َمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا ميگوئيد : ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ، يهودي يا مسيحي بودهاند ؟  ( در صورتي كه تورات و انجيل بعد از اينان نازل شدهاند و يهوديّت و مسيحيّت پس از ايشان پيدا آمدهاند ! ) بگو : آيا شما بهتر ميدانيد يا خدا ؟  ( چرا آنچه را كه در اين باره در كتابهاي آسمانيّتان آمده است پنهان ميداريد ؟ ) و چه كسي ستمگرتر از آن كس است كه گواهي و شهادت الهي را كه نزد او است پنهان دارد ؟ و خدا از آنچه ميكنيد غافل و بيخبر نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ » : يا اين كه . « أَظْلَمُ » : ستمكارتر . « كَتَمَ » : پنهان كرد . « مِنَ اللهِ » : از سوي خدا . واصله از سوي خدا .‏
 
آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( به هر حال ) آنان قومي بودند كه مردند و سر خود گرفتند . آنچه به چنگ آوردند متعلّق به خودشان است ، و آنچه شما فراچنگ آوردهايد از آن شما است ، و درباره آنچه ميكردهاند از شما پرسيده نميشود ( و هيچ كس مسؤول اعمال ديگري نيست و كسي را به گناه ديگري نميگيرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَتْ » : رفته است . سرخود گرفته است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:7070.xml">صفحة (22) (آیه 142)</a><a class="folder" href="w:html:7075.xml">صفحة (23) (آیه 146) </a><a class="folder" href="w:html:7084.xml">صفحة (24) (آیه 154)</a><a class="folder" href="w:html:7095.xml">صفحة (25) (آیه 164)</a><a class="folder" href="w:html:7102.xml">صفحة (26) (آیه 170)</a><a class="folder" href="w:html:7110.xml">صفحة (27) (آیه 177)</a><a class="folder" href="w:html:7116.xml">صفحة (28) (آیه 182)</a><a class="folder" href="w:html:7122.xml">صفحة (29) (آیه 187)</a><a class="folder" href="w:html:7127.xml">صفحة (30) (آیه 191)</a><a class="folder" href="w:html:7134.xml">صفحة (31) (آیه 197)</a><a class="folder" href="w:html:7141.xml">صفحة (32) (آیه 203) </a><a class="folder" href="w:html:7150.xml">صفحة (33) (آیه 211)</a><a class="folder" href="w:html:7156.xml">صفحة (34) (آیه 216)</a><a class="folder" href="w:html:7161.xml">صفحة (35) (آیه 220) </a><a class="folder" href="w:html:7167.xml">صفحة (36) (آیه 225)</a><a class="folder" href="w:html:7174.xml">صفحة (37) (آیه 231)</a><a class="folder" href="w:html:7178.xml">صفحة (38) (آیه 234)</a><a class="folder" href="w:html:7183.xml">صفحة (39) (آیه 238)</a><a class="folder" href="w:html:7192.xml">صفحة (40) (آیه 246) </a><a class="folder" href="w:html:7196.xml">صفحة (41) (آیه 249)</a></body></html>آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوّاً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ در زمين‌ رهسپار سفر شديد، بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ نماز را كوتاه‌ سازيد» يعني‌: نمازهاي‌ چهار ركعتي‌ را دو ركعت‌ بخوانيد. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ كوتاه‌ كردن‌ (قصر) نماز بر مسافر واجب‌ نيست‌، بلكه‌ مسافر مخير است‌ كه‌ اگر بخواهد نماز را قصر كند و اگر بخواهد آن‌ را كامل‌ بخواند، چنان‌كه‌ اين‌ مذهب ‌شافعي: است‌. اما در نزد امام‌ ابوحنيفه:، قصر در سفر عزيمت‌ است‌ نه‌رخصت‌، پس‌ قصر در سفر الزامي‌ بوده‌ و كامل‌ خواندن‌ نماز در آن‌ جايز نيست ‌زيرا رسول‌ خداص در تمام‌ سفرهايشان‌ به‌ كوتاه‌خواندن‌ نماز پايبند بوده‌اند و به ‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ عمر(رضي الله عنه): «فرض‌ نماز در سفر بر زبان‌ پيامبرتان‌، دو ركعت ‌كامل‌ بدون‌ قصر است»، همچنان‌ اين‌ فرموده‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها: «اولين‌بار كه‌ نماز فرض‌شد، دو ركعت‌ بود، پس‌ اين‌ دو ركعت‌ در سفر تثبيت‌ و در اقامت‌ وحضر برآن‌ افزوده‌ شد». بايد دانست‌ كه‌ سفر مباح ‌كننده‌ قصر در نزد احناف‌ مسيرسه‌ روز راه‌ است‌ كه‌ به‌ مقياس‌ امروزي‌ (96) كيلومتر مي‌شود. بلي‌! نماز را بايد قصر كنيد «اگر مي‌ترسيد كه‌ كافران‌ شما را در بلا مي‌افگنند، چراكه‌ كافران‌ براي‌ شما پيوسته‌ دشمني‌ آشكارند» ظاهر اين‌ آيه‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ قصر در سفر جايز نيست‌، مگر اين‌ كه‌ با خوف‌ فتنه‌ و بلا از سوي‌ كافران‌ همراه‌ باشد و لذا با وجود ايمني‌ از جانب‌ آنان‌، قصر نماز جواز ندارد. ليكن‌ در سنت‌ نبويص به ‌اثبات ‌رسيده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص با وجود ايمن‌ بودن‌ از آزار كفار، نماز را در سفر قصر نمودند بنابراين‌، در نزد اهل‌ سنت‌، خوف‌ و هراس‌ از دشمن‌، شرط جايز بودن‌ قصر نماز در سفر نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7071.txt">آيه  142</a><a class="text" href="w:text:7072.txt">آيه  143</a><a class="text" href="w:text:7073.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:7074.txt">آيه  145</a></body></html>آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نابخردان مردم خواهند گفت : چه چيز ايشان را از قبله خود كه بر آن بودند برگرداند ؟ بگو : خاور و باختر ( و همه جهات ديگر ) از آن خدا است . هر كه را بخواهد به راه راست رهبري مينمايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السُّفَهَآءُ » : جمع سفيه ، كمخردان . نابخردان . « وَلاّهُمْ » : روگردان كرد . منصرف ساخت .‏
 

آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و بيگمان شما را ملّت ميانهروي كردهايم ( نه در دين افراط و غلوي ميورزيد ، و نه در آن تفريط و تعطيلي ميشناسيد . حق روح و حق جسم را مراعات ميداريد و آميزهاي از حيوان و فرشتهايد ) تا گواهاني بر مردم باشيد ( و بر تفريط ماديگرايانِ لذائذ جسماني طلب و روحانيّت باخته ، و بر افراط تاركانِ دنيا و تركِ لذائذ جسماني كرده ، ناظر بوده و خروج هر دو دسته را از جاده اعتدال مشاهده نمائيد ) و پيغمبر ( نيز ) بر شما گواه باشد ( تا چنانچه دستهاي از شما راه او گيرد ، و يا گروهي از شما از جاده سيرت و شريعت او بيرون رود ، با آئين و كردار خويش بر ايشان حجّت و گواه باشد ) . و ما قبلهاي را كه بر آن بودهاي ( و تا كنون به سوي آن نماز خواندهاي و هم اينك فرمان روكردن به جهت كعبه صادره شده است ) قبله ننموده بوديم مگر اين كه بدانيم چه كسي از پيغمبر پيروي مينمايد و چه كسي بر پاشنههاي خود ميچرخد ( و به عقب بر ميگردد تا صف ثابتقدمان بر ايمان ، و فرصتطلبان بيايمان از هم روشن و جدا شود ) . و اگرچه ( تغيير قبله براي كسي كه الفت گرفته است بدان رو ك