مان را كه از شما پيمان گرفتيم ( كه بدانچه در تورات است ، عمل كنيد ) و كوه طور را بالاي سرتان نگاه داشتيم ( و به شما گفتيم : ) محكم برگيريد آنچه را به شما دادهايم ( كه تورات است ) و در عمل بدان جدّي باشيد و آنچه را در آن است بررسي كنيد و در مدّنظر گيريد تا پرهيزگار شويد ( و خويشتن را با مواظبت احكام و دستورات آن ، از عذاب به دور داريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَفَعْنَا » : بلند كرديم . « الطُّورَ » : اسم كوهي است كه موسي بالاي آن با خدا مناجات كرد . « خُذُوا مَا . . . . » : در اينجا حذف قول شده است ، و تقدير چنين است : قُلْنَا لَهُمْ خُذُوا مَا . . . ، اين شيوه در كلام عرب فراوان است ( نگا : زمر / 3 ، فرقان / 41 ) .‏
 آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ عمدا مؤمني‌ را بكشد» درحالي‌كه‌ مي‌داند كه‌ او مؤمن‌ است‌ «پس‌ جزاي‌ او جهنم‌ است‌ كه‌ جاودانه‌ در آن‌ مي‌ماند و خداوند بر او خشم‌ مي‌گيرد و لعنتش ‌مي‌كند» يعني‌: از او انتقام‌ مي‌گيرد و او را از رحمت‌ خويش‌ طرد مي‌كند «و براي‌ او عذابي‌ عظيم‌ آماده‌ ساخته‌ است‌» و او به ‌سبب‌ گناه‌ بزرگي‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌،مستحق‌ اين‌ همه‌ مجازات‌ است‌. نشانه‌ قتل‌ عمد: كشتن‌ انسان‌ با وسيله‌اي‌ از وسايل‌كشنده‌اي‌ است‌ كه‌ عمل‌ قتل‌ عادتا به‌ مانند آن‌ وسيله‌ انجام‌ مي‌گيرد؛ چون‌ شمشير، تفنگ‌، سم‌ و امثال‌ آن‌. ولي‌ كسي‌ كه‌ از قتل‌ عمد توبه‌كار شد، سزاوار اين‌ كيفر نيست‌. اما بايد دانست‌ كه‌ در توبه‌ قتل‌ عمد، قاتل‌ ناگزير بايد به‌ قتل‌ اعتراف‌ و خود را براي‌ قصاص‌ تسليم‌ كند؛ چنانچه‌ قصاص‌ واجب‌ بود، يا ديه‌ بپردازد ـ چنانچه‌ قصاص‌ واجب‌ نبود ـ درصورتي ‌كه‌ قاتل‌ توانگر بوده‌ و بر پرداخت‌ كل‌ ديه‌ يا بعضي‌ از آن‌ قادر باشد، چه‌ در قتل‌ عمد، عاقله‌ قاتل‌ متحمل‌ ديه‌ قتل‌ نبوده‌ بلكه‌ ديه‌ به‌ مال‌ خود وي‌ تعلق‌ مي‌گيرد.
اما اگر قاتل‌ قتل‌ عمد، از اين‌ گناه‌ عظيم‌ توبه‌ كرد و عزم‌ خود را بر اين‌ امر كه‌ديگر به‌ قتل‌ هيچ‌كسي‌ دست‌ نيالايد جزم‌ نمود، بي‌آن‌ كه‌ به‌ قتل‌ اعتراف‌ نموده‌ وخود را به‌ عدالت‌ تسليم‌ نمايد، در اين‌ صورت‌ به‌ قبول‌ توبه‌ وي‌ يقين‌ قاطع‌ نداريم‌، ولي‌ خداي‌ عزوجل‌ ارحم‌الراحمين‌ است‌ و اوست‌ كه‌ ميان‌ بندگان‌ خويش‌ در آنچه‌كه‌ ميان‌ خويش‌ اختلاف‌ داشته‌اند، داوري‌ مي‌كند. هرچند كه‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌براي‌ قاتل‌ قتل‌ عمد، توبه‌ و كفاره‌اي‌ ذكرنشده‌، چنان‌كه‌ براي‌ قاتل‌ خطا ذكرشده‌،كه‌ اين‌ خود دليل‌ عدم‌ پذيرش‌ اين‌ دو از قاتل‌ در قتل‌ عمد است‌. چنان‌كه‌ابن‌عباس‌(رض) نيز بر آن‌ است‌ كه‌ قتل‌ عمد توبه‌اي‌ ندارد، به‌دليل‌ احاديث‌ بسياري‌ كه‌بر بزرگي‌ اين‌ جنايت‌ دلالت‌ مي‌كنند و از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خداص: «اولين‌ قضيه‌اي‌ كه‌ ميان‌ مردم‌ در روز قيامت‌ فيصله‌ مي‌شود، قضيه‌ خونهاست».در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «قطعا نابودي‌ دنيا در نزد خدا، آسانتر ازكشتن‌ شخص‌ مسلماني‌ است». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «اگراهالي‌ آسمانها و زمين‌ بر كشتن‌ مرد مسلماني‌ گردآيند، بي‌گمان‌ خداوند همه‌ را برروهايشان‌ در آتش‌ مي‌افگند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ بر كشتن‌ مسلماني‌ ياري‌ نمايد ـ هرچند با بخشي‌ از يك‌ كلمه‌ ـ روزقيامت‌ درحالي‌ مي‌آيد كه‌ ميان‌ هر دو چشمش‌ چنين‌ نوشته‌ شده‌: اين‌ شخص‌ از رحمت‌ خدا نوميد است».
اما جمهور فقها بر آنند كه‌ توبه‌ قاتل‌ عمد پذيرفته‌ مي‌شود. مراد از جاودانه ‌ماندن‌ وي‌ در دوزخ‌ نيز در رأي‌ جمهور، درنگ‌كردن‌ وي‌ به‌مدت ‌دورودرازي‌ است‌، نه‌ ماندگار بودن‌ هميشگي‌ وي‌ زيرا از رسول‌ خداص به‌ تواتراحاديثي‌ نقل‌ شده‌است‌ كه‌ مفاد همه‌ آنها اين‌ است‌: «هركس‌ در قلبش‌ كمترين‌ ذره‌اي‌ از ايمان‌ باشد، سرانجام‌ از دوزخ‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شود». بنابر همين‌ رأي ‌جمهور است‌ كه‌ علما گفته‌اند: «در قتل‌ عمد سه‌ حق‌ است‌: حق‌ خدا(جل جلاله)، حق ‌مقتول‌ و حق‌ اولياي‌ دم‌. اما حق‌ اولياي‌ دم‌، تسليم‌ كردن‌ قاتل‌ به‌ آنان‌ است‌ كه‌ يا قصاصش‌ كنند يا از وي‌ ديه‌ بگيرند، همچنان‌ مي‌توانند او را عفو كنند. و حق ‌خداوند(ج) به‌ توبه‌ ساقط مي‌شود ـ چنانچه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ توبه‌ را بپذيرد. اما حق‌ مقتول‌ به‌ روز قيامت‌ باقي‌ مي‌ماند، كه‌ يا خداي‌ عزوجل‌ او را از قاتلش‌ راضي‌ گرداند، يا اگر بخواهد وي‌ را عذاب‌ كند».
 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس شما ، بعد از همه اينها ،  ( از طاعت و عبادت ) روگردان شديد ، و اگر لطف خدا و رحمت او شامل شما نميشد ( و به شما مهلت نميداد و عذاب را به تأخير نميانداخت ) جزو زيانباران ميبوديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلَّيْتُمْ » : روي گردانديد . پشت كرديد .‏
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شما بيگمان دانستهايد ( خبر و سرگذشت ) آنان را كه از شما در روز شنبه ( از حدود الهي ) تجاوز كردند . پس بديشان گفتيم : به بوزينگان رانده شده تبديل شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إعْتَدَوْا » : تجاوز كردند . « السَّبْتِ » : شنبه . « قِرَدَةً » : جمع قِرْد ، ميمونها . بوزينهها . « خَاسِئِينَ » : راندهشدگان و مطرودان بسان سگان . خدا متجاوزين را از رحمت خود به دور داشت و آنان را خوار و پست نمود ، به گونهاي كه مردم از همنشيني ايشان گريزان شدند و آنان را همچون بوزينگان از اجتماع انساني خود طرد كردند .‏
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس آن ( عقوبت ) را عبرتي براي معاصران واقعه و آيندگان كرديم ، و پندي براي پرهيزگاران نموديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلْنَاهَا » : آن را گردانديم ، مرجع ضمير ( هَا ) حال ، كَيْنُونَة ، صَيْرُورَة ، مَسْخَة ، و يا قِرَدَة است . « نَكَالاً » : عبرت . پند و اندرز . « مَا بَيْنَ يَدَيْهَا » : مراد معاصران ايشان است . « مَا خَلْفَهَا » : مراد آيندگان است .‏
 آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَع