چه ميگويد ، موافق با چيزي است كه در درون پنهان ميدارد ، و گفتار و كردارش يكي است ) . و حال آن كه او سرسختترين دشمنان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُعْجِبُكَ » : تو را به شگفت ميآورد . توجّه تو را به خود جلب ميكند . « فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا » : در زندگي دنيا . درباره امور زندگي دنيا . « يُشْهِدُ اللهَ » : خدا را گواه ميگيرد . « أَلَدُّ » : صفت مشبّهه و به معني سخت و شديد است ، يا اين كه اسم تفضيل و به معني سرسختترين و گردنكشترين است . « الْخِصَامِ » : مصدر باب مفاعله و به معني خصومت و دشمني است ، و يا اين كه جمع مكسّر خَصْم ، به معني دشمنان است .‏
 
آيه  205
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه پشت ميكند و ميرود ( و يا به رياست و حكومتي ميرسد ) ، در زمين به تلاش ميافتد تا در آن فساد و تباهي ورزد و زرع و نسل ( انسانها و حيوانات ) را نابود كند ( و با فساد و تباهي خود ، اقوات و اموال و ارواح را از ميان ببرد ) ، و خداوند فساد و تباهي را دوست نميدارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلَّيا » : والي و سرور شد . پشت كرد و رفت . « الْحَرْثَ » : كشت و زرع . « النَّسْلَ » : نژاد انسان يا حيوان . نسل مصدر است و در معني اسم مفعول به كار رفته است ، همچون خلق و مخلوق .‏
 
آيه  206
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه بدو گفته ميشود : از خدا بترس ( و اقوال و افعال برابر دار و به جاي افساد اصلاح كن ) ، عظمت ( و نخوت ، سراپاي ) او را فرا ميگيرد و ( غرور ) گناه ( او را به بزهكاري وادار ) ميكند . پس دوزخ او را بسنده است و چه بد جايگاهي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إتَّقِ اللهَ » : از خدا بترس . « اَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ » : عزّت بزهكارانه و غرور گناه او را فرا ميگيرد . كبريا و نخوت دروغين او را به انجام گناه بيشتر ميكشاند . « حَسْبُهُ » : او را بس است . او را كافي و بسنده است . « الْمِهَادُ » : آرامگاه . قرارگاه . بستر .‏
 
آيه  207
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در ميان مردم كسي يافته ميشود كه جان خود را ( كه عزيزترين چيزي است كه دارد ) در برابر خوشنودي خدا ميفروشد ( و رضايت الله را بالاتر از دنيا و مافيها ميشمارد و همه چيز خود را در راه كسب آن تقديم ميدارد ) و خداوندگار نسبت به بندگان بس مهربان است ( و بدانان در برابر كار اندك ، نعمت جاويد ميبخشد و بيش از توانائي انساني برايشان تكاليف و وظائف مقرّر نميدارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَشْرِي » : ميفروشد ( نگا : نساء / 74 ) . « إبْتِغَآءَ » : خواستن . طلبيدن . مفعولٌله است . « مَرْضَاةِ » : رضايت . خوشنودي . مَرْضاة مصدر ميمياست و برابر رسمالخطّ قرآني با ( ت ) نوشته شده است .‏
 

آيه  208
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي كساني كه ايمان آوردهايد ! همگي ( اسلام را به تمام و كمال بپذيريد و ) به صلح و آشتي درآئيد ، و از گامهاي اهريمن ( و وسوسههاي وي ) پيروي نكنيد ( و به دنبال او راه نرويد ) . بيگمان او دشمن آشكار شما است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السِّلْمِ » : صلح و صفا . اسلام . تسليم . « كَآفَّةً » : جملگي . همگي . حال ضمير ( و ) در فعل ( أُدْخُلُوا ) يا مصدر است . « أُدْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَآفَّةً » : جملگي به صلح گردن نهيد . جملگي به اسلام درآئيد و با تمام وجود بدان بگرويد . اسلام را به تمام و كمال بپذيريد . به شريعت واحده همگاني اسلام درآئيد . « خُطُوَاتِ » : جمع خُطْوَة ، گامها . « خُطُوَات » : منظور آرايشگري و وسوسهانگيزي اهريمن است .‏
 آيه  209
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اگر بعد از آمدن دلائل واضح ( و حجّتهاي باهر ، از راه خدا دور گشتيد و طريق شيطان پيش گرفتيد و از جاده حق ) منحرف و دچار لغزش شديد ( و به دام اهريمن افتاديد ) بدانيد ( از دست عدالت آفريدگار فرار نتوانيد كرد ) كه بيگمان خدا توانا و حكيم است ( و بر همه چيز چيره و همه كارهايش مطابق حكمت است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« زَلَلْتُمْ » : لغزيديد . بيراهه رفتيد و منحرف گشتيد . « الْبَيِّنَاتُ » : دلائل روشن . « عَزِيزٌ » : غالب . چيره . « حَكِيمٌ » : آن كه كارها را به مقتضاي حكمت انجام ميدهد .‏
 

آيه  210
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان كه راه صلح و آشتي نميپويند و دين اسلام را نميجويند انتظار دارند كه خدا و فرشتگان ( آشكارا در برابر ديدگانشان ظاهر گردند و ) در زير سايهبانهاي ابر به سوي ايشان بيايند ( و رو در رو با آنان به سخن درآيند ؟ ! ) . و حال آن كه فرمان ( بر قطع اميد محال ايشان ) انجام پذيرفته است ( و چنين كاري رخ نميدهد ) و همه كارها به سوي خدا برگشت داده ميشود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَلْ يَنظُرُونَ » : آيا انتظار ميكشند ؟ استفهام انكاري است و به معني : انتظار نميكشند . « ظُلَلٍ » : جمع ظُلَّة ، سايهبانها . « الْغَمَامِ » : ابر . ابر سفيد . « قُضِيَ الأَمْرُ » : كار از كار گذشته است . كار انجام و به پايان رسيده است . فرمان خدا بر آن رفته است . اين آيه شريفه دو مفهوم عمده دارد : يكي در بالا گذشت ( نگا : انعام / 158 ) . ديگري عبارت است از : اينان چندان انتظاري نميكشند كه قيامت فرا ميرسد و عذاب خدا و فرشتگان عذاب در سايهبانهاي ابر سفيد كه نشانه سرعت و نعمت است ، ولي براي اينان نقمت است ، سر ميرسند و كار از كار ميگذرد و همه امور به سوي خدا باز گردانده ميشود ( نگا : زخرف / 66 ) .‏
 آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّاناً أَثِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از كساني‌ كه‌ به‌ خويشتن‌ خيانت‌ مي‌كنند» چراكه‌ مرتكب‌ معصيت‌ مي‌شوند وزيان‌ معصيتشان‌ به‌ خودشان‌ بازمي‌گردد «دفاع‌ نكن‌» يعني‌: از جايشان‌ حجت‌ و دليل‌ ارائه‌ نكن‌ «زيرا خداوند هركس‌ را كه‌ خيانتگر و گناه‌ پيشه‌ باشد، دوست‌ ندارد» پس‌ وقتي‌ خداوند(ج) خيانتكاران‌ را دوست‌ ندارد، ديگر هيچ‌ مسلماني‌ نبايد ازآنان‌ دفاع‌ كند. خوان‌: بسيار خيانت‌ پيشه‌. اثيم‌: بسيار گناه‌پيشه‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7151.txt">آيه  211</a><a class="text" href="w:text:7152.txt">آيه  212</a><a class="text" href="w:text:7153.txt">آي