و گروه مجاهد و وانشستگان معذور ) منزلت زيبا ( و عاقبت والائي ) وعده داده است . و خداوند مجاهدان را بر وانشستگان ( بدون عذر ) با دادن اجر فراوان و بزرگ ، برتري بخشيده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقَاعِدُونَ » : نشستگان . واپس نشستگان با اجازه فرمانده . « غَيْرُ » : بدل يا صفت ( الْقَاعِدُونَ ) است . « أُوْلِي الضَّرَرِ » : زيان ديدگان . افراد معذور . مانند بيماران و كوران و لنگان . « أَجْراً عَظِيماً » : واژه ( أَجْراً ) مي‌تواند مفعولٌ‌به دوم يا مفعول مطلق ( فَضَّلَ ) و يا منصوب به نزع خافض باشد .‏
 
آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏درجات بزرگي از ناحيه خدا ( بدانان داده مي‌شود ) همراه با مغفرت و رحمت ( فراوان الله . و اگر لغزشهائي هم داشته‌اند ) خداوند آمرزنده و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَرَجاتٍ » : مراتب و منازل گوناگون مجاهدان ، يا مراد مرتبه و درجه عظيمي است كه با توجّه به مراتب و منازل ديگر ، گوئي يك مرتبه و درجه نيست ، بلكه مراتب و درجات است .  ( دَرَجاتٍ ) منصوب است و بَدَل ( أَجْراً ) مي‌باشد .‏
 
آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه فرشتگان ( براي قبض روح در واپسين لحظات زندگي ) به سراغشان مي‌روند و ( مي‌بينند كه به سبب ماندن با كفّار در كفرستان ، و هجرت نكردن به سرزمين ايمان ) بر خود ستم كرده‌اند ، بديشان مي‌گويند : كجا بوده‌ايد ( كه اينك چنين بي‌دين و توشه مرده‌ايد و بدبخت شده‌ايد ؟ عذرخواهان ) گويند : ما بيچارگاني در سرزمين ( كفر ) بوديم ( و چنان كه بايد به انجام دستورات دين نرسيديم ! فرشتگان بديشان ) گويند : مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن ( بتوانيد بار سفر بنديد و به جاي ديگري ) كوچ كنيد ؟ جايگاه آنان دوزخ است ، و چه بد جايگاهي و چه بد سرانجامي !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَفَّاهُمْ » : جان ايشان را مي‌گيرند . به قبض روح آنان مي‌پردازند . « ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ » : ستمكاران به خود . در اصل : ظَالِمِينَ أَنفُسِهِمْ است كه نون به هنگام اضافه حذف شده است . « مَصِيراً » : جايگاه . سرانجام .‏
 
آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر بيچارگاني از مردان و زنان و كودكاني كه كاري از آنان ساخته نيست و راه چاره‌اي نمي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْوِلْدَان‌ » : جمع وَليد ، كودكان .‏
 
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ فَأُوْلَئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوّاً غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس اميد است كه خداوند از آنان درگذرد ( چون قدرت هجرت نداشته‌اند ) و خداوند بس عفوكننده و آمرزنده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَفُوّ » : بسيار عفوكننده .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كسي كه در راه خدا هجرت كند ، سرزمينهاي فراخ و آزادي فراوان مي‌بيند كه بيني دشمنان را به خاك مذلّت مي‌مالد ، و گشايش و آسايش خواهد يافت . و هر كه از خانه خود بيرون آيد و به سوي ( سرزمينهاي اسلاميِ ) خدا و رسول هجرت كند ، و سپس مرگ او را دريابد ، اجر او بر عهده خدا است ، و خداوند بسي آمرزنده و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُراغَماً » : سرزمينهاي هجرت فراواني كه در آنجاها گشايش و آسايش مادي و معنوي است و مايه حسرت و ذلّت دشمنان دين مي‌شود . « وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَي اللهِ » : پاداش او در پيشگاه خدا ثابت مي‌شود .‏
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوّاً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرگاه در زمين به مسافرت پرداختيد و نماز را كوتاه خوانديد ( و چهار ركعتيها را دو ركعت نموديد ) گناهي بر شما نيست ، اگر ترسيديد كه كافران بلائي به شما برسانند و به فتنه‌اي گرفتارتان گردانند . بيگمان كافران دشمنان آشكار شمايند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنْ خِفْتُمْ » : اگر ترسيديد . ذكر خوف براي شرط نيست و بلكه قيد غالبي است و بيانگر واقعيّت اين امر است كه سفر اغلب همراه با ترس و خوف از دشمنان بر اثر كثرت مشركان است و الاّ قصر نماز يك حكم عمومي است و در همه سفرها قابل اجرا است و اختصاص به حالت ترس ندارد . مسأله قصر نماز مذكور در اين آيه ، درست همانند مسأله ( رَبَآئِبُكُمُ اللاّتِي فِي حُجُورِكُمْ ) مذكور در آيه 23 همين سوره است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7599.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:7600.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:7601.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:7602.txt">آيه  105</a></body></html>آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏زماني كه ( تو ، اي پيغمبر ) در ميانشان بودي و نماز ( خوف ) را برايشان بپا داشتي ، دسته‌اي از آنان با تو به نماز ايستند ، و بايد كه اسلحه خود را با خود داشته باشند ، و وقتي كه ( نصف ) نماز را با تو خواندند ( سلام بدهند و به كشيك و نگهباني بپردازند و ) شما را ( از دشمنان ) بپايند و دسته ديگري كه هنوز نماز را نخوانده‌اند ، بيايند و با تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات و اسلحه خود را داشته باشند . كافران دوست مي‌دارند كاش از اسلحه و كالاهاي خود غافل مي‌شديد و آنان يكباره بر شما تاخت مي‌آوردند ( و غافلگيرتان مي‌كردند و در حين نماز دمار از روزگارتان بر مي‌