بر تو واجب نيست ، وليكن خداوند هر كه را بخواهد هدايت ميكند ، و هر چيز نيك و بايستهاي كه ميبخشيد براي خودتان است ( و سود آن عائد خودتان ميگردد ) و ( اين وقتي خواهد بود كه ) جز براي رضايت خدا نبخشيد . و هر چيز نيك و بايستهاي كه ( بدين گونه ) ببخشيد به طور كامل به خود شما بازپس داده ميشود و ( كوچكترين ) ستمي به شما نخواهد شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ » : هدايت آنان بر تو واجب نيست ، بلكه بر تو تبليغ است و بس . « خَيْر » : مراد مال و دارائي است . « ما تُنفِقُونَ » : نميبخشيد . نبايد ببخشيد . « وَجْه » : ذات . اطلاق جزء بر كلّ است . « إبْتِغَآءَ وَجْهِ اللهِ » : طلب رضاي خدا . « يُوَفَّ » : به تمام و كمال داده ميشود .‏
 
آيه  273
‏متن آيه : ‏
‏ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( چنين بذل و بخششي مخصوصاً بايد ) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا درماندهاند و به تنگنا افتادهاند و نميتوانند در زمين به مسافرت پردازند ( و از راه تجارت و كسب و كار براي خود هزينه زندگي فراهم سازند و ) به خاطر آبرومندي و خويشتنداري ، شخص نادان ميپندارد كه اينان دارا و بينيازند ، امّا ايشان را از روي رخساره و سيمايشان ميشناسي ،  ( چه از لحن گفتار و طرز رفتار پيدا و نمودارند و ) با الحاح و اصرار ( چيزي ) از مردم نميخواهند . و هر چيز نيك و بايستهاي را كه ببخشيد ، بيگمان خدا از آن آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِلْفُقَرَآءِ » : به مستمندان . جار و مجرور متعلّق است به ( وَ مَا تُنفِقُوا ) در آيه قبلي ، يا به فعل محذوفي همچون ( إِعْمَدُوا ؛ إِجْعَلُوا . ) يعني : إِعْمَدُوا لِلْفُقَرَآءِ ؛ إِجْعَلُوا مَا تُنفِقُونَ لِلْفُقَرَآءِ ؛ صَدَقَاتُكُمْ لِلْفُقَرَآءِ . « أُحْصِرُوا » : بازداشته شدهاند . جلو آنان گرفته شده است . همه اوقاتشان وقف جهاد يا كسب علم شده است . « ضَرْب » : راه رفتن . مسافرت كردن . مراد جستجو و تكاپوي در كار تجارت و كسب و تلاشِ در پي معاش است . « تَعَفُّف » : قناعت . شرم و حيا . « سِيمَا » : رخساره . ديدار . « إِلْحَافاً » : الحاح . اصرار . مفعول مطلق است ؛ زيرا الحاف خود نوعي از سؤال يعني درخواست است ؛ و يا اين كه به معني مُلْحِفينَ و حال بشمار است . « لا يَسْأَلُونَ الْنَّاسَ إِلْحَافاً » : پافشارانه چيزي از مردم نميخواهند . از مردم اصلاً چيزي نميخواهند . « خَيْر » : مراد مال و دارائي است .‏
 
آيه  274
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه دارائي خود را در شب و روز ( و در همه اوضاع و احوال ) و به گونه پنهان و آشكار ميبخشند ، مزدشان نزد پروردگارشان ( محفوظ ) است و نه ترسي بر آنان است و نه ايشان اندوهگين خواهند شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سِرّاً وَ عَلانِيَةً » : پنهان و آشكارا . حال ضمير ( و ) در فعل ( يُنفِقُونَ ) بوده و به معني : مُسِرِّينَ و مُعْلِنِينَ به كار رفتهاند . ذكر ( لَيْل ) پيش از ( نَهار ) و ( سِرّ ) قبل از ( عَلانِيَة ) بيانگر اين واقعيّت است كه بذل و بخشش نهاني ، مقدّم بر بذل و بخشش آشكارا است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7230.txt">آيه  275</a><a class="text" href="w:text:7231.txt">آيه  276</a><a class="text" href="w:text:7232.txt">آيه  277</a><a class="text" href="w:text:7233.txt">آيه  278</a><a class="text" href="w:text:7234.txt">آيه  279</a><a class="text" href="w:text:7235.txt">آيه  280</a><a class="text" href="w:text:7236.txt">آيه  281</a></body></html>آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در بسياري‌ از نجواهايشان‌ خيري‌ نيست‌» نجوا: رازگويي‌ و مشورت‌ پنهاني‌ در امري‌ از امور به‌طريق‌ درگوشي‌ و پوشيده‌ بين‌ دو يا چند تن‌، غالبا در حضور ديگران‌ است‌، به‌طوري‌كه‌ سوءظن‌ حاضران‌ غيرشنونده‌ را برمي‌انگيزد. پس‌ مراد آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ در اغلب‌ رازگويي‌هاي‌ اين‌چنيني‌ مردم‌، خيري‌ نيست ‌«مگر» رازگويي‌ در امور سه‌گانه‌ زير:
«كسي‌ كه‌» به ‌وسيله‌ نجوا «به‌ صدقه‌ يا معروفي‌ فرمان‌ دهد» معروف‌: لفظ عامي‌است‌  كه‌ شامل‌ تمام‌ انواع‌ نيكوكاري‌ها و امور پسنديده‌ مي‌شود «يا» فرمان‌ دهدبه‌ «اصلاح‌ بين‌ مردم‌» اصلاح‌ بين‌ مردم‌؛ عام‌ است‌ در همه‌ مشاجراتي‌ كه‌ ميان‌ آنان‌ در خونها، آبروها، اموال‌ و ديگر دعواها و مرافعات‌ روي‌ مي‌دهد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آيا شما را از كاري‌ كه‌ درجه‌آن‌ بهتر از درجه‌ روزه‌ و نماز و زكات‌ است‌ آگاه‌ نگردانم‌ ؟ ياران‌ گفتند: چرا يارسول‌الله! فرمودند: اين‌ كار اصلاح‌ ذات‌ البين‌ است‌ زيرا فساد ذات‌البين‌ تراشنده‌است‌، نمي‌گويم‌ تراشنده‌ موي‌ است؛ بلكه‌ تراشنده‌ دين‌ است». «و هركس‌ براي‌طلب‌ خشنودي‌ الله چنين‌ كند» يعني‌: به‌ اين‌ امور سه‌گانه‌ فرمان‌ دهد «به‌زودي‌ او را پاداش‌ بزرگي‌ خواهيم‌ داد» ولي‌ هركسي كه‌ به‌انگيزه‌ ديگري‌ جز خشنودي‌ الله(ج) ـ همچون‌ انگيزه‌ ريا و رياست‌طلبي‌ ـ به‌ امور يادشده‌ فرمان‌ دهد، نه‌تنها مستحق‌ اين‌ستايش‌ و پاداش‌ نيست‌، بلكه‌ حتي‌ ممكن‌ است‌ از گناه‌ آن‌ هم‌ نجات‌ نيابد زيرا اعمال‌، وابسته‌ به‌ نيت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ام‌حبيبه‌ رضي‌الله عنها از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «كلام‌ ابن‌ آدم‌ كله‌ عليه‌ لا له‌، الا ذكرالله عزوجل‌، او امر بمعروف‌، اونهي‌ عن‌ منكر: سخن‌ فرزند آدم‌ تماما به‌ زيان‌ اوست‌ نه‌ به‌سود او، بجز ذكر خداي‌ عزوجل‌، يا امر به ‌معروفي‌، يا نهي‌ از منكري».
 
	آيه  275
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه ربا ميخورند ( از گورهاي خود به هنگام دوباره زنده شدن ، يا از مشي اجتماعي خود در دنيا ) برنميخيزند مگر همچو