 آن يا همسان آن را ميآوريم و جايگزينش ميسازيم . مگر نميداني كه خداوند بر هر چيزي توانا است ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا نَنسَخْ » : آنچه را كه زائل كنيم . آنچه را كه باطل گردانيم . آنچه را كه تغيير دهيم . واژه ( مَا ) شرطيّه و محلّاً منصوب به ( نَنسَخْ ) است و ( نَنسَخْ ) مجزوم بدان است . « ءَايَةٍ » ، هر معجزهاي از معجزات پيغمبران پيشين . آيه قرآني . نشانه جهاني . شريعت . « نُنسِهَا » : از خاطر مردم آن را بزدائيم . از ياد ديگرانش ميبريم . از مصدر ( إنسَاء ) است .‏
 



آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: در مكه‌ مسلماناني‌ بودند كه‌ به‌ مدينه‌ هجرت ‌نكرده‌ بلكه‌ در ميان‌ كفار باقي‌ مانده‌ بودند، درحالي‌كه‌ كفار مكه‌ آنان‌ را از اظهار اسلام‌ و انجام‌ عبادات‌ و شعائر ديني‌شان‌ بازداشته‌ و چه ‌بسا كه‌ اجبارا آنان‌ را با خود به‌ جنگ‌ عليه‌ مسلمانان‌ مي‌كشاندند و مجاهدان‌ مسلمان‌ بي‌ خبر از اين‌ كه‌ آنها مسلمان‌اند، به‌ قتلشان‌ مي‌رساندند، پس‌ نازل‌ شد: «هرآينه‌ آنان‌ كه‌ فرشتگان‌» يعني‌: ملك‌الموت‌ و همكارانش‌ «جانشان‌ را مي‌گيرند» با قبض‌ ارواحشان‌ «در حالي‌ كه‌ بر خويشتن‌ ستمكار بوده‌اند» با هجرت‌ نكردن‌ از ديار كفر. پس‌ ظلم‌ وستمشان‌ بر خويشتن‌، همزيستي‌ با كفار و ترك‌ فريضه‌ هجرت‌ است‌ «فرشتگان‌ به‌ايشان‌» يعني‌: به‌ اين‌ مسلمانان‌ ستمكار باقي ‌مانده‌ در دار حرب‌ «مي‌گويند: شما در چه‌ حال‌ بوديد؟» اين‌ سؤال‌، سؤالي‌ توبيخي ‌است‌، يعني‌: موقف‌ شما دربرابر دينتان‌ چگونه‌ بود؟ آيا شما با وجود همزيستي‌ با كفار و ترك‌ هجرت‌، اهل‌ ديانت‌ هم ‌بوديد؟! يا معني‌ اين‌ است‌: آيا شما در زمره‌ اصحاب‌ پيامبرص بوديد، يا در زمره‌مشركان‌؟ آنان‌ پوزش‌ خواهانه‌ «پاسخ‌ مي‌دهند: ما در زمين‌ از مستضعفان‌ بوديم‌» كه‌ به‌ اظهار دين‌ و هجرت‌ از سرزمين‌ خويش‌ توانا نبوديم‌. فرشتگان‌ در رد اين‌سخنشان‌ سرزنش‌ كنان‌ «مي‌گويند: مگر زمين‌ خدا وسيع‌ نبود تا در آن‌ مهاجرت‌ كنيد» و خود را از زير بار ستم‌ كفار نجات‌ داده‌ همراه‌ با مسلمين‌ به‌ عبادت‌ خداي ‌عزوجل‌ بپردازيد؟ چرا! شما اين‌ امكان‌ را داشتيد زيرا انسان‌ اگر به‌ كاري‌ تصميم ‌بگيرد، حتما راهكار آن‌ را هم‌ پيدا خواهد كرد. مراد از (ارض) در اينجا، هر مكان‌ و منطقه‌اي‌ از مناطق‌ كره‌ زمين‌ است‌ كه‌ براي‌ هجرت‌ آماده‌ و مناسب‌ باشد، اما مراد از (ارض) اول‌، هر سرزميني‌ است‌ كه‌ هجرت‌ از آن‌ واجب‌ است‌ «پس‌ آن ‌گروه‌ جايشان‌ دوزخ‌ است‌ و چه‌ بدجايي‌ است‌» يعني‌: آن‌ گروه‌ مسكن‌ و مأوايي‌ جز دوزخ‌ ندارند و چه‌ بد جا و چه‌ بد سرانجامي‌ است‌.
پس‌ اين‌ آيه‌، دليل‌ فرضيت‌ هجرت‌ از دار كفر به ‌سوي‌ دار اسلام‌ است‌ براي ‌هر كسي‌ كه‌ به‌ برپاداشتن‌ دين‌ خويش‌ در دار كفر قادر نباشد. ابن‌كثير مي‌گويد: «بر اين‌ امر اجماع‌ وجود دارد». اما اگر به‌ برپاداشت‌ دين‌ خويش‌ در دار كفر قادر بود، آيا باز هم‌ هجرت‌ از دارحرب‌ به‌سوي‌ دار اسلام‌ و از دار ظلم‌ به‌سوي‌ دارعدل‌ و از دار بدعت‌ به‌سوي‌ دار سنت‌ بر وي‌ واجب‌ است‌؟ علما در اين‌ باره‌ بر دو قول‌اند. احناف‌ مي‌گويند: هجرت‌ بر او واجب‌ است‌. و شافعي‌ها مي‌گويند: باقي‌ماندن‌ در دار كفر براي‌ وي‌ مستحب‌ مي‌باشد.
 
	آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا نميداني كه ملك و فرمانروائي آسمانها و زمين از آن او است ؟  ( و حق دارد هرگونه تغيير و تبديلي در آيات و معجزات خود بدهد ) و جز خدا سرپرست و ياوري براي شما نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُلْكُ » : مملكت . حكومت . « مِن دُونِ اللهِ » : غير از خدا . بجز خدا . « وَلِيٍّ » : سرور . سرپرست . ياور . « نَصِيرٍ » : مددكار . ياريدهنده . كمككننده .‏
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شايد ميخواهيد از پيغمبر خود ( همان تقاضاهاي نامعقول و نابجا و معجزات معيّن و ناروائي را ) درخواست كنيد كه پيش از اين ،  ( از جانب بنياسرائيل براي آزمايش و عناد ) از موسي خواسته ميشد .  ( در پشت سر چنين درخواستي ، بهانهجوئي و كفرگرائي نهفته است ) و هر كه ايمان را با كفر معاوضه كند ، راه راست را گم كرده است ( و از صراط مستقيم خداشناسي منحرف گشته است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ » : يا اين كه . بلكه . « يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإيمَانِ » : كفر را بر ايمان ترجيح دهد و آن را به جاي اين برگيرد . « ضَلَّ » : عدول كرده است . گم كرده است . « سَوَآءَ » : راستا . وسط ( نگا : مائده / 12 و 60 و 77 ، قصص / 22 ، ممتحنه / 1 ) . « سَوَآءَ السَّبِيلِ » : مراد راه راست و بدون فراز و نشيب است . اضافه صفت به موصوف خود است .‏
 
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بسياري از اهل كتاب ، از روي رشك و حسدي كه در وجودشان ريشه دوانده است ، آرزو دارند اگر بشود شما را بعد از پذيرش ايمان بازگردانند ( به جانب كفر و به حال سابقي كه داشتيد ! ) با اين كه حقّانيّت ( اسلام و درستي راهي كه برگزيدهايد ، از روي خود كتابهاي آسمانيشان ) برايشان كاملاً روشن گشته است . پس گذشت نمائيد و چشمپوشي كنيد تا خدا فرمان دهد ( كه در برابرشان چه كار كنيد ) . بيگمان خداوند بر هر چيزي توانا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَدَّ » : دوست داشت . آرزو كرد . « كُفَّاراً » : حال ضمير مفعولي ( كُمْ ) در ( يَرُدُّونَكُم ) يا مفعول دوم است . « حَسَداً » : مفعولٌله است . « تَبَيَّنَ » : روشن گرديد . « أُعْفُوا » : عفو كنيد و عقوبت نكنيد . « إصْفَحُوا » : ببخشيد و سرزنش نكنيد .‏
 آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پس بر شعائر دينيّتان ماندگار باشيد ) و 