ب شده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا دُونَ » : كمتر از . جداي از . « إِفْتَرَيا » : به هم بافته است . بهتان‌كنان و دروغ‌زنان ، مرتكب گرديده است .‏
 

آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر آگاه نيستي از كساني كه خويشتن را پاك مي‌شمارند ( و با لاف و گزاف خود را متّقي قلمداد مي‌نمايند ؟ ) . بلكه ( اين تنها ) خدا است كه ( چنان كه بايد پاكان و ناپاكان را از هم مي‌شناسد و ) كساني را كه خود بخواهد پاك مي‌دارد ( و مي‌شمارد و به راه راست هدايت مي‌نمايد و به كسي كمترين ستمي روا نمي‌دارد ) و بديشان به اندازه نخ هسته خرما هم ظلم و جور نمي‌شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُزَكُّونَ » : پاك مي‌شمارند . خود را بيهوده مي‌ستايند و در تمجيد و تعريف خود مي‌كوشند ( نگا : بقره / 111 و مائده / 18 ) . « فَتِيلاً » : نخ‌گونه و رشته باريكي كه در شكاف هسته خرما وجود دارد كه در كمي و ناچيزي بدان ضرب‌المثل مي‌زنند . اين واژه مي‌تواند مفعول دوم يا تمييز باشد .‏
 
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْماً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنگر كه چگونه به خدا دروغ مي‌بندند ( و خويشتن را فرزندان خدا و عزيزان او مي‌دانند و مي‌گويند كه جز يهوديان و مسيحيان كسي به بهشت نمي‌رود . )  ( نگا : بقره / 111 و مائده / 18 ) و همين دروغ كافي است كه گناه آشكاري باشد ( و بيانگر نيّت كثيف و عمل زشت ايشان گردد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَفَيا بِهِ » : اين دروغ و بهتان كافي است . « إِثْماً » : گناه . تمييز است . « مُبِيناً » : آشكار . از مصدر ( إِبانَه ) كه گاهي لازم است و گاهي متعدّي . در اينجا به صورت لازم به كار رفته است .‏
 آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا در شگفت نيستي از كساني كه بهره‌اي از ( دانش ) كتاب ( آسماني ) بديشان رسيده است ( چگونه خويشتن را از هدايت كتابهاي يزدان و راهنمائي خرد و فطرت و نداي وجدان به دور داشته‌اند و ) به بتان و شيطان ايمان مي‌آورند ( و به دنبال اوهام و خرافات راه مي‌افتند و به پرستش معبودهاي باطل مي‌پردازند ) و درباره كافران ( قريش ) مي‌گويند كه اينان از مسلماناني برحقّ‌تر و راه‌يافته‌ترند ( كه اسلام را قبول و محمّد را به پيشوائي پذيرفته‌اند ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جِبْت‌ » : هر چيزي كه جز خدا پرستيده شود ، اعم از شيطان يا جادوگر يا غيبگو و . . . « طَاغُوت‌ » : هر معبودي جز خدا . هر كس و هر چيزي كه اطاعت از آن ، مايه طغيان و دوري از راه حق شود ، چه آفريده‌اي كه پرستيده شود ، و چه فرماندهي كه در شرّ و بدي از او فرمانبرداري گردد ، و چه اهريمني باشد كه انسان را از راه بدر برد . مفرد و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا . . . » : درباره مشركان مي‌گفتند . حرف لام به معني ( فِي ) است ( نگا : احقاف / 7 و11 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7540.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:7541.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:7542.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:7543.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:7544.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:7545.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:7546.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:7547.txt">آيه  59</a></body></html>آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانها كه‌ مترصد شمايند» يعني‌: انتظار مي‌كشند كه‌ چه‌ بر سر شما مي‌آيد و كدامين‌ خير يا شري‌ به‌ شما مي‌رسد «پس‌ اگر از جانب‌ خداوند به‌ شما فتحي‌ برسد» با پيروزساختنتان‌ بر مخالفان‌ كافرتان‌ «مي‌گويند: مگر ما با شما نبوديم‌» در آراستگي‌ به‌ اسلام‌ و پايبندي‌ به‌ احكام‌ آن‌؟ لذا سهم‌ ما را از غنيمت‌ بدهيد «و اگر كافران‌ نصيبي‌ برند» از پيروزي‌ و غلبه‌ بر شما، به‌ سبب‌ حكمتي‌ كه‌ خداوند(ج) تحقق‌ آن‌ را اراده‌ كرده‌ است‌ «مي‌گويند» اين‌ منافقان‌ به‌ كافران‌: «مگر ما بر شما تسلط نداشتيم‌» يعني‌: مگر ما به‌ شما روشن‌ نساختيم‌ كه‌ بر كيش‌ شما هستيم‌، ولي ‌با مسلمانان‌ درمي‌آميزيم‌ تا آنها را از جنگيدن‌ با شما سست‌ كنيم‌؟ يا معني‌ اين ‌است‌: آيا ما بر شما تسلط نداشتيم‌ و اين‌ امكان‌ براي‌ ما موجود نبود كه‌ شما رابكشيم‌ و مسلمانان‌ را عليه‌ شما برانگيزيم‌؟ «و آيا شما را از ضرر مسلمانان‌ بازنداشتيم‌؟» يعني‌: آيا ما با سست ‌ساختن‌ و ترسانيدن‌ مسلمانان‌ از شما، آنها را از شما دور نكرديم‌ تا بدانجا كه‌ دلهايشان‌ از دفاع‌ سست‌ شد و از انتقام‌ گرفتن‌ از شما ناتوان‌ شدند؟
مراد آيه‌ اين‌ است‌ كه‌: منافقان‌ به‌ آن‌ گروهي‌ گرايش‌ پيدا مي‌كنند كه‌ غلبه‌ و پيروزي‌ با وي‌ باشد و به‌ گروه‌ غالب‌ چنين‌ وانمود مي‌كنند كه‌ با آنان‌ عليه‌ گروه‌ مغلوب‌ همدست‌ بودند. اين‌ است‌ شيوه‌ منافقان‌ ـ خداوند(ج) لعنتشان‌ كند.
كساني‌ از اهل‌ اسلام‌ كه‌ به‌ پيروي‌ از روش‌ منافقان‌ در كسب‌ مال‌ و جاه‌ و قدرت‌، به‌ صاحبان‌ بهره‌هاي‌ دنيا تمايل‌ ورزند و با آنان‌ از در تملق‌ و دوستي‌ وخضوع‌ و فروتني‌ درآيند و در جانب‌ مقابل‌ با كساني‌ كه‌ بهره‌اي‌ از دنيا ندارند، به‌درشتي‌ و سختي‌ و بداخلاقي‌ رفتار كنند و آنها را تحقير و تمسخر نموده‌ و با آنها به‌ گونه‌ ناپسند رفتار كنند، نيز شبيه‌ اين‌ منافقان‌ هستند ـ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اخلاق ‌اهل‌ نفاق‌ را محو و آنان‌ را سيه‌روي‌ و بي‌پناه‌ گرداند. «پس‌ خداوند روز قيامت‌ ميان ‌شما داوري‌ مي‌كند» يعني‌: اي‌ مؤمنان‌ و منافقان‌! بدانيد كه‌ خداوند(ج) به‌ زودي‌ درروز قيامت‌ ميان‌ شما داوري‌ مي‌كند و در اين‌ روز است‌ كه‌ حقايق‌ آفتابي‌ شده‌ وپنهان‌كاريها برملا مي‌گردد «و خداوند هرگز براي‌ كافران‌، بر» زيان‌ «مؤمنان‌ راه‌تسلطي‌ قرار نداده‌ است‌» اگر مراد از (راه‌ تسلط )، پيروزي‌ و نصرت‌ مؤمنان‌ برآنان‌ باشد، اين‌ در روز قيامت‌ است‌ و اگر مراد از آن‌، حجت‌ و برهان‌ باشد، اين ‌در دنياست‌. يعني‌: خداوند(ج) كافران‌ را بر مؤمنان‌ در حجت‌ غلبه‌ نمي‌دهد، بلكه ‌حجت‌ همواره‌ از آن‌ مؤمنان‌ است‌. برخي‌ آيه‌ را چنين‌ معني‌ مي‌كنند: خداي ‌سب