هركس‌ گناهي‌ مرتكب‌ شود، فقط آن‌ را به‌ زيان‌ خود مرتكب‌ شده‌» چرا كه ‌فرجام‌ و پيامد آن‌ به‌ خودش‌ برمي‌گردد. يعني‌: قوم‌ آن‌ شخص‌ دزد، نبايد از دزدي ‌وي‌ در تنگنا و فشار قرار گيرند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ آنان‌ را وادارد تا از وي‌ به ‌ناحق‌ دفاع‌كنند زيرا گناه‌ سرقت‌ وي‌ فقط متوجه‌ خود وي‌ است‌ و اين‌ گناه‌ اصلا به‌ آنان‌ مربوط نيست‌ «و الله داناي‌ حكيم‌ است‌» داناست‌ به‌ گنهكاران‌ و صاحب‌ حكمت ‌است؛ از آن‌ رو كه‌ به‌ اين‌ قاعده‌ بزرگ‌ حكم‌ كرد تا بدان‌ عمل‌ كنيد و بدانيد كه ‌گناه‌ فقط گريبان‌ صاحب‌ خويش‌ را مي‌گيرد و بس‌.
 
	آيه  244
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در راه خدا بجنگيد و بدانيد كه خداوند شنوا و دانا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَمِيعٌ » : شنوا است و گفتار هركسي را ميشنود . « عَلِيمٌ » : دانا است و از كردار و پندار هر كسي آگاه است .‏
 
 آيه  245
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كيست كه به خدا قرض نيكوئي دهد تا آن را براي او چندين برابر كند ؟ و خداوند ( روزيِ بندگان را ) محدود و گسترده ميسازد و به سوي او بازگردانده ميشويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَن ذَا الَّذِي » : چه كسي است كه ؟  ( مَنْ ) : مبتدا ،  ( ذَا ) : خبر ،  ( الَّذِي ) : صفت . « قَرْضاً » : مفعول مطلق و به معني ( إقراض ) است ، يا مفعولٌبه و به معني ( مقروض ) است . « قَرْضاً حَسَناً » : وام نيكو . و آن وقتي است كه از مال حلال و با طيبه خاطر باشد . « فَيُضَاعِفَهُ » : تا چندين برابرش گرداند . « أَضْعَافاً » : جمع ( ضِعْف ) چندين برابر . مفعولٌبه دوم فعل ( يُضَاعِفَ ) يا حال ضمير ( ه ) در ( يُضَاعِفَهُ ) است . « يَقْبِضُ » : باز ميگيرد . كم ميكند . « يَبْسُطُ » : گسترش ميدهد . فراوان ميگرداند .‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7193.txt">آيه  246</a><a class="text" href="w:text:7194.txt">آيه  247</a><a class="text" href="w:text:7195.txt">آيه  248</a></body></html>آيه  246
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آگاهي از ( داستان شگفت ) جماعتي از بنياسرائيل كه بعد از موسي ميزيستند و در آن وقت به پيغمبر خود گفتند : شاهي براي ما انتخاب كن تا ( تحت فرماندهي او ) در راه خدا جنگ كنيم .  ( پيغمبرشان براي اطمينان از تصميمشان بديشان ) گفت : شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود ( سرپيچي كنيد و در راه خدا جهاد و ) پيكار نكنيد . گفتند : چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم ، در حالي كه از خانه و فرزندانمان رانده شدهايم ؟ امّا هنگامي كه دستور پيكار به آنان داده شد ، همه جز عده كمي از ايشان سرپيچي كردند ( و به خود و پيغمبرشان و دينشان ستم نمودند ) و خداوند از ستمكاران آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَلاَ » : بزرگان قوم . « نَبِيٍّ » : پيغمبري . منظور سَموئيل است . « نُقَاتِلْ » : تا بجنگيم . مجزوم است چون جواب فعل امر ( إِبْعَثْ ) است . « عَسَيْتُمْ » : شايد شما . از افعال ناقصه است و اسم آن ضمير ( تُمْ ) و خبر آن جمله ( أَلاّ تُقَاتِلُوا ) است . « مَا لَنَا » : چه ميشود ما را ؟ چرا ما ؟  ( مَا ) : مبتدا ،  ( لَنَا ) خبر است . « دِيَار » : جمع دار ، خانه و كاشانه . شهر و ميهن . « كُتِبَ » : واجب گرديد . « تَوَلَّوْا » : سرپيچي كردند . پشت نمودند و خلف وعده كردند .‏
 
آيه  247
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پيغمبرشان به آنان گفت : خداوند طالوت را براي زمامداري شما روانه كرده است . بزرگان قوم گفتند : چگونه او بر ما حكومت داشته باشد با اين كه ما از او براي زمامداري سزاوارتريم و او كه مال و دارائي زيادي ندارد ؟ گفت : خدا او را بر شما برگزيده است و دانش و ( قدرت ) جسم او را وسعت بخشيده است و خداوند ملك خود را به هركس كه بخواهد ميبخشد . و ( احسان و تصرّف و قدرت ) خداوند فراخ ، و آگاه ( از لياقت افراد براي منصبها ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أنَّيا » : چگونه ؟ از كجا ؟  « لَمْ يُؤْتَ » : داده نشده است . « سَعَةً » : فزوني . فراواني . « إصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ » : او را بر شما برگزيده است . « بَسْطَةً » : گسترش . فراخي . « وَاسِعٌ » : به معني ( ذُوسَعَةٍ ) يعني : دارا است ، يا به معني ( مُوسِع ) يعني : توسعهدهنده و بخشايشگر است .‏
 
آيه  248
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پيغمبرشان به آنان گفت : نشانه حكومت او اين است كه صندوق ( عهد ) به سوي شما خواهد آمد ( همان صندوق عهدي كه دلگرمي و ) آرامشي از سوي پروردگارتان و يادگارهاي خاندان موسي و هارون در آن است ، و فرشتگان آن را حمل ميكنند . در اين كار بيگمان نشانهاي براي شما است ( و چنين رهنمودي شما را بر آن ميدارد كه ) اگر مؤمن هستيد ( بدو بگرويد و به دنبال حق روان شويد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةَ » : نشانه . « مُلْك » : سلطنت . حكومت . « تَابُوتُ » : صندوق عهد . صندوق تورات . صندوقي بوده است كه تورات در آن گذاشته شده بود . عَمالِقه آن را از بنياسرائيل گرفته بودند ، ولي بعدها مجدّدا به دستشان افتاد . گويا در آن ، الواح شكسته ، عصا و جامه موسي ، و عمامه هارون ، و چيزهاي ديگري بوده است . « سَكِينَةٌ » : آرامش . گويا هنگام جنگ ، موسي چنين صندوقي را در جلو لشكريان حركت ميداد و بدين وسيله بنياسرائيل تقويت قلب پيدا ميكردند و از ميدان رزم نميگريختند . « تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ » : فرشتگان آن را برميدارند . فرشتگان آن را نگهداري ميكنند . كار پسنديده خارِقالعادهاي كه با دست و تصرّف انسانها انجام نگيرد ، عادةً به فر