 . دوست نميداشت . « إسْتَكْبَرْتُمْ » : بزرگي فروختيد . خويشتن را بزرگتر از آن ديديد كه حق را بپذيريد و در برابر آن كرنش كنيد . « فَرِيقاً » : دستهاي . گروهي . مفعول مقدّم براي افعال ( كَذَّبْتُمْ ) و ( تَقْتُلُونَ ) است .‏
 آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( موضع آنان در برابر پيغمبر خاتم محمّد امين نيز چنين است و از روي ريشخند ) گفتند : دلهاي ما سرپوشيده و در غلاف است ( و گفته نو دعوت تو بدان راه ندارد ! چنين نيست ) بلكه خداوند آنان را به خاطر كفرشان نفرين نموده ( و از رحمت خويش به دور داشته است ) و كمتر ايمان ميآورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غُلْفٌ » : جمع أَغْلَف ، بسته و پوشيده . در پرده ( نگا : فصّلت / 5 ) . « لَعَنَهُمْ » : ايشان را نفرين كرد . بر آنان خشم گرفت و از رحمت خويش به دورشان داشت . « قَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ » : اندكي ايمان ميآورند ( نگا : بقره / 83 ) . ايمان ناچيز و ضعيفي دارند . قَلِيلاً منصوب است چون صفت مصدر محذوفي است : يُؤْمِنُونَ إيمَاناً قَلِيلاً . و يا حال است براي ضمير ( و ) در فعل ( يُؤْمِنُونَ ) . حرف ( مَا ) زائد است و براي تأكيد معني قِلّت آمده است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7009.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:7010.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:7011.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:7012.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:7013.txt">آيه  93</a></body></html>آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه از طرف خداوند كتابي ( به نام قرآن توسّط پيغمبر اسلام ) به آنان رسيد كه تصديقكننده چيزهائي ( همچون توحيد و اصول دين و مقاصد آن ) بود كه با خود ( از تورات ) داشتند ، و ( از روي تورات ) آن را شناختند و ( به صدق محتوايش ) پي بردند ، ولي ( به سبب حسادت و عناد ) بدان كفر ورزيدند ( زيرا ، پيغمبري آن را آورده بود كه از بنياسرائيل نبود . گرچه ) قبلاً ( هنگامي كه با مشركان به جنگ و يا نزاع لفظي برميخاستند ، ميگفتند كه خدا ايشان را با فرستادن آخرين پيامبري كه كتابشان بدان نويد داده است ، ياري خواهد داد و ) اميد فتح و پيروزي بر كافران را داشتند . پس لعنت خداوند بر كافران ( چون ايشان ) باد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كِتَابٌ » : مراد قرآن است . « يَسْتَفْتِحُونَ » : طلب فتح و پيروزي ميكردند . « فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا . . . » : مراد از ( مَا ) و ضمير ( هِ ) در ( كَفَرُوا بِهِ ) محمّد است . برخي مرجع آن دو را ( كتاب ) يعني قرآن دانستهاند . « عَرَفُوا » : شناختند . آگاهي يافتند .‏
 
آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مؤمنان‌ خانه‌نشين‌ غيراهل‌ ضرر، با آن‌ مجاهداني‌ كه‌ با مال‌ و جان‌ خود در راه‌ خدا جهاد مي‌كنند، يكسان‌ نيستند» اهل‌ ضرر: اهل‌ معاذيراند كه‌ عذرهايي‌ چون ‌بيماري‌، معلوليت‌، نابينايي‌، لنگي‌ و غيره‌ به‌ آنان‌ ضرر وارد نموده‌، تا بدانجا كه‌ ازجهاد بازشان‌ داشته‌ است‌، پس‌ اگر نيت‌ و عزم‌ مؤمنان‌ معذور فقط اين‌ باشد كه‌ در صورت‌ نبود عذر، قطعا به‌ جهاد مي‌رفتند، در اين‌ صورت‌، آن‌ معذوران‌ نيز در درجه‌ مجاهدان‌ قرار داشته‌ و همانند پاداش‌ ايشان‌ را دارند، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: رسول‌ خداص دريكي‌ از غزوات‌ خطاب‌ به‌ مجاهدان‌ فرمودند:«قطعا در مدينه‌ مردمي‌ هستند كه‌ شما هيچ‌ مسيري‌ را نپيموده‌ و هيچ‌ وادي‌اي‌ را پشت‌سر نگذاشته‌ايد، مگر اين‌ كه‌ با شما در آن‌ همراهند. اصحاب‌ گفتند: يارسول‌ الله! درحالي‌كه‌ در مدينه‌ هستند با ما همراهند؟ فرمودند: آري‌! وجود عذرايشان‌ را بازداشته‌ است».
آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ در بيان‌ برتري‌ مجاهدان‌ بر خانه‌نشينان‌ مي‌فرمايد: «خداوند كساني‌ را كه‌ با مال‌ و جان‌ خود جهاد مي‌كنند، به‌ درجه‌اي‌ بر خانه‌نشينان‌ مزيت‌ بخشيده‌» يعني‌: ياد و نام‌ آنان‌ را بلند گردانيده‌ و با مدح‌ و ثناي‌ خود، به‌ ايشان ‌برتري‌ بخشيده‌ است‌. مراد از درجه‌ برتري‌ دراينجا، برتري‌ آنها بر غير معذوران ‌است‌، چه‌ دارندگان‌ عذر در صورتي‌ كه‌ نيتشان‌ صحيح‌ باشد، درجه‌اي‌ همانند بامجاهدان‌ را دارند ـ چنان‌كه‌ گفتيم‌ «و خداوند همه‌ را» اعم‌ از مجاهدان‌ وخانه‌نشينان‌ را «وعده‌ نيكو داده‌» يعني‌: وعده‌ پاداش‌ نيكو داده‌ كه‌ همانا بهشت ‌است‌ «و خداوند جهادگران‌ را بر جهاد گريزان‌ به‌ پاداشي‌ عظيم‌ برتري‌ داده‌است‌» كه ‌اين‌ پاداش‌ عظيم‌ عبارت‌ است‌ از:
 
	آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خويشتن را به بدترين چيزها فروختند ( چه از هواي نفس پيروي و به دنبال تعصّبات قبيلهاي روان شدند ) و به ناروا نسبت به آنچه فرستاده بوديم كفر ورزيدند و كفرشان تنها به خاطر دشمنانگي ( با ديگران و انتقام از مؤمنان ) و ناخوشنودي از اين كه خداوند ( وحي خويشتن را ) از روي فضل و مرحمت پروردگاريش بر هر كه بخواهد از بندگانش نازل ميكند بود . لذا خشم خدا يكي پس از ديگري آنان را فرا گرفت ( و مستوجب دو خشم شدند : يكي بر اثر كفري كه نسبت به محمّد پيغمبر اسلام روا داشتند ، و ديگري خشمي كه بر اثر كفر و آزاري كه درباره موسي روا ميداشتند ) . براي كفّار ( همانند ايشان ) عذاب خواركننده و دردناكي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِئْسَمَا » : چه زشت است . « إِشْتَرَوْا » : فروختند . « أَن يَكْفُرُوا » : تأويل به مصدر ميشود و تقدير آن ( كُفْرُهُمْ ) است و مخصوص به ذمّ و محلاًّ مرفوع و مبتدا است ، و عبارت پيشين خبر آن ، و يا اين كه خبر مبتداي محذوف ( هو ) است ، و تقدير آن چنين است :  ( هُوَ أَن يَّكْفُرُوا ) . « بَغْياً » : فساد . در اينجا مراد حسد است . چون حسد از فساد نفس سرچشمه ميگيرد . مفعولٌله براي ( أَن يَّكْفُرُوا ) است . « أَن يُّنَزِّلَ اللهُ » : مفعولٌله و محلاًّ منصوب است . تقدير آن چنين است : لِأن يُّنَزِّلَ اللهُ . يعني : لإِنزَالِ اللهِ .