 تَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و به كساني كه در راه خدا كشته ميشوند مرده مگوئيد ، بلكه آنان زندهاند ، وليكن شما ( چگونگي زندگي ايشان را ) نميفهميد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْوَاتٌ » : مردگان . « أَحْيَآءٌ » : زندگان . واژههاي اموات و احياء ، خبر مبتداي محذوف بوده و تقدير چنين است : هُمْ أَمْوَاتٌ بَلْ هُمْ أَحْيَآءٌ . « لا تَشْعُرُونَ » : احساس نميكنيد . نميفهميد . پي نميبريد .‏
 


آيه  155
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و قطعاً شما را با برخي از ( امور همچون ) ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود ميوهها ، آزمايش ميكنيم ، و مژده بده به بردباران .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَنَبْلُوَنَّكُمْ » : بيگمان شما را ميآزمائيم . « الأَنفُسِ » : جانها . كسان . اشخاص .‏
 

آيه  156
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن كساني كه هنگامي كه بلائي بدانان ميرسد ، ميگويند : ما از آنِ خدائيم و به سوي او بازميگرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَصَابَتْهُمْ » : بديشان رسيد . بر سر آنان آمد . « إِنَّا » : اين كه ما . « رَاجِعُونَ » : بَرگشتگان . رجوعكنندگان .‏
 آيه  157
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان ( همان بردباران با ايماني هستند كه ) الطاف و رحمت و احسان و مغفرت خدايشان شامل حال آنان ميگردد ، و مسلّماً ايشان راهيافتگان ( به جاده حق و حقيقت و طريق خير و سعادت ) هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَلَوَاتٌ » : جمع صَلاة ، عنايت . مغفرت . رأفت . « الْمُهْتَدُونَ » : راهيافتگان .‏
 آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان ( دو كوه ) صفا و مروه ( و هفت بار سعي ميان آن دو ) از نشانههاي ( دين ) خدا و عبادات الله هستند . پس هر كه ( ميخواهد فريضه ) حجّ بيت ( اللهالحرام ) يا عمره را به جاي آورد ، بر او گناهي نخواهد بود كه آن دو ( كوه ) را بارها طواف كند ( و سعي ميان صفا و مروه را به جاي آورد ) . هر كه به دلخواه كار نيكي را انجام دهد ( و بيش از واجبات ، به طاعت و عبادت پردازد ، خدا پاداش او را ميدهد ، چه ) بيگمان خدا سپاسگزار و آگاه ( از اعمال و نيّات عبادتكنندگان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الصَّفَا » : اسم كوهي است . « الْمَرْوَةَ » : اسم كوهي است . « شَعَآئِرِ » : جمع شَعيرَة ، علامتها . نشانهها . در اينجا شعائر بر امكنه عبادت اطلاق شده است . « حَجَّ الْبَيْتَ » : قصد كعبه براي اداي مناسك در موسم حجّ كرد . « إعْتَمَرَ » : قصد عُمره كرد . « جُنَاحَ » : گناه . « يَطَّوَّفَ » : طواف كند . سعي كند . فعل مضارع باب تفعّل است و اصل آن ( يَتَطَوَّفَ ) ميباشد . « تَطَوَّعَ » : آزادانه و راغبانه به عهده گرفت . « خَيْراً » : كار نيكو . خوبي . اعم از حجّ و عمره و طواف و . . . « شَاكِرٌ » : سپاسگزار . اين واژه بيانگر مبالغه احسان خدا در حق بندگان است و براي خدا معني جزا دهنده طاعت و كردار شايسته را دارد .‏
آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً ‏
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ خطابي‌ است‌ به‌ رسول‌ خداص و به‌ هر امير و فرماندهي‌ بعد از ايشان‌، كه‌ بايد در هنگام‌ خوف‌ با همراهانشان‌ نماز خوف‌ را برپا دارند. يادآور مي‌شويم ‌كه‌ رسول‌ خداص دوبار نماز خوف‌ خوانده‌اند، يك‌بار در «عسفان»، بار ديگر در سرزمين‌ «بني‌سليم» و اصحاب‌ ايشان‌ نيز بعد از رحلتشان‌، بارها نماز خوف ‌خوانده‌اند ـ چنان‌كه‌ معروف‌ است‌. «و چون‌ در ميان‌ مؤمنان‌ بودي‌» در هنگام‌ خوف‌ «و برايشان‌ نماز برپا داشتي‌، پس‌ بايد گروهي‌ از ايشان‌ با تو بايستند» يعني‌: بعد از اين‌ كه‌ آنان‌ را به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ كردي‌، يك‌ گروه‌ در برابر دشمن‌ قرارگيرند و گروهي‌ ديگر همراه‌ تو در نماز بايستند «و بايد كه‌ سلاح‌هاي‌ خود را نيز برگيرند» يعني‌: هم‌ گروهي‌ كه‌ با تو نماز مي‌خوانند و هم‌ گروهي‌ كه‌ دربرابر دشمن‌ مي‌ايستند، هر دو بايد سلاح‌هاي‌ خود را برگيرند. اما نمازگزاران‌ بايد آن‌ مقدارسلاح‌ برگيرند كه‌ مانع‌ نمازشان‌ نگردد. مراد اين‌ است‌ كه‌ بايد حامل‌ اسلحه‌ خود باشند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در هنگام‌ نياز بتوانند بي‌درنگ‌ به‌ آن‌ دسترسي‌ داشته‌ باشند تا اين‌ مجهزبودن‌ به‌ سلاح‌، اميد دشمن‌شان‌ را از هر نوع‌ بهره‌برداري‌ از فرصت‌، قطع ‌نمايد «پس‌ چون‌» نمازگزاران‌ همراه‌ با تو «به‌ سجده‌ روند» يعني‌: يك‌ ركعت‌يا تمام‌ نماز را با تو ادا نمايند «آن‌ گروه‌ ديگر بايد كه‌ پشت‌ سر قرار گيرند» يعني‌:گروه‌ اول‌ بعد از فراغت‌ از آن‌ ركعت‌ يا فراغت‌ از تمام‌ نماز، بايد براي‌ حراست‌ در مقابل‌ دشمن‌ قرارگيرند، آن‌گاه‌ گروه‌ دوم‌ به‌ نماز بايستند.
احناف‌ و بسياري‌ ديگر از فقها در تفسير آن‌ مي‌گويند: چون‌ گروه‌ اول‌ يك‌ ركعت‌ خويش‌ را با دو سجده‌ برگزار كرد، بايد برگردد و در برابر دشمن‌ بايستد وگروه‌ دوم‌ به‌ نماز بپيوندد و چون‌ گروه‌ دوم‌ نماز خويش‌ را به‌پايان‌ رساند، گروه‌اول‌ در همان‌ جايي‌ كه‌ هست‌، نماز خويش‌ را تكميل‌ نمايد، يا مجددا به‌ جايي‌ كه‌در اول‌ نماز گزارده‌ برگردد و نماز خويش‌ را تكميل‌ نمايد. اما مالك: مي‌گويد: نماز گروه‌ اول‌ با همان‌ يك‌ ركعت‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد زيرا در نزد وي‌، نماز خوف ‌فقط يك‌ ركعت‌ است‌ «و بايد كه‌ آن‌ گروه‌ ديگر كه‌ هنوز نماز نخوانده‌، بيايد» و آن ‌همان‌ گروهي‌ است‌ كه‌ در برابر دشمن‌ ايستاده‌ و هنوز نماز نگزارده‌ «پس‌ با تو نماز خوانند» در ركعت‌ دوم‌ بر همان‌ وصفي‌ كه‌ گروه‌ اول‌ نماز گزارده‌ است‌، بعد از آن ‌رسول‌ خداص سلام‌ دهند و 