ارادهاش بر آن قرار گرفت . قصد كرد . « سَوّي » : آراسته و پيراسته كرد . متناسب و بجا آفريد ( نگا : ملك / 3 ) . « عَلِيمٌ » : بس آگاه .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6942.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:6943.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:6944.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:6945.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:6946.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:6947.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:6948.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:6949.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏زماني ( را يادآوري كن ) كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين جانشيني بيافرينم ( تا به آباداني زمين بپردازد و آن زيبانگاري و نوآوري را كه براي زمين معيّن داشتهام به اتمام رساند و آن انسان است . فرشتگان دريافتند كه انسان بنا به انگيزههاي سرشتي زمينياش فساد و تباهي برپا ميدارد . پس براي دانستن نه اعتراض كردن از خدا پرسيدند كه حكمت برتري دادن انسان بر ايشان براي امر جانشيني چيست و ) گفتند : آيا در زمين كسي را به وجود ميآوري كه فساد ميكند و تباهي راه مياندازد و خونها خواهد ريخت ، و حال آن كه ما ( پيوسته ) به حمد و ستايش و طاعت و عبادت تو مشغوليم ؟ گفت : من حقائقي را ميدانم كه شما نميدانيد .‏
 ‏توضيحات : ‏
‏« إِذْ » : آن گاه را كه . زماني را كه . مفعولٌبه فعل محذوفي مانند ( اُذْكُرْ ) است . « جَاعِلٌ » : سازنده . پديدآورنده . « خَلِيفَةً » : جانشين . برخي واژه خليفه را جانشين خدا معني كردهاند ، كه چندان چنگي به دل نميزند ، و برخي آن را جانشين يكديگر مردمان گرفتهاند كه سخني مقبول و پسنديده است . « يَسْفِكُ » : خونريزي ميكند . « الدِّمَآءَ » : جمع دَم ، خونها . « نُسَبِّحُ » : تسبيح ميگوئيم . به پاكي ميستائيم . « نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ » : ستايشگرانه به تنزيه و پاكي تو ميپردازيم . حرف باء در اينجا معني حال را ميرساند ( نگا : مائده / 61 ) . « نُقَدِّسُ » : به پاكي ميستائيم .‏
 
آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس به آدم نامهاي ( اشياء و خواصّ و اسرار چيزهائي را كه نوع انسان از لحاظ پيشرفت مادي و معنوي آمادگي فراگيري آنها را داشت ، به دل او الهام كرد و بدو ) همه را آموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود : اگر راست ميگوئيد ( و خود را براي امر جانشيني از انسان بايستهتر ميبينيد ) اسامي ( و خواصّ و اسرار ) اينها را برشماريد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الأَسْمَآءَ » : نامها . در اينجا مراد ناميدهها است . « عَرَضَهُمْ » : آنها را نمود . ضمير ( هُمْ ) به ( الأَسْمَآءَ ) برميگردد . در اينجا چون منظور از اسماء ، مُسمَّيات است و در ميان مُسمَّيات ، ذويالعقول نيز يافته ميشود ، از راه تغليب ، ضمير ( هُم ) به كار رفته است . « أَنبِؤُنِي » : مرا باخبر كنيد .‏
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرشتگان گفتند : منزّهي تو ، ما چيزي جز آنچه به ما آموختهاي نميدانيم ( و توانائي جانشيني را در زمين و استعداد اشتغال به امور مادي را نداريم و معترفيم كه آدم موجودي شايستهتر از ما است و ) تو دانا و حكيمي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُبْحَانَكَ » : تو پاك و منزّهي . سُبْحانَ مصدر يا اسم مصدر است و مفعول مطلق است . « حَكِيم » : كسي كه كارها را جز از روي حكمت نكند .‏
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرمود : اي آدم ! آنان را از نامها ( و خواصّ و اسرار اين ) پديدهها آگاه كن . هنگامي كه آدم ( فرمان خدا را لبّيك گفت و ) فرشتگان را از ( خواصّ و اسرار اشياء و ) پديدهها آگاه كرد ، خداوند فرمود : به شما نگفتم كه من غيب ( و راز ) آسمانها و زمين را ميدانم و از آنچه شما آشكار ميكنيد يا پنهان ميداشتيد ، نيز آگاهم ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنبَأَ » : باخبر كرد . آگاه نمود . « تُبْدُونَ » : پديدار ميكنيد . نمايان ميسازيد .‏
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي ( را يادآوري كن ) كه به فرشتگان گفتيم : براي آدم سجده ( بزرگداشت و خضوع ، نه عبادت و پرستش ) ببريد . همگي سجده بردند جز ابليس كه سر باز زد و تكبّر ورزيد ، و ( به خاطر نافرماني و تكبّر ) از زمره كافران شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُسْجُدُوا ِلآدَمَ » : مراد اين است كه در برابر آدم خضوع كنيد و در راه مصلحت او به كار بپردازيد . « إبْلِيسَ » : اهريمن . « إِلاّ إِبْلِيسَ » : مگر اهريمن . استثناء منقطع است و ابليس از جنس فرشتگان نيست و بلكه از زمره جنّيان است ( نگا : كهف / 50 ) . « أَبَيا » : خودداري كرد . سر باز زد . « اسْتَكْبَرَ » : سركشي كرد . خويشتن را بزرگتر از آن ديد .‏
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و گفتيم : اي آدم ! تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از ( نعمتهاي فراوان و گواراي ) آن ، هرچه و هر كجا كه ميخواهيد ، خوش و آسوده بخوريد وليكن نزديك اين درخت نشويد و از آن نخوريد . چه ( اگر چنين كنيد ) از ستمگران خواهيد شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَغَداً » : به وفور . به فراواني . صفت مصدر محذوفي است كه تقدير آن چنين است : أَكلاً رَغَداً . يا حال بشمار است . « حَيْثُ » : هرجا . « شِئْتُمْ » : خواستيد . « الشَّجَرَةَ » : درخت . نوع آن را خداوند روشن نفرموده است .‏
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏امّا شيطان مُوجِب لغزش آنان شد و ايشان را از آنچه در آن بودند ( كه بهشت بود ) خارج ساخت و ( در اين هنگام ) به آنان گفتيم : همگي ( به زمين ) فرود آئيد ، در حالي كه بعضي دشمن بعضي خواهيد بود ، و براي شما تا مدّتي در زمين جا و قرارگاه و فرايند و بهرهگيري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَزَلَّ » : لغزانيد . دچار لغزش كرد . « إِهْبِطُوا