زند به ( كوچكترين موجودات ) ، پشّهاي يا كمتر از آن . كساني كه اهل ايمانند ميدانند ( هدف از اين تمثيل چيست و ) اين صحيح و درست است و از جانب خدايشان ميباشد . و امّا كساني كه راه كفر و انكار را برگزيدهاند ، ميگويند : خواست خدا از اين مثل چيست ؟  ( بايد بدانند ) خدا با بيان اين نوع مثل ، بسياري را سرگردان و ويلان ميسازد ، و بسي را ( به سوي حق ) راهنمائي مينمايد . و امّا خدا جز كجروان و منحرفان را با آن گمراه و حيران نميگرداند .‏
 ‏توضيحات : ‏
‏« لا يَسْتَحْيي » : شرم نميكند . مراد اين است كه : ترك نميكند و امتناع نميورزد . « مَثَلاً مَّا » : ما در آن زائد است و ( بَعُوضَةً ) بدل از « مَثَلاً » است . « بَعُوضَةً » : پشّه . « فَوْقَهَا » : بالاتر از آن . در معني مراد كوچكي است . يعني : كمتر و پائينتر از آن . « يُضِلُّ بِهِ . . . » : گمراه ميسازد بدين مثل . مراد اين است كه قرآن همچون غذاي پرچربي است ، براي شخص سالم مفيد است و براي شخص بيمار مضرّ ( نگا : ابراهيم / 27 ، غافر / 34 ) .‏
 
آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏آن كساني كه پيماني را كه قبلاً با خدا ( به واسطه فطرت و عقل و پيغمبران ) محكم بستهاند ، ميشكنند و آنچه را كه خدا دستور داده است كه گسيخته نشود ( از قبيل : صله رحم ، مودّت ، مهرباني ، رعايت حقوق انساني ، و غيره ) آن را ميگسلند ، و در روي زمين به فساد و تباهي دست مييازند ، اينان بيگمان زيانبارانند .‏
‏توضيحات : ‏
‏« يَنقُضُونَ » : ميشكنند . « عَهْدَ اللهِ » : پيمان خدا كه در ( اعراف / 172 ) مذكور است . « مِيثَاقِ » : اسم آلت است ، به معني : آنچه عهد و پيمان بدان بسته ميشود . يا مصدر ميمي است و به معني : استواركردن ، بستن . « خَاسِرُونَ » : زيانباران . زيانكاران .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 ‏ترجمه : ‏
‏( جاي تعجّب است ) چگونه خدا را انكار و نسبت بدو كفر ميورزيد ؟ در صورتي كه ( نگاهي به چگونگي هستي خودتان و اوضاعي كه داريد ، براي پيبردن به وجود خدا كافي است ) شما ( چيزهاي بيجان و ) مردگاني بوديد كه خدا شما را بيافريد و جانتان بخشيد . سپس شما را ميميراند ، و بعد از آن زندهتان ميگرداند . آن گاه به سوي او برگردانده ميشويد .‏
‏توضيحات : ‏
‏« كَيْفَ » : چگونه . « أَمْوَاتاً » : مردگان . مراد خاكي است كه در آن حيات نيست . « أَحْيَاكُمْ » : زندگيتان بخشيد . جان به پيكرتان دميد . مراد آفرينش انسان از خاك است . « ثُمَّ يُمِيتُكُمْ » : سپس شما را ميميراند . مراد بعد از پايان عمر است . « ثُمَّ يُحْيِيكُمْ » : سپس شما را زنده ميگرداند . مراد هنگام رستاخيز است .‏
 
آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ با قومي‌ كه‌ بين‌ شما و آنها پيماني‌ است‌، پيوند دارند» يعني‌منافقاني‌ را كه‌ از راه‌ «جوار» و «حلف» به‌ قومي‌ مي‌پيوندند كه‌ ميان‌ شما و آنان‌ ميثاق‌ و پيماني‌ است‌، نكشيد زيرا عهد و پيمان‌ شامل‌ آنان‌ نيز مي‌شود. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از «پيوند» در اينجا، پيوند نسبي‌ است‌. اين‌ اولين‌ صورت‌ استثنا شده‌ از حكم‌ قتل‌ منافقان‌ خارج‌ از حيطه‌ دار اسلام‌ است‌.
اما صورت‌ دوم‌: «يا نزد شما بيايند درحالي‌كه‌ سينه‌ آنان‌ از جنگيدن‌ با شما ياجنگيدن‌ با قوم‌ خود، به‌تنگ‌ آمده‌است‌» يعني‌: از يك‌سو دلهايشان‌ از جنگيدن‌ با شما به‌تنگ‌ آمده‌ و از جانبي‌ جنگيدن‌ با قومشان‌ به‌نفع‌ شما نيز بر آنان‌ آسان‌ نيست‌، پس‌ دوست‌ ندارند كه‌ در جنگ‌ طرف‌ هيچ‌ جناحي‌ را بگيرند، لذا آنان‌ نيزاز دستور قتال‌ مستثني‌ هستند. ابن‌كثير براي‌ اين‌ گروه‌ مثالي‌ زده‌ و گفته‌ است‌: «نمونه‌ اين‌ گروه‌، جمعي‌ از بني‌هاشم‌ بودند كه‌ در بدر با بي‌ميلي‌ با مشركان‌ همراه‌ شدند ـ همچون‌ حضرت‌ عباس‌ و ديگران‌ ـ هم‌ از اين‌رو بود كه‌ در آن‌ روز رسول‌ خداص از كشتن‌ عباس‌(رض) منع‌ كرده‌ و دستور دادند تا به‌ اسارت‌ گرفته‌شود». «و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را بر شما مسلط مي‌ساخت‌» براي‌ ابتلا وآزمايش‌ شما، يا براي‌ پاكسازي‌ صف‌ شما، يا به ‌مثابه‌ مجازاتي‌ بر گناهان‌ شما و درآن‌ صورت‌ «حتما با شما مي‌جنگيدند» و موقف‌ بي‌طرفي‌ اختيار نكرده‌، به‌ صف‌كارزار با شما مي‌پيوستند «پس‌ اگر از شما كناره‌گيري‌ كردند و با شما نجنگيدند و با شما طرح‌ صلح‌ افگندند» يعني‌: اگر به‌وسيله‌ عهد و پيماني‌ كه‌ با شما منعقد مي‌كنند،به‌ سازش‌ و كنارگذاشتن‌ جنگ‌ با شما متمايل‌ شدند «پس‌» ديگر «خدا براي‌ شما راهي‌ بر آنان‌ قرار نداده‌است‌» بنابراين‌، نه‌ كشتن‌ آنان‌ بر شما رواست‌ و نه‌ به ‌اسارت‌ درآوردن‌ و چپاول‌ اموالشان‌ زيرا وارد شدن‌ آنها از در تسليم‌، مانع ‌هرنوع‌ تجاوزي‌ بر آنان‌ گشته‌ و اين‌ كار را عليه‌ آنان‌ حرام‌ ساخته‌ است‌.
بنابراين‌، خداي‌ عزوجل‌ مسلمانان‌ را از متعرض‌شدن‌ به‌ جنگ‌ دو گروه‌ زير نهي‌كرد:
1ـ گروهي‌ كه‌ با مسلمانان‌ عهد و پيمان‌ بسته‌ و به‌ عهد و پيمان‌ خويش‌ پايبندند.
2ـ گروهي‌ كه‌ از جنگ‌ با مسلمانان‌ كناره‌گرفته‌ و به‌ بستن‌ عقد صلح‌ و سازش‌ با ايشان‌ مايلند.
 
	آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
‏ترجمه : ‏
‏خدا آن كسي است كه همه موجودات و پديدههاي روي زمين را براي شما آفريد ، آن گاه به آسمان پرداخت و از آن هفت آسمان منظّم ترتيب داد . خدا دانا و آشنا به هر چيزي است .‏
‏توضيحات : ‏
‏« ثُمَّ » : سپس . اين واژه در اينجا ترتيب زماني را نميرساند . همان گونه كه در شعر زير نيز چنين است : اِنَّ مَنْ سادَ ثُمَّ سادَ أَبُوهُ  ثُمَّ قَدْ سادَ قَبْلَ ذلِكَ جَدُّهُ  . . . مراد اين است كه : خداوند آسمانها و زمين را قبلاً به صورت گازهاي پراكنده آفريده است و بعداً آسمانها را هفت تا نموده و زمين را به گونهاي كه قابل زيست باشد در آورده است ( نگا : فصّلت / 11 ) . لذا تصوّر نشود زمين قبل از آسمانها پديد آمده باشد . « اسْتَوي » : 