وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي پروردگار ما ! در ميان آنان ( كه از دودمان ما و منقاد فرمان تويند ) پيغمبري از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر ايشان فرو خواند و كتاب ( قرآن ) و حكمت ( اسرار شريعت و مقاصد آن ) را بديشان بياموزد و آنان را ( از شرك و اخلاق ناپسند ) پاكيزه نمايد ، بيگمان تو عزيزي و حكيمي ( و بر هر چيزي توانا و پيروزي ، و هر كاري را كه ميكني بنابر مصلحتي و برابر حكمتي است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِبْعَثْ » : برانگيز . بفرست . « يَتْلُو » : بخواند . در رسمالخطّ قرآني ، الف زائدي در آخر دارد . « ءَايَاتِ » : مراد آيههاي قرآني است . « الْكِتَابَ » : قرآن . خطّ و كتابت ( نگا : آلعمران / 48 ، جمعه / 2 ) . « الْحِكْمَةَ » : معرفت اسرار اشياء . حكمت ، بر هر نوع گفتار و كرداري اطلاق ميشود كه صواب بدان تحقّق پذيرد . انجام هر كاري در جاي خود و نهادن هر چيزي به جاي خود . اسرار احكام ديني و شناخت مقاصد شريعت . « يُزَكِّيهِمْ » : آنان را از معاصي و اخلاق نكوهيده پاك ميدارد . « الْعَزِيزُ » : چيره شكستناپذير .‏
 
آيه  130
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه كسي از آئين ابراهيم رويگردان خواهد شد مگر آن ( ناداني ) كه خود را خوار و كوچك داشته و ( انسانيّت و عقل خويش را به بازيچه گيرد و ناچيز دارد ؟ ) ما او را در اين جهان برگزيديم ( و سمبل و رهبر ديگران كرديم ) و او در جهان ديگر ، از زمره شايستگان ( مقرّب درگاه الهي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَرْغَبُ عَنْ . . . » : بيزار ميشود . دوري ميگزيند . « مِلَّةِ » : دين . آئين . « سَفِهَ » : سبك شمرد . خوار داشت . به بازيچه گرفت . « نَفْسَ » : خود . « إصْطَفَيْنَا » : برگزيديم . « إصْطَفَيْنَاهُ » : او را براي پيغمبري برگزيديم . « الصَّالِحِينَ » : شايستگان . بايستگان .‏
 
آيه  131
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن گاه كه پروردگارش ( همراه با نمودن نشانهها و آيات كوني و نفسي ) بدو گفت :  ( به يگانگي خدا اقرار كن و ) اخلاص داشته باش . گفت :  ( اقرار كردم و سر بر آستان تو سائيدم و ) خالصانه تسليم پروردگار جهانيان گشتم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اَسْلِمْ » : مطيع شو . مخلص شو .‏
 
آيه  132
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ابراهيم فرزندان خود را به اين آئين سفارش كرد ، و يعقوب ( نوه او نيز چنين كرد . هر كدام به فرزندان خويش گفتند : ) اي فرزندان من ! خداوند ، آئين ( توحيدي اسلام ) را براي شما برگزيده است .  ( پس به ما قول بدهيد كه يك لحظه هم از آن دوري نكنيد ) و نميريد جز اين كه مسلمان باشيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَصَّيا » : توصيه كرد . سفارش نمود . ارشاد كرد . « بِهَا » : به آن . مرجع ضمير ( هَا ) واژه ( مِلّة ) در آيه 130 است . « فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ » : مراد اين است كه هميشه ديندار و فرمانبردار خدا باشيد ، تا اگر مرگ شما را در ربود ، مسلمان و مطيع فرمان يزدان ، جهان را بدرود گوئيد .‏
 
آيه  133
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا ( شما يهوديان و مسيحيان كه محمّد را تكذيب مينمائيد و ادّعاء داريد كه بر آئين يعقوب هستيد ) هنگامي كه مرگ يعقوب فرا رسيد ، شما حاضر بوديد ( تا آئيني را بشناسيد كه بر آن مرد ؟ ) . آن هنگامي كه به فرزندان خود گفت : پس از من چه چيز را ميپرستيد ؟ گفتند : خداي تو ، خداي پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه خداوند يگانه است و ما تسليم ( فرمان ) او هستيم ( و سر عبادت و بندگي بر آستانش ميسائيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شُهَدَآءَ » : جمع شهيد به معني شاهد ، حاضران . « إِبْرَاهِيمَ » : بدل جزء از كلّ ( ءَابَآءِ ) است . « إِلهاً وَاحِداً » : علّت نصب ( إِلهاً ) دو چيز ميتواند باشد : يكي اين كه بدل ( إِلهَكَ ) باشد ، دوم اين كه حال آن بشمار آيد .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ در راه‌ خدا هجرت‌ كند» يعني‌: هجرت‌ وي‌ با قصدي‌ درست‌ و نيتي ‌خالصانه‌ همراه‌ بوده‌ و به‌ چيزي‌ از انگيزه‌ها و شائبه‌هاي‌ دنيوي‌ آلوده‌ نباشد «در زمين‌ اقامتگاههاي‌ فراوان‌ خواهد يافت‌» كه‌ به‌رغم‌ ميل‌ قومي‌ كه‌ از نزدشان‌ هجرت ‌كرده ‌است‌ و به‌ كوري‌ چشم‌ و خاري‌ آنان‌، در آن‌ اقامتگاهها ساكن‌ مي‌شود. مراغم‌: سرزمين‌ هجرت‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ كوري‌ چشم‌ دشمنش‌، راه‌ آن‌ را در پيش‌مي‌گيرد «و» در هجرت‌ خويش‌ «گشايشها» خواهد يافت‌، هم‌ در سرزميني‌ كه ‌به‌سوي‌ آن‌ هجرت‌ مي‌كند و هم‌ در رزق‌ و روزي‌ خويش‌ «و هركه‌ از خانه‌ خود هجرت‌كنان‌ به‌سوي‌ الله و پيامبرش‌ به‌در آيد» و به‌ آنجايي‌ برود كه‌ خدا(ج) ورسولشص دستور داده‌اند «سپس‌ مرگش‌ در رسد» قبل‌ از آن‌ كه‌ به‌ مكاني‌ كه ‌قصد هجرت‌ به‌سوي‌ آن‌ را كرده‌ است‌، برسد «حقا كه‌ پاداش‌» هجرت‌ «او» به‌طور كامل‌ «بر الله ثابت‌ شده‌ است‌» يعني‌: پاداش‌ وي‌ در نزد حق‌ تعالي‌ چنان ‌ثابت‌ شده‌است‌ كه‌ هرگز برگشت‌پذير نيست‌، هرچند كه‌ به‌ دار هجرت‌ هم‌ نرسد «وخدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» به‌ عمل‌ مؤمن‌ مي‌آمرزد و به‌ نيت‌ وي‌ رحم‌ مي‌كند.
علما گفته‌اند: «هر هجرتي‌ براي‌ طلب‌ علم‌، يا حج‌، يا جهاد، يا رفتن‌ شخص‌ به‌ سرزميني‌ با هدف‌ افزودن‌ بر طاعت‌، يا با هدف‌ قناعت‌، يا زهد و طلب‌ روزي ‌پاكيزه؛ هجرت‌ به‌سوي‌ خدا و رسول‌ وي‌ است». اما در اعمال‌، نيت‌ معتبر است‌، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «... هركس‌ هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ الله و رسولش‌باشد، قطعا هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ الله و رسول‌ وي‌ است‌ و هر كس‌ هجرت‌ وي ‌به‌سوي‌ دنيايي‌ باشد كه‌ به‌ آن‌ دست‌ يابد، يا به‌سوي‌ زني‌ باشد كه‌ آن‌ را تزويج‌ كند، پس‌ هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ قصد دستيابي‌ به‌ آن‌ هجرت ‌كرده ‌است».
از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه