ، بيخردان . نادانان . از مصدر سفاهت ، به معني : جهالت و بيعقلي .‏
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏وقتي كه ( منافقان ) با مؤمنان روبرو ميگردند ، ميگويند : ما هم ايمان آوردهايم . و هنگامي كه با رؤساي شيطانصفت خود به خلوت مينشينند ، ميگويند : ما با شمائيم و ( مؤمنان را ) مسخره مينمائيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَقُوا » : برخورد كردند . ملاقات نمودند . « خَلَوْا » : خلوت كردند . به خلوت نشستند . اجتماع كردند . « إلي » : با . « شَيَاطِينِهِمْ » : با اهريمنان خود . مراد از شياطين ، دوستان كفرپيشه و رؤساي شيطان صفت ايشان است . « مُسْتَهْزِءُونَ » : مسخرهكنندگان . بازيچه قراردهندگان .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند ايشان را مسخره مينمايد و آنان را رها ساخته تا كوركورانه به سركشي خويش ادامه دهند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَسْتَهْزِئُ » : مسخره ميكند . مورد استهزاء قرار ميدهد . در آيههاي 14 و 15 ، صنعت مُشاكله به كار رفته است كه اتّفاق در لفظ و اختلاف در معني است . مثلاً در شعر زير ،  « ظلم » ، در مصرع اوّل ، به معني ستم ، و در مصرع دوم ، به معني پاداش به كار رفته است : كند گر بر تو ظلم از كين بدانديشتو هم آن ظلم كن بر وي مينديش  « يَمُدُّهُمْ » : ياريشان ميدهد . در اينجا به معني : بديشان مهلت و فرصت ميدهد . « يَعْمَهُونَ » : سرگردان و حيران شوند . از ماده ( عمّه ) به معني كوردلي و سرگشتگي .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اينان رهنمودهاي ( پروردگار ) را به ( بهاي ) گمراهي فروختهاند و چنين بازرگاني و معامله آنان سودي در بر ندارد ، و راهيافتگان ( طريق حق و حقيقت ) بشمار نميآيند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اشْتَرَوْا » : خريدند . در اينجا به معني : عوض كردند . « مُهْتَدِينَ » : راهيافتگان . راهيابان . « اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدي » : گمراهي را برگزيدهاند و هدايت را رها كردهاند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6927.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6928.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6929.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6930.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:6931.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:6932.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:6933.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:6934.txt">آيه  24</a></body></html>آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏داستان اينان ، همانند داستان كسي است كه آتشي را با كوشش فراوان بيفروزد ( تا خود و همراهانش از آن استفاده كنند ) و آن گاه كه آتش دورو بر او را روشن گرداند ، پروردگار آتش آنان را خاموش و نابود نمايد ، و ايشان را در انبوهي از تاريكيها رها سازد ، به گونهاي كه چشمانشان ( چيزي ) نبيند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَثَلُهُمْ » : مثل ، به معني صفت و وضع حال . « الَّذِي » : موصول است وصله آن ( اسْتَوْقَدَ ) و مفرد است . ولي پس از آن ضمير ( هُمْ ) و فعل ( لا يُبْصِرُونَ ) ذكر ميشود كه جمع است ! علّت آن در بخش نخست آيه ، يك نفر ، و در بخش دوم آيه ، همان فرد همراه قوم و همراهانش مورد نظر است . به عبارت ديگر ،  ( اسْتَوْقَدَ ) و ( مَا حَوْلَهُ ) به صورت مفرد ، سپس ( ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ ) به صورت جمع آمده است . علّت آن ، اين است كه ( الَّذِي ) به منزله ( مَنْ ) گرفته شده و ضميري كه به ( مَنْ ) برميگردد ، ميتواند به صورت مفرد يا جمع باشد ( نگا : زمر / 33 ) . « اسْتَوْقَدَ » : برافروخت . تلاش كرد كه آتش را شعلهور و زبانهكش سازد . « أَضَآءَتْ » : روشن كرد .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( آنان همچون ) كران و لالان و كورانند و ( به سوي حق و حقيقت ) راه بازگشت ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صُمٌّ » : جمع اَصَمّ ، كران . « بُكْمٌ » : جمع أبْكَم ، لالان . « عُمْيٌ » : جمع أَعْمي ، كوران .‏
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا گوئي داستان آنان همچون داستان كساني است كه به باران توفندهاي گرفتار آمده باشند كه از آسمان فرو ريزد ، و در آن ، انبوه تاريكيها و رعد و برق بوده باشد ، و از بيم مرگ انگشتان خود را در گوشهايشان فرو برند تا از صداي صاعقه در امان بمانند .  ( نميدانند كه ) خدا از هر سو دور كافران را فرا گرفته است ( و هر وقت و هر جا بخواهد نابودشان مينمايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَيِّبٍ » : باران تند . رگبار باران . در عبارت « كَصَيِّبٍ » : مضاف حذف شده است ، و اصل آن چنين است : كَقَوْمِ أَصْحَابِ صَيِّبٍ . . . « السَّمَآءِ » : آسمان . مراد ابر آسمان است . « فِيهِ ظُلُمَاتٌ . . . » : مراد اين است كه همراه با تاريكيها و غيره است . « أَصَابِعَهُمْ » : اصابع جمع إصْبَع ، انگشتان . « ءَاذَانِهِمْ » : ءَاذَان جمع أُذُن ، گوشها .‏
 
آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ دوست‌ دارند كه‌ شما نيز كافر شويد، همان‌گونه‌ كه‌ خودشان‌ كافر شده‌ اند» يعني‌: اين‌ گروه‌ منافق‌، از روي‌ عناد و كفر و درازدستي‌ در گمراهي‌، در آرزوي ‌كافرشدن‌ مؤمنان‌ به‌سر مي‌برند «تا در نتيجه‌» شما و آنها «باهم‌ برابر باشيد» دركفر «پس‌ زنهار، از ميان‌ آنان‌ براي‌ خود دوستاني‌ اختيار نكنيد تا آن‌ كه‌ در راه‌ خدا هجرت‌ كنند» يعني‌: براي‌ هيچ‌كس‌ از آنان‌ يار و پشتيبان‌ نباشيد تا آن‌ كه‌ با هجرت‌، ايمانشان‌ را اثبات‌ كنند زيرا در آغاز اسلام‌، هجرت‌ اعلان‌ عملي‌ مسلمان‌ شدن‌بود، از آن‌ رو كه‌ هجرت‌، موالات‌ عملي‌ با اسلام‌ و مسلمين‌ است‌. آري‌! خداي‌عزوجل‌ ما را از ولايت‌ و دوستي‌ با چنين‌ مردمي‌ نهي‌ نموده‌ است؛ مگر بعد از اين‌ كه‌ در سخن‌ و عمل‌، ولاء و وابستگي‌ كامل‌ خود را به‌ اسلام‌ و اهل‌ اسلام‌ و دار اسلام‌ اثب