محمّد و تعجّب نمي‌كني از ) كساني كه ( پيش از آن كه اجازه جنگ صادر شود ، نسبت به جنگ علاقه نشان مي‌دادند و هر چند ) بديشان گفته مي‌شد :  ( وقت جهاد فرا نرسيده است‌ ؛ ) دست از جنگ بداريد و نماز را برپا داريد و زكات مال بدر كنيد ( در ظاهر شتاب مي‌كردند و گوششان به كسي بدهكار نبود ) . امّا وقتي كه جنگ بر آنان واجب گرديد ( و فرمان جهاد داده شد ) بدين هنگام دسته‌اي از ايشان از مردم همان گونه ترسيدند و هراس برداشتند كه از خدا ترس و هراس داشتند ! و بلكه بيشتر هم دچار خوف و وحشت شدند ! و گفتند : پروردگارا ! چرا ( بدين زودي ) جنگ را بر ما واجب كردي‌ ؟ چه مي‌شد اگر به ما فرصت بيشتري مي‌دادي ( تا از لذائذ دنيا بهره مي‌گرفتيم‌ ؟ ) . بگو : كالاي دنيا اندك است و آخرت براي كسي كه پرهيزگار باشد بهتر است ،  ( و جزاي شما داده شود ) و كمترين ستمي به شما نشود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُفُّوا أَيْدِيَكُم‌ » : دست نگاه داريد . دست بكشيد . « فَرِيق‌ » : گروه . دسته . « أَشَدَّ خَشْيَةً » : بلكه ترس بيشتري .  ( أَشَدَّ ) مجرور است و چون غيرمنصرف است فتحه به جاي كسره به كار رفته است و عطف بر ( اللهِ ) است . و ( خَشْيَةً ) تمييز است . « أَجَل‌ » : مدّت . « فَتِيلاً » : رشته‌گونه‌اي كه در شكاف هسته خرما وجود دارد ( نگا : نساء / 49 ) .‏
 
آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هركجا باشيد ، مرگ شما را در مي‌يابد ، اگرچه در برجهاي محكم و استوار جايگزين باشيد .  ( اين ترسويان منافق ) اگر خير و خوبي ( از قبيل پيروزي و غنيمت ) بديشان رسد ، مي‌گويند : اين از سوي خدا است‌ ؛ و اگر بدي و مصيبتي ( از قبيل خشكسالي و شكست ) بديشان رسد ، مي‌گويند : اين از ( شوم و نامباركي ) تو است !  ( بدانان ) بگو : همه ( آنچه از خوبي و بدي به شما مي‌رسد ) از سوي خدا است ( و برابر قضا و قدر حق تعالي و بر پايه نظام علّت و معلول انجام مي‌پذيرد ) . اين مردمان را چه شده است كه سخن نمي‌فهمند ( و منطق سرشان نمي‌شود ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بُرُوج‌ » : بُرجها . باروها . « مُشَيَّدَة » : محكم . بلند . « لا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ » : نمي‌فهمند . درك مطلب نمي‌كنند ( نگا : بقره / 71 ) . « حَدِيثاً » : سخن .‏
 
آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! كافران‌ را دوست‌ نگيريد» يعني‌: كافران‌ را از خواص‌ و نزديكان ‌خويش‌ نگردانيد و با آنان‌ رابطه‌ دوستي‌ برقرار نسازيد «بجاي‌» برادرانتان‌ از «مؤمنان‌» چنان‌كه‌ منافقان‌ چنين‌ كردند «آيا مي‌خواهيد در پيشگاه‌ خداوند براي‌ خود حجتي‌ روشن‌» و الزام‌آور «قرار دهيد» كه‌ شما را به‌سبب‌ اين‌ حجت‌، يعني ‌موالات‌ و دوستي‌ با كافران‌، عذاب‌ كند؟ ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «سلطان» درقرآن‌ همه‌جا به‌ معناي‌ حجت‌ است‌.
 
	آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) آنچه از خير و خوبي ( از قبيل : رفاه و نعمت و عافيت و سلامت ) به تو مي‌رسد ، از ( فضل ) خدا ( بر تو ) است‌ ؛ و آنچه بلا و بدي ( از قبيل : سختي و بيماري و درد و رنج ) به تو مي‌رسد از خود تو است ( و به سبب قصور و گناهي است كه مرتكب شده‌اي ) . ما شما را به عنوان پيغمبري براي ( هدايت همه ) مردم فرستاده‌ايم ، و كافي است كه خداوند گواه ( بر تبليغ تو و پذيرش يا عدم پذيرش آنان ) باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَمِن نَّفْسِكَ » : از خود تو است . خطاب در اينجا به پيغمبر است و مراد تصوير نفس بشري است كه نسبت به « خوب‌ » و « بد » بي‌تفاوت آفريده نشده است ، و الاّ از آن حضرت چيزي كه سيّئه و گناه باشد ، به وقوع نپيوسته است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:7572.xml">صفحة (91) (آیه 80)</a><a class="folder" href="w:html:7580.xml">صفحة (92) (آیه 87)</a><a class="folder" href="w:html:7586.xml">صفحة (93) (آیه 92)</a><a class="folder" href="w:html:7590.xml">صفحة (94) (آیه 95) </a><a class="folder" href="w:html:7598.xml">صفحة (95) (آیه 102)</a><a class="folder" href="w:html:7603.xml">صفحة (96) (آیه 106)</a><a class="folder" href="w:html:7612.xml">صفحة (97) (آیه 114) </a><a class="folder" href="w:html:7621.xml">صفحة (98) (آیه 122)</a><a class="folder" href="w:html:7628.xml">صفحة (99) (آیه 128)</a><a class="folder" href="w:html:7636.xml">صفحة (100) (آیه 135) </a><a class="folder" href="w:html:7643.xml">صفحة (101) (آیه 141)</a><a class="folder" href="w:html:7651.xml">صفحة (102) (آیه 148)</a><a class="folder" href="w:html:7659.xml">صفحة (103) (آیه 155)</a><a class="folder" href="w:html:7668.xml">صفحة (104) (آیه 163)</a><a class="folder" href="w:html:7677.xml">صفحة (105) (آیه 171)</a><a class="folder" href="w:html:7683.xml">صفحة (106) (آیه 176)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7573.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:7574.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:7575.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:7576.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:7577.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:7578.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:7579.txt">آيه  86</a></body></html>آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هر كه از پيغمبر اطاعت كند ، در حقيقت از خدا اطاعت كرده است ( چرا كه پيغمبر جز به چيزي دستور نمي‌دهد كه خدا بدان دستور داده باشد ، و جز از چيزي نهي نمي‌كند كه خدا از آن نهي كرده باشد ) و هر كه ( به اوامر و نواهي تو ) پشت كند ( خودش مسؤول است و باك نداشته باش ) ما شما را به عنوان مراقب ( احوال ) و نگهبان ( اعمال ) آنان نفرستاده‌ايم ( بلكه بر رسولان پيام باشد و بس ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلَّيا » : پشت كرد . روي بتافت . « حَفِيظاً » : محافظ . مراقب .‏
 
آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين گروه متردّد ) مي‌گويند :  ( از اوامر و نواهي تو فرمانبرداري و ) اطاعت ( مي‌شود ) . ولي هنگامي كه از پيش تو برخاستند و رفتند ، دسته‌اي از آنان در خفاء چيزي را تدارك مي‌بينند كه مخالف آن ( اوامر و نواهي و ) چيزهائي است كه تو مي‌گوئي ( و ايشان را بدانها گوشزد مي‌نمائي ) ! خداوند چيزهائي را كه در خفاء تدارك مي‌بينند و به چاره‌جوئي مي‌نشينند بر آنان ( در صحيفه اعمالشان ) مي‌نويسد ( و روزي