ُوّاً غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! در حالي كه مست هستيد به نماز نايستيد تا آن گاه كه مي‌دانيد چه مي‌گوئيد ، و به نماز نايستيد در حالي كه جنب هستيد تا آن گاه كه غسل مي‌كنيد ، مگر اين كه مسافر باشيد . و اگر مريض يا مسافر بوديد و يا اين كه از پيشاب برگشتيد ، و يا اين كه با زنان نزديكي كرديد و ( در همه اين احوال ) آبي نيافتيد ، با خاك پاك تيمّم كنيد و ( براي اين منظور ، با خاك ) چهره و دستهايتان را مسح كنيد . بيگمان خداوند عفوكننده و آمرزنده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنتُمْ سُكَارَيا » : در حال مستي نماز نخوانيد . اين فرمان ، مقدّمه تحريم ميخوارگي بود و سپس برابر سوره بقره آيه 219 و سوره مائده آيه‌هاي 90 و 91 به طور قطعي حكم تحريم شرف نزول يافت . معني ديگر « لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ » ، اين است كه لا تَقْرَبُوا مَواضِعَ الصَّلاةِ . يعني : به مساجد نرويد . « سُكَارَيا‌ » : جمع سَكْران ، مستان . « وَ لا جُنُباً إِلاّ عَابِرِي سَبِيلٍ » : در حالي كه جنب هستيد به مساجد نرويد مگر اين كه از آنجا عبور كنيد . در حالي كه جنب هستيد نماز نخوانيد مگر مسافر باشيد . « مَرْضَيا » : جمع مريض ، بيماران . « الْغَآئِطِ » : زمين گود . مراد پيشاب و قضاي حاجت است . « لامَسْتُمْ » : آميزش جنسي كرديد . لمس نموديد . « صَعِيداً » : سطح زمين . زمين . خاك . مفعولٌ‌به ( تيمّموا ) است يا منصوب به نزع خافض است . يعني فَتيمّموا بِصَِعيدٍ . « عَفُوّاً » : بسيار عفوكننده . بسيار زداينده گناهان .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:754.txt">آيه  141</a><a class="text" href="w:text:755.txt">آيه  142</a><a class="text" href="w:text:756.txt">آيه  143</a><a class="text" href="w:text:757.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:758.txt">آيه  145</a><a class="text" href="w:text:759.txt">آيه  146</a><a class="text" href="w:text:760.txt">آيه  147</a></body></html>آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر نمي‌بيني كساني كه بهره‌اي از كتاب ( هاي آسماني سابق ) بديشان داده شده است ،  ( با بهاي هدايت ، ) ضلالت را مي‌خرند و مي‌خواهند كه شما ( نيز همچون ايشان ) گمراه شويد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلَمْ تَرَ إِلَيا » : مگر نمي‌بيني‌ ؟ مگر بي‌خبري‌ ؟‏
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7532.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:7533.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:7534.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:7535.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:7536.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:7537.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:7538.txt">آيه  51</a></body></html>آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيّاً وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند ( از شما ) بهتر دشمنانتان را مي‌شناسد ، و كافي است كه خدا سرپرست ( و نگهدارتان ) باشد ، و كافي است كه خدا ياور ( و مددكارتان ) باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَفَيا » : كافي است . بسنده است .‏
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏برخي از يهوديان سخنان را از جاهاي خود منحرف مي‌گردانند ( و كلام را از معاني اصلي به دور مي‌دارند و وارونه و چندگونه و چند پهلو صحبت مي‌كنند ) و مي‌گويند : شنيديم ( سخن تو را و به كار نگرفتيم ! ) و فرمان نبرديم ( و جز عصيان نيفزوديم ! ) بشنو ( سخنان ناروا و كاش نشنوي جز ) ناشنيدني را . و ( مي‌گفتند : ) ما را بپاي ( ولي ) زبان را پيچ مي‌دادند ( و به جاي : راعِنا ، راعينا ، يعني چوپان ما ، يا راعِناً ، يعني : نازيبا ، مي‌گفتند . . . ) و ( هدفشان ) ريشخند دين بود ( و نفرين رسول ! ) ولي اگر آنان ( به جاي اين همه سخنان ناروا و كارهاي نازيبا ) مي‌گفتند : شنيديم و اطاعت كرديم و ( سخنان ما را ) بشنو و به ما مهلت بده ( تا حقائق را درك كنيم ) به نفع و صلاح ايشان بود و ( با واقعيّت سازگارتر و ) درست‌تر ، وليكن خداوند آنان را به سبب كفرشان نفرين نموده است ( و از رحمت خود مطرود و محروم فرموده است ) و لذا جز شمار اندكي ايمان نمي‌آورند ( و داعي حق را لبّيك نمي‌گويند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْكَلِمَ » : كلام . سخن . « غَيْرَ مُسْمَعٍ » : ناشنيدني . حرف بد نشنوي . گوش شنوا نداشته باشي . جز بد نشنوي . جز نيك نشنوي . واژه ( غَيْرَ ) حال است . « لَيّاً » : پيچ‌دادن . از ماده ( لوي ) . مصدر است و به معني ( لاوينَ ) به كار رفته است و حال مي‌باشد .  ( نگا : آل عمران / 78 ) . « طَعْناً » : تمسخركردن . مورد استهزاء قراردادن .  ( طَعْناً ) عطف بر ( لَيّاً ) است و به معني ( طَاعِنِينَ ) است ( نگا : مائده / 57 - 59 ) . « أَقْوَم‌ » : دادگرانه‌تر و به صواب نزديكتر . شايسته‌تر .‏
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي كساني كه كتاب ( آسماني ) به شما داده شده است ! ايمان بياوريد بدانچه ( از قرآن بر محمّد ) نازل كرده‌ايم و تصديق‌كننده چيزي است كه ( از كتاب آسماني ) با خود داريد ، پيش از آن كه ( عذابي نصيب شما كنيم و بدان وسيله آثار ) چهره‌هائي را محو كنيم ( و در آنها چشم و گوش و ابرو و بيني و لبي بر جاي نگذاريم ) و آنها را برگردانيم ( و همچون قسمت پشت خود صاف و زشت گردند ) ، يا پيش از آن كه ايشان را از رحمت خود بي‌بهره سازيم همان گونه كه ياران شنبه را ( يعني آناني كه در روز شنبه ماهي مي‌گرفتند ) نفرين كرده و نابود نموديم . و فرمان خدا انجام‌شدني است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَطْمِسَ » : محو كنيم . بزدائيم . وارونه و دگرگون كنيم . « وُجُوهاً » : چهره‌ها . اشخاص . « نَلْعَنَهُمْ » : نفرينشان كنيم . هلاكشان سازيم . « أَصْحَابَ السَّبْتِ » : پيروان شنبه . يهودياني كه نافرماني خدا كردند و در روز شنبه ماهيگيري نمودند و مورد خشم او قرار گرفتند ( نگا : اعراف / 163 - 166 ) .‏
 
آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان خداوند ( هرگز ) شرك به خود را نمي‌بخشد ، ولي گناهان جز آن را از هركس كه خود بخواهد مي‌بخشد . و هر كه براي خدا شريكي قائل گردد ، گناه بزرگي را مرت