ُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن هنگامي را كه موسي به قوم خود ( كه در ميانشان قتلي رخ داده بود و قاتل شناخته نميشد ) گفت : خدا به شما دستور ميدهد كه گاوي را سر ببريد ( تا كليد شناخت قتل شود . ولي ايشان اين كار را عجيب پنداشتند و ) گفتند : آيا ما را مسخره ميكني ؟ گفت : به خدا پناه ميبرم از اين كه جزو نادانان باشم ( و مردم را ريشخند نمايم و به مسخره گيرم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَقَرَةً » : گاو . بقرة ، واحد بَقَر است كه اسم جنس است ( نگا : بقره / 70 ) . « هُزُواً » : سخريّه . بازيچه . مصدر و به معني اسم مفعول ، يعني مَهْزُوءً است . مانند خَلْق به معني مَخْلُوق ( نگا : لقمان / 11 ) و صَيْد به معني مَصيد ( نگا : مائده / 94 و 95 ) .‏
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : از خداي خود بخواه كه برايمان روشن كند چه گاوي ( مورد نظر ) است ؟ گفت :  ( پروردگار جهانيان به من خبر داده و ) ميگويد : آن ، گاوي است نه پير و نه جوان ، بلكه ميانهسالي است ميان اين دو . پس آنچه به شما فرمان داده شده است انجام دهيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَارِضٌ » : پير . كهنسال . سالخورده . « بِكْرٌ » : خُردسال . نورسيده . « عَوَانٌ » : ميانهسال . وسط . « بَيْنَ ذلِكَ » : ميان آن چيزي كه ذكر شد .‏
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : از خداي خود بخواه كه برايمان بيان دارد ، رنگ آن چگونه است ؟ گفت :  ( پروردگار جهانيان به من خبر داده و ) ميگويد : آن گاو ، گاو زرد پررنگي است كه نگاه كنندگان ( بدو ) را شادماني ميبخشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَفْرَآءُ » : زردرنگ . « فَاقِعٌ » . خوشرنگ . « لَوْنُ » : رنگ . مرفوع است چون فاعل ( فَاقِعٌ ) است . « تَسُرُّ » : شاد ميكند . مسرور ميسازد .‏
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6987.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:6988.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:6989.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:6990.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:6991.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:6992.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:6993.txt">آيه  76</a></body></html>آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : خدايت را برايمان فراخوان تا بر ما روشن كند چگونه گاوي است . به راستي اين گاو بر ما مشتبه است ( و ناشناخته مانده است ) و ما اگر خدا خواسته باشد راه خواهيم برد ( به سوي گاوي كه بايد سر ببريم و آن را خواهيم شناخت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَشَابَهَ » : مشتبه شده است . همگون شده و بهم آميخته است .‏
 

آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : خدا ميفرمايد كه آن ، گاوي است كه هنوز به كار گرفته نشده است و رام نگشته است تا بتواند زمين را شيار كند و زراعت را آبياري نمايد . از هر عيبي پاك و رنگش يكدست و بدون لكه است . گفتند : اينك حق مطلب را اداء كردي . پس گاو را سر بريدند ، گرچه نزديك بود كه چنين نكنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَلُولٌ » : رام . كار كشته . « تُثِيرُ » : زير و رو ميكند . « الْحَرْثَ » : كشت و زرع . « مُسَلَّمَةٌ » : سالم . بيعيب . « شِيَةَ » : رنگ مخالف . از ماده ( وشي ) . « مَا كَادُوا يَفْعَلُونَ » : نزديك بود كه چنين كاري نكنند .‏
 
آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد بياوريد ) آن گاه را كه كسي را كشتيد و درباره آن به نزاع برخاستيد و يكديگر را بدان متّهم كرديد ، و خدا حقيقت امر را ميدانست و آنچه را كه پنهان ميكرديد ، آشكار و نمايان مينمود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إدَّارَءْتُمْ » : كشمكش كرديد . اختلاف ورزيديد . گناه را از خود دور و به گردن ديگري انداختيد . فعل ماضي باب تفاعل است و اصل آن ( تَدَارَءْتُمْ ) از ماده ( دَرْء ) به معني دفْع است . . « مُخْرِجٌ » : بيرون آورنده . آشكاركننده .‏
 
آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: مردي‌ از قبيله‌ بني‌سليم‌ بارمه‌ گوسفندي‌ از نزد گروهي‌ از ياران‌ رسول‌ خداص گذشت‌ و بر ايشان‌ سلام‌گفت‌. در اين‌ اثنا ايشان‌ در ميان‌ خود گفتند: اين‌ شخص‌ بر ما سلام‌ نگفت‌ مگربه‌خاطر اين‌ كه‌ از ما ايمن‌ باشد! اين‌ سخن‌ را گفتند و بروي‌ حمله‌ برده‌ به‌ قتلش‌رساندند و گوسفندانش‌ را به‌ عنوان‌ غنيمت‌ نزد رسول‌ خداص آوردند. همان‌ بودكه‌ نازل‌ شد: «اي‌ مؤمنان‌! چون‌ در راه‌ خدا سفر كنيد» يعني‌: چون‌ به‌ جهاد بيرون‌ رويد، يا دشمن‌ دين‌ را با سلاح‌ بكوبيد «پس‌ نيك‌ تفحص‌ كنيد» يعني‌: نيك‌پرس‌وجو و تأمل‌ كنيد تا يقين‌ حاصل‌ نماييد كه‌ آن ‌كس‌ كه‌ بر وي‌ ضربه‌ مي‌زنيد، از مؤمنان‌ نيست‌ «و به‌ كسي‌ كه‌ نزد شما اسلام‌ را» يعني‌ كلمه‌ شهادت‌ را «اعلام‌ و اظهار نموده‌ است‌، نگوييد: تو مؤمن‌ نيستي‌» به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: براي ‌كسي‌ كه‌ به‌ شما «السلام‌ عليكم» گفته‌، نگوييد كه‌ تو مسلمان‌ نيستي‌. «تا بدين‌وسيله‌ متاع‌ زندگاني‌ دنيا را بجوييد» يعني‌ اين‌ اشتهاي‌ غنيمت‌ است‌ كه‌ شما را از تحقيق‌ و بررسي‌ در مورد مسلماني‌ آن‌ شخص‌ باز مي‌دارد، درحالي‌كه‌ اين‌ غنيمت‌ چيزي‌ جز بهره‌ فاني‌ دنياي‌ دون‌ نيست‌ «و نزد الله غنيمتهاي‌ بسياري‌ است‌» از آنچه‌ كه‌ بي‌ ارتكاب‌ هيچ‌ محظوري‌ براي‌ شما حلال‌ مي‌باشد و با برخورداري‌ از اين‌ حلالهاي‌ پاكيزه‌، از كشتن‌ و به‌ غنيمت‌ گرفتن‌ مال‌ كساني‌ كه‌ از در تسليم‌ و انقياد درآمده‌اند، بي‌نياز مي‌گرديد «قبلا خودتان‌ نيز همين‌گونه‌ بوديد» يعني‌: خودتان‌ نيز قبلا از كفار بوديد «ولي‌ خداوند بر شما منت‌ نهاد» و از ريختن