غَداً » : فراوان . گوارا و پاكيزه . حال مصدر محذوفي است كه تقدير آن چنين است : أَكْلاً رَغَداً . « سُجَّداً » : فروتنانه . جمع ساجِد ، حال ضمير ( و ) در ( أُدْخُلُوا ) است . « حِطَّةٌ » : زدودن . برطرفكردن . مرفوع است چون خبر مبتداي محذوف است . تقدير چنين است : مَسْألَتُناحِطَّةٌ . يعني : درخواست ما اسقاط خطايا و زدودن گناهان است .‏
 
آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس ستمگران ( از فرمان خدايشان سرپيچي كردند ) و گفتاري را كه به آنان گفته بوديم ديگر كردند و ديگرگون گفتند . پس در برابر سرپيچي و تمرّدشان ، از آسمان بر آنان عذابي نازل كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَيْرَ » : منصوب به نزع خافض است . يا اين كه مفعول دوم فعل ( بَدَّلَ ) است . « رِجْزاً » : عذاب . عقوبت . « بِمَا » : بدان سبب كه .‏
 
آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) هنگامي را كه موسي براي قوم خود طلب آب كرد ( وقتي كه در بيابان ، تشنگي بر همگان چيره شده بود ) . پس گفتيم : عصاي خويش را بر سنگ بزن . آن گاه دوازده چشمه از سنگ جوشيدن گرفت . هر تيرهاي از مردم ، آبشخور خود را دانست ( و بديشان گفتم : ) از روزي خدا بخوريد و بنوشيد و تباهكارانه در زمين به لاف و گزاف و تجاوز و تعدّي نپردازيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَسْقَيا » : آب خواست . « عَيْناً » : چشمه . « أُنَاسٍ » : مردم . « مَشْرَبَ » : آبشخور . « لا تَعْثَوْا » : تباهي نكنيد . در فساد زيادهروي نكنيد . « مُفْسِدِينَ » : فسادپيشگان . تباهكاران . حال مؤكّده ضمير ( و ) در ( لا تَعْثَوْا ) است . « لا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ » : منظور نهي از غوطهور شدن در فساد است ، والاّ هر فسادي ناپسند است . همان گونه كه هر ربائي حرام و زشت است ، ولي به همين شيوه خداوند فرموده است : لا تَأْكُلُوا الرِّبَآ أَضْعَافاً مُّضَاعَفَةً .‏
 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه گفتيد : اي موسي ! ما بر يك خوراك ( ترنجبين و بلدرچين ) شكيبائي نداريم . از خداي خود بخواه كه براي ما آنچه را زمين از سبزي و خيار و گندم و سير و عدس و پياز ميروياند ، بيرون آورد . موسي گفت : آيا برآنيد كه چيز پستتر را جانشين چيز بهتر سازيد ؟ پس ( از سرزمين سيناء ) به شهري ( از شهرها ) فرود آييد كه در آنجا آنچه را خواستهايد خواهيد يافت ، و ( به سبب اين غرور و سرمستي و سركشي ) گرفتار خواري و تنگدستي شدند و در خور خشم خدا گرديدند . اين هم بدان علّت بود كه به آيات خدا بيباور شدند و پيغمبران را بدون سبب و تنها به انگيزه مخالفت با حق ميكشتند . اين ( تكفير آيات و كشتن پيامبران ، بر اثر تكرار گناهان و غرق شدن در معاصي بود كه بديشان جرأت داده بود كه ) سركشي كنند و به تجاوز و تعدّي دست يازند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُدْعُ » : فراخوان . « بَقْلِ » : سبزيجات . از قبيل : نعناع و كرفس و تره . « قِثَّآء » : خيار . خيار چنبر . « فُوم » : سير . « بَصَل » : پياز . « أَدْنَيا » : ناچيز . « خَيْرٌ » : خوب . « مِصْراً » : شهري . « الْمَسْكَنَةُ » : خواري و بيچارگي . « بَآءُوا » : برگشتند . « بَآءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ » : خشم خدا را با خود آوردند . مورد خشم خدا قرار گرفتند . « عَصَوْا » : سرپيچي كردند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6978.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:6979.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:6980.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:6981.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:6982.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:6983.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:6984.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:6985.txt">آيه  69</a></body></html> آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه ايمان داشتند ( پيش از اين به پيغمبران ، و آنان كه به محمّد باور دارند ) و يهوديان ، و مسيحيان ، و ستارهپرستان و فرشتهپرستان ، هر كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته و كردار نيك انجام داده باشد ، چنين افرادي پاداششان در پيشگاه خدا محفوظ بوده و ترسي بر آنان نيست و غم و اندوهي بديشان دست نخواهد داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ هَادُوا » : كساني كه يهودي شدهاند . مراد يهوديان و پيروان موسي است . « النَّصَارَيا » : مسيحيان . « الصَّابِئِينَ » : ستارهپرستان . خورشيدپرستان . آنان كه از هر دين و آئيني قسمتي را برگرفتهاند . اين آيه بيانگر رستگاري همه اين گروهها نيست . بلكه ميرساند كه ايمان در انحصار نژاد و گروه خاصّي نميباشد . هر كه دين اسلام را بپذيرد و اوامر و نواهي آن را مراعات دارد ، اهل نجات است ( نگا : نساء / 150 و 151 ، أنفال / 38 ، بيّنه / 6 ) . پس از بعثت رسول اكرم ( ص ) انسانها را ميتوان به چهار گروه تقسيم كرد . سه گروه اهل نجات و رستگاري هستند ، و آنان عبارتند از : 1 - كساني كه در گوشه و كنار جهان زندگي ميكنند و اصلاً بدانان نداي دعوت اسلام نميرسد . 2 - كساني كه بدانان نداي دعوت اسلام ميرسد ولي به صورت ناقص و غيرقانع كننده ، و خودشان هم اهل تحقيق و پژوهش نيستند . 3 - كساني كه نداي دعوت اسلام بديشان ميرسد و آن را ميپذيرند و در پندار و گفتار و كردار برابر قوانين اسلام زندگي را سپري ميكنند . گروه چهارم كه نجات پيدا نميكنند و به دوزخ درميافتند كسانيند كه نداي دعوت اسلام را ميشنوند و قانع هم ميگردند ولي حاضر به پذيرش اسلام نميشوند . . .‏
 



آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن 