 شفاعت‌ كند «و نه‌ بجاي‌ وي‌ عوضي‌ گرفته‌مي‌شود» از مال‌ يا خانواده‌ و فرزندان‌ «و ياري‌ هم‌ نخواهند شد» يعني: كسي‌ را توان‌ و امكان‌ آن‌ نيست‌ كه‌ به‌ آنان‌ كمك‌ كند و از عذاب‌ خداوند (ج)نجاتشان‌دهد.
مفسران‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه: عدم‌ سودبخشي‌ شفاعت، فقط در حق‌ كفاراست، اما شفاعت‌ به‌ مؤمنان‌ نفع‌ مي‌رساند، پس‌ شفاعتي‌ كه‌ مردود است‌؛ شفاعت ‌در حق‌ كافران‌ مي‌باشد.
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ نماز را تمام‌ كرديد» يعني‌: چون‌ از اداي‌ نماز خوف‌ فارغ‌ شديد «پس ‌خدا را ايستاده‌ و نشسته‌ و بر پهلوهاي‌ خويش‌» يعني‌: در تمام‌ احوال‌ و حتي‌ در حال‌ جنگ‌ «ياد كنيد و چون‌ آسوده‌خاطر شديد» از وجود دشمن‌ و حالت‌ خوف‌ از ميان‌ رفت‌ «نماز را برپا داريد» يعني‌: نمازي‌ را كه‌ وقت‌ آن‌ داخل‌ مي‌شود، بر صفت ‌مشروعه‌ آن‌ به‌طور كامل‌ و با رعايت‌ اذكار و اركان‌ و طمأنينه‌ آن‌، برپا داريد «زيرا نماز بر مؤمنان‌ فرض‌ وقت‌ معين‌ شده‌اي‌ است‌» يعني‌: نماز فريضه‌اي‌ است‌ كه ‌خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر بندگان‌ خويش‌ در اوقات‌ معلوم‌ و معيني‌ فرض‌ گردانيده‌ و هر وقتي‌ از اوقات‌ آن‌ داراي‌ آغاز و انجامي‌ است‌، لذا برپاداشتن‌ نمازها در غير اوقات‌ آنها جايز نيست‌، مگر به‌ خاطر وجود عذري‌ شرعي‌، چون‌ به ‌خواب‌ ماندن‌، يا سهوكردن‌، يا مانند آن‌، به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل ‌شما را به‌ برپاداشتن‌ نماز در حال‌ خوف‌ ـ به‌ كيفيتي‌ كه‌ بيان‌ شد ـ دستور داده‌ وحتي‌ در اين‌ حالت‌ نيز، به‌ تأخير انداختن‌ آن‌ را از وقت‌ معين‌ آن‌ اجازه‌ نداده‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌: رسول‌ خداص با يارانشان‌ در «عسفان» بودند كه‌ مشركان‌ به‌ فرماندهي‌ خالدبن‌ وليد در رسيده‌ و در ميان‌ مسلمانان‌ و قبله ‌مستقر شدند، آنها با خود گفتند: هم‌ اكنون‌ وقت‌ نمازي‌ بر آنان‌ فرامي‌رسد كه‌ ازخود و فرزندانشان‌ برايشان‌ محبوب‌تر است‌، پس‌ مترصد آن‌ فرصت‌ باشيد! همان ‌بود كه‌ جبرئيل‌(ع) اين‌ آيات‌ را در ميان‌ ظهر و عصر فرود آورد.
 
آيه  168
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي مردم ! از آنچه در زمين است و حلال و پاكيزه است ( و خدا آن را تحريم نكرده و نفس انسان گوارا و خوشايندش ميداند ) بخوريد ، و پا به پاي اهريمن راه نيفتيد ( و به دنبال شيطان روان نشويد ) . بيگمان او دشمن آشكار شما است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَلالاً » : حال ( ما ) يا مفعول ( كُلُوا ) يا صفت مفعول محذوفي است كه تقدير آن چنين است : كُلُوا شَيْئاً حَلالاً : يا صفت مصدر محذوفي است و تقدير آن چنين ميشود : كُلُوا أَكْلاً حَلالاً . « طَيِّباً » : پاكيزه ، صفت ( حَلالاً ) است . « خُطُوَاتِ » : جمع خُطْوَةَ ، گامها . « مُبِينٌ » : آشكار . آشكاركننده . از مصدر ( إبانة ) كه به صورت لازم و متعدّي به كار ميرود . يعني : ظَاهِرُ الْعَدَاوَةِ ، يا : مُظْهِرُ الْعَدَاوَةِ .‏
 
آيه  169
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏او تنها شما را به سوي زشتكاري و گناهكاري فرمان ميدهد ( و بديها را در نظرتان ميآرايد و شما را وا ميدارد بر ) اين كه آنچه را نميدانيد به خدا نسبت دهيد ( و با پيروي از اوهام و خرافات نادانسته به دنبال معبودهاي باطل روان شويد و حلال را حرام ، و حرام را حلال بشمار آوريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السُّوءِ » : بدي . هر گناهي كه سرانجام ناپسندي داشته باشد . قبيح . « الْفَحْشَآءِ » : زشتترين معاصي ، مانند زنا و قتل . « مَا لا تَعْلَمُونَ » : آنچه را كه نميدانيد . مفعول فعل ( لا تَعْلَمُونَ ) محذوف و تقدير آن چنين است : مَا لا تَعْلَمُونَ الإِذْنَ فِيهِ مِنَ اللهِ . . .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7103.txt">آيه  170</a><a class="text" href="w:text:7104.txt">آيه  171</a><a class="text" href="w:text:7105.txt">آيه  172</a><a class="text" href="w:text:7106.txt">آيه  173</a><a class="text" href="w:text:7107.txt">آيه  174</a><a class="text" href="w:text:7108.txt">آيه  175</a><a class="text" href="w:text:7109.txt">آيه  176</a></body></html>آيه  170
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه به آنان گفته شود : از آنچه خدا فرو فرستاده است پيروي كنيد ( و راه رحمان را پيش گيريد ، نه راه شيطان را ) ، ميگويند : بلكه ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم پيروي ميكنيم ( نه از چيز ديگري ) . آيا اگر پدرانشان چيزي ( از عقائد و عبادات دين ) را نفهميده باشند و ( به هدايت و ايمان ) راه نبرده باشند ( باز هم كوركورانه از ايشان تقليد و پيروي ميكنند ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلْفَيْنَا » : يافتهايم . ديدهايم . از ماده ( لفي ) . « لا يَعْقِلُونَ » : نميفهمند . درك نميكنند .‏
 


آيه  171
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مثل ( دعوتكننده ) كساني كه كفر ورزيدهاند ( و راه حقيقت و هدايت را ترك گفتهاند و كوركورانه به دنبال آباء و اجدادشان افتادهاند ) همچون مثل كسي است كه ( چوپان گوسفنداني باشد و ) آنها را صدا بزند ، ولي آنها چيزي جز سر و صدا نشنوند ( و بدون اين كه حقيقت و مفهوم گفتار او را درك كنند ، با اشاره او بياراده سر به زير اندازند و به اين طرف و آن طرف بروند . كافران نيز ) كران و لالان و كورانند و لذا ايشان از روي خرد عمل نميكنند و نميفهمند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَثَلُ الَّذِينَ » : مضاف محذوف است و تقدير چنين است : مَثَلُ دَاعِي الَّذِينَ . مَثَلُ دُعَآءِ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ دُعَآءِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاّ دُعَآءً وَ نِدَآءً . « يَنْعِقُ » : فرياد ميزند . نهيب ميزند . « مَا » آنچه . مراد چهارپايان ، يا صدا و فرياد است . « يَنْعِقُ بِمَا » : بر چهارپايان نهيب ميزند . « دُعَآءً » : بانگزدن . فراخواندن . « نِدَآءً » : بانگزدن . فراخواندن . مصدر باب مفاعله است . « صُمٌّ » : جمع أَصمّ ، كران . « بُكْمٌ » : جمع أَبْكَم ، لالان . « عُمْيٌ » : جمع أَعْمي ، كوران .‏
 
آيه  172
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَن