ْ » : بر سرتان ميآورند . به شما ميرسانند . برايتان ميخواهند . « يَسْتَحْيُونَ » : زنده باقي ميگذارند . « بَلآءٌ » : آزمايش . آزمون ( نگا : اعراف / 168 ، أنبياء / 35 ) .‏
 
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه به خاطر شما و براي شما دريا را از هم شكافتيم ( و ميان آب آن ، فاصله انداختيم تا از آنجا عبور كنيد ) و شما را رهانيديم و خاندان فرعون را ( در جلو ديدگانتان ) غرق كرديم و شما مينگريستيد ( و ميديديد كه بعد از بيرون رفتنتان ، دريا چگونه بر آنان بهم ميآيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَرَقْنَا » : فاصله انداختيم . از هم شكافتيم . « بِكُمْ » : براي شما و به خاطر شما . حرف باء در آن به منزله لام تعليل است .‏
 

آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه با موسي چهل شب ( و روز ) وعده گذاشتيم ( كه به مناجات پردازد . هنگامي كه به ميعادگاه رفت و راز و نياز به پايان رسيد ، و برگشت ، ديد كه منحرف گشتهايد و ) پس از او گوسالهپرستي پيش گرفتهايد ،  ( گوسالهاي كه سامري آن را ساخته بود و معبودتان كرده بود ) و بر خود ستمگر شدهايد ( چون براي خدا شريك و انباز ساختهايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَاعَدْنَا » : وعده داديم . « اِتَّخَذْتُمْ » : گرفتيد . اين فعل گاهي به دو مفعول نياز دارد و گاهي به يكي اكتفاء ميكند . در اينجا مفعول دوم محذوف است كه ( إِلهاً ) يا ( مَعْبُوداً ) است . تقدير چنين است : إِتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ إِلهاً . « الْعِجْلَ » : گوساله .‏
 
آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس از شما در گذشتيم و بعد از آن ( توبه كرديد و شما را آمرزيديم ) شايد سپاسگزاري كنيد ( و در برابر عفو و فضل خدا ، تنها به عبادت او بپردازيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَفَوْنا » : عفو كرديم . گذشت نموديم .‏
 
آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه به موسي كتاب ( تورات ) عطاء كرديم كه جدائيانداز ( حق و باطل ، و حلال و حرام ) است ، تا اين كه راه يابيد ( به نور آن ، و با انديشه ژرف ، هدايت را از ضلالت باز شناسيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاتَيْنَا » : داديم . « الْكِتَابَ » : مراد تورات است . « الْفُرْقَانَ » : جداكننده حق از باطل ، و حلال از حرام . مصدر ثلاثي مجرّد است و در معني اسم فاعل ، يعني : فارق به كار رفته است . فرقان صفت ( الْكِتَابَ ) است . يعني عطف صفت بر موصوف شده است . شايد هم مراد از فرقان معجزاتي است كه جداسازنده ادّعاي راستين از ادّعاي دروغين است . يا اين كه مراد شرعي است كه جداكننده حلال از حرام است . در اين صورت ، عطف ( الْفُرْقَانَ ) بر ( الْكِتَابَ ) از قبيل عطف خاصّ بر عام است .‏
 
آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه موسي به قوم خود گفت : اي قوم من ! شما با پرستيدن گوساله ، بر خود ستم كردهايد ، پس به سوي آفريدگار خويش برگرديد و توبه كنيد . بدين گونه كه نفس ( سركش ) خود را بكشيد ( و جان تازه و پاكي را به كالبد خويش بدميد ) و اين در پيشگاه آفريدگارتان براي شما بهتر است .  ( و چون چنين كرديد ، لطف خدا شما را در برگرفت ) و توبه شما را پذيرفت . چه او بسيار توبهپذير و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَارِئ » : آفريننده . هستيبخش . « أُقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ » : نفسهاي خود را با زدودن شهوات مهار كنيد و آنها را پاكيزه داريد . بيگناهان شما ، گناهكاران شما را بكشند .‏
 
آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه گفتيد : اي موسي ! هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد ، مگر آن كه خدا را آشكارا ببينيم . پس صاعقه آسماني شما را فرا گرفت ، در حالي كه ميديديد ( كه به سبب سركشي و درخواست ناروا ، به چه مصيبت بزرگي دچار آمدهايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَهْرَةً » : آشكارا . عيان . جَهْرَةً صفت مصدر محذوفي است و تقدير آن چنين است : حَتّى نَرَى اللهَ رُؤْيَةً جَهْرَةً .‏
 
آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَئاً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَئاً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
مجاهد و ديگران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ درباره‌ عياش‌بن‌ابي‌ربيعه‌ برادر مادري‌ ابوجهل‌ نازل‌ شد كه‌ در روز فتح‌ مكه‌ مردي‌ را كه‌ به‌ خاطر اسلام‌ در مكه‌ شكنجه‌اش‌ مي‌كرد، كشت‌، درحالي‌كه‌ بي‌خبر از آن‌ بود كه ‌اين‌ مرد مسلمان‌ شده‌ و حتي‌ هجرت‌ نيز كرده‌ است‌.
«و هيچ‌ مؤمني‌ را نسزد كه‌ مؤمني‌ را ـ جز به‌ خطا ـ بكشد» يعني‌: مؤمن‌ همچون ‌كافر ـ كه‌ حكم‌ انفاذ قتل‌ آن‌ گذشت‌ ـ نيست‌ بنابراين‌، براي‌ مؤمن‌ به‌ هيچ‌ حالي ‌روا نيست‌ كه‌ مؤمني‌ ديگر را ـ جز به‌ خطا و اشتباه‌ ـ به‌ قتل‌ رساند. خاطرنشان‌مي‌شود كه‌ وجوه‌ خطا و اشتباه‌ بسيار است‌، و ضابطه‌ در همه‌ آنها، عدم‌ وجود قصد و تعمد مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ريختن‌ خون‌ شخص‌ مسلماني‌كه‌ به‌ يگانگي‌ خدا(ج) و رسالت‌ من‌ گواهي‌ مي‌دهد، حلال‌ نيست‌ مگر به‌ يكي‌ ازسه‌ چيز: كشتن‌ نفس‌ دربرابر نفس‌، كشتن‌ شخص‌ داراي‌ همسري‌ كه‌ مرتكب‌ زنا مي‌شود و كشتن‌ كسي‌ كه‌ ترك‌كننده‌ دين‌ خويش‌ و جداشونده‌ از جماعت‌ مسلمين‌است». و اگر يكي‌ از اين‌ امور سه‌گانه‌ روي‌ داد، باز هم‌، كسي‌ از رعيت‌ حق ‌اجراي‌ قتل‌ را ندارد، بلكه‌ اين‌ كار برعهده‌ زمامدار مسلمانان‌، يا جانشين‌ وي‌ مي‌باشد «و هركس‌ كه‌ مؤم