آوردن به دوزخ ) خوار و زبون مگردان . بيگمان تو خلف وعده نخواهي كرد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« عَلَيا رُسُلِكَ » : بر زبان پيغمبرانت . مضاف محذوف است و تقدير چنين است : عَلَيا أَلْسِنَةِ رُسُلِكَ . « لا تُخْزِنَا » : خوارمان مدار و زبونمان مگردان . « مِيعَاد » : مصدر ميمي است و به معني وعده . يا به معني زمان وعده است و مراد رستاخيز است .‏

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7470.txt">آيه  195</a><a class="text" href="w:text:7471.txt">آيه  196</a><a class="text" href="w:text:7472.txt">آيه  197</a><a class="text" href="w:text:7473.txt">آيه  198</a><a class="text" href="w:text:7474.txt">آيه  199</a><a class="text" href="w:text:7475.txt">آيه  200</a></body></html>آيه  135
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقَيراً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! پيوسته‌» با سعي‌ و سخت‌كوشي‌ تمام‌ «به‌ عدالت‌ قيام‌ كنيد» درميان‌ مردم‌، در آنچه‌ كه‌ از امورشان‌ برعهده‌ مي‌گيريد و نيز به‌ عدالت‌ قيام‌ كنيد در حق‌ كساني‌كه‌ زير دست‌ شمايند از زنان‌ و فرزندان‌. خطاب‌ آيه‌ كريمه‌، قضات‌ وامرا را نيز دربر مي‌گيرد «و براي‌ خدا گواهي‌ دهيد» يعني‌: در اداي‌ گواهي‌، خدا(ج) را درنظر داشته‌باشيد و رضاي‌ او را طلب‌ كنيد؛ با برپاداشتن‌ گواهي‌ در ميان‌ مردم‌ بر وجه‌ راستين‌ آن‌ كه‌ همانا اظهار حق‌ است‌ «ولو آن‌ كه‌» اين‌ گواهي‌ حق‌ «به‌ زيان ‌خودتان‌ يا پدر و مادر و خويشاوندانتان‌ باشد» رعايت‌ عدالت‌ در گواهي‌ دادن‌ عليه‌خود؛ اقرار به‌ حقوقي‌ است‌ كه‌ بر ذمه‌ خود انسان‌ قرار دارد و رعايت‌ عدالت‌ درگواهي‌ دادن‌ عليه‌ پدر و مادر و خويشاوندان؛ گواهي‌ دادن‌ او به‌ حقي‌ است‌ كه‌ ديگري‌ بر ذمه‌ آنان‌ دارد. پدر و مادر از آن‌رو ذكر شده‌اند كه‌ نيكي ‌كردن‌ به‌ آنها واجب‌ است‌ و در عين‌ حال‌ آنها دوست‌داشته‌ترين‌ خلق‌ براي‌ فرزند هستند. همين‌طور نزديكان‌ انسان‌ نيز در مظان‌ دوستي‌ و تعصب‌ وي‌ قرار دارند، پس‌ هرگاه‌ انسان ‌در ميزان‌ عدل‌ و حق‌، عليه‌ اين‌ محبوبترين‌ كسان‌ خويش‌ گواهي‌ داد، بدون‌ شك‌ گواهي‌ حق‌ وي‌ عليه‌ مردم‌ بيگانه‌، حتمي‌ است‌ «اگر» كسي‌ كه‌ عليه‌ وي‌ گواهي‌ داده‌ مي‌شود «توانگر باشد» پس‌ نبايد به ‌خاطر توانگر بودنش‌ و جلب‌ منافع‌ يا دفع ‌زيانش‌، از گواهي‌دادن‌ عليه‌ وي‌ صرف‌ نظر شود «يا» اگر «فقير باشد» نبايد به‌انگيزه‌ دلسوزي‌ و ترحم‌ بر وي‌ و رعايت‌ حالش‌، اداي‌ گواهي‌ عليه‌ وي‌ فروگذاشته ‌شود «به‌ هرحال‌ خدا به‌ آن‌دو» از شما «سزاوارتر است‌» و مهربانتر «پس‌ از خواهش‌ نفس‌ پيروي‌ نكنيد» در جلب‌ منفعت‌ براي‌ خود، يا والدين‌ و نزديكان‌ خويش‌ و دفع ‌زيان‌ از آنان‌ «با ترك‌ عدالت‌» پس‌ فريفته‌شدن‌ به‌ خواهشها و منافع‌، شما را به‌ ترك‌ عدالت‌ وا ندارد «و اگر سخن‌ را بپيچانيد» يعني‌: اگر حقي‌ را كه‌ اداي‌ درست‌ آن‌ برشما واجب‌ است‌، فروگذاريد؛ با تحريف‌ نمودن‌ شهادت‌ برخلاف‌ حقيقت‌ آن‌ ـ به ‌روشي‌ كه‌ خواهش‌ نفس‌ شما را برآورد و ازجمله‌ با زبان‌بازي‌ «يا اعراض ‌نماييد» از اداي‌ شهادت‌ به‌طوركلي‌، با كتمان‌ نمودن‌ آن‌ «قطعا خدا به‌ آنچه ‌انجام‌ مي‌دهيد، آگاه‌ است‌» و شما را در برابر آن‌ جزا مي‌دهد.
اين‌ آيه‌ عام‌ است‌ در باره‌ قضات‌ و شهود. اعراض‌ شهود از اداي‌ شهادت‌، روشن‌ است‌ و صريح‌ آيه‌ به‌ آن‌ ناطق‌ مي‌باشد، اما اعراض‌ و زبان‌بازي‌ قاضي‌ نيز اين‌ است‌ كه‌: او در جريان‌ دادرسي‌ از يكي‌ از دو طرف‌ دعوي‌ روي ‌گرداند، يا ازسخن‌گفتن‌ با وي‌ سربپيچد. بعضي‌ گفته‌اند: آيه‌ كريمه‌ مخصوص‌ به‌ شهود است ‌زيرا در جاهليت‌ چنان‌ بود كه‌ شخص‌ اگر شهادت‌ حقي‌ درباره‌ پسرعمو يا خويشاوند خويش‌ مي‌داشت‌ و او را فقير و تنگدست‌ مي‌يافت‌، زبانش‌ را از اداي ‌آن‌ شهادت‌ عليه‌ وي‌ درمي‌پيچيد، يا آن‌ شهادت‌ را به‌طور كلي‌ پنهان‌ مي‌كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ آن‌ خويشاوند و نزديك‌ وي‌، توانگر شود و دينش‌ را بپردازد. اين‌ بودكه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «بهترين‌ گواهان‌ كسي‌ است‌ كه‌ گواهي‌اش‌ را قبل‌ از آن‌ كه‌ از وي‌ خواسته ‌شود، ادا نمايد».
از آنجا كه‌ ايمان‌ ركن‌ اساسي‌ تقوي‌ است‌ و اين‌ سوره‌ در حقيقت‌ شارح‌ اصل‌ «تقوي» كه‌ در آغاز سوره‌ «بقره» مطرح‌ شد، مي‌باشد بنابراين‌، خداوند متعال‌ مي‌فرمايد:
 
سوره آل عمران آيه  195

‏متن آيه : ‏

‏ فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار پرداخته باشد - خواه زن باشد يا مرد - ضائع نخواهم كرد . پاره‌اي از شما از پاره ديگر هستيد ( و همگي همنوع و همجنس مي‌باشيد ) . آنان كه هجرت كردند ، و از خانه‌هاي خود رانده شدند ، و در راه من اذيّت و آزارشان رساندند ، و جنگيدند و كشته شدند ، هر آينه گناهانشان را مي‌بخشم و به بهشتشان درمي‌آورم . بهشتي كه رودخانه‌ها در زير ( درختان ) آن روان است . اين پاداشي از سوي خدا ،  ( ايشان را ) است ، و پاداش نيكو تنها نزد خدا است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« إِسْتَجَابَ » : پذيرفت . پاسخ داد . « أَنِّي » : كه من . فتحه همزه با توجّه به حرف جرّ محذوفي است كه تقدير چنين است : فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ بِأَنِّي لآ أُضِيعُ . « بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ » : برخي از برخي ديگريد . مراد اين كه مرد و زن از يك جنس بوده و برتري آنان با عمل صالح است . « لاُكَفِّرَنَّ » : بيگمان محو مي‌گردانم و مي‌زدايم . « ثَوَاباً » : مفعول مطلق فعل محذوف ( لأُثِيبَنَّهُمْ ) است يا تمييز و يا حال ( جَنَّات ) و . . . « حُسْنُ الثَّوَابِ » : پاداش نيكو . اضافه صفت به موصوف است .‏

 




سوره آل عمران آيه  196

‏متن آيه : ‏

‏ لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏رفت و آمد ( پيروزمندانه ، و اشتغال به كسب و كار و تجارت و بسر بردن