 85 ) . علّت عدم پذيرش ايمان در آستانه مرگ اين است كه چنين ايماني اضطراري است‌ ؛ نه اختياري ( نگا : انعام / 158 ) . « شَهِيداً » : گواه ( نگا : مائده / 116 - 119 ) .‏
 
آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به خاطر جور و ستمي كه از يهوديان سر زد و ( به خصوص ) به سبب اين كه بسي از راه خدا ( مردمان را ) بازداشتند ،  ( براي تنبيه ايشان ، قسمتي از ) چيزهاي پاكيزه را كه بر آنان حلال بود ، حرام كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَادُوا » : آئين يهوديّت را پذيرفتند . « صَدِّ » : بازداشتن . جلوگيري كردن . « كَثِيراً » : صفت مصدر محذوفي است و تقدير چنين است : صَدّاً كَثِيراً .‏
 
آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( همچنين بر آنان برخي از چيزهاي پاكيزه و حلال را حرام كرديم ) به خاطر دريافت ربا ( و رباخواري ) ، در حالي كه ( بر زبان پيغمبران ) از آن نهي شده بودند ، و به سبب خوردن مال مردم به ناحق ، و ما براي كافران ايشان عذاب دردناكي را آماده كرده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرِّبَوا » : ربا . رباخواري . رسم‌الخطّ قرآني اين واژه را با واو و الف ضبط كرده است .‏
 
آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ لَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا راسخان در علم از ميان ايشان ، و مؤمنان ( امّت محمّدي ) كه ايمان دارند بدانچه بر تو و بدانچه ( بر پيغمبران ) پيش از تو نازل شده است ، و به ويژه آنان كه نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند ، و كساني كه زكات مال به در مي‌كنند ، و افرادي كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند ، به همه اينان پاداش بزرگي را خواهيم داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لكِنْ » : امّا . ولي . اين واژه براي استدراك مابعد خود از ( اَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ ) به كار رفته است . « الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » : ثابت‌قدمان در دانش . فرزانگان آشنا به علوم ديني . « الْمُقِيمِينَ الصَّلوةَ » : نمازگزاراني كه چنان كه بايد نماز را به جاي مي‌آورند . منصوب به اختصاص است ، و تقدير چنين است : أَخُصُّ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ بِالذِّكْرِ أَوْ بِالْمَدْحِ . « الْمُؤْتُونَ » : دهندگان . از مصدر إيتاء .‏
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7669.txt">آيه  163</a><a class="text" href="w:text:7670.txt">آيه  164</a><a class="text" href="w:text:7671.txt">آيه  165</a><a class="text" href="w:text:7672.txt">آيه  166</a><a class="text" href="w:text:7673.txt">آيه  167</a><a class="text" href="w:text:7674.txt">آيه  168</a><a class="text" href="w:text:7675.txt">آيه  169</a><a class="text" href="w:text:7676.txt">آيه  170</a></body></html>آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به تو ( اي پيغمبر ، قرآن و شريعت را ) وحي كرديم ، همان گونه كه پيش از تو به نوح و پيغمبران بعد از او وحي كرديم ، و ( همان گونه كه ) به ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، نوادگان ( او كه برخي از آنان پيغمبران خدا بودند ) ، عيسي ، ايّوب ، يونس ، هارون ، و سليمان وحي كرديم ، و به داود زبور داديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الأسْبَاطِ » : جمع سِبْط ، نوادگان . مراد نوادگان دوازده‌گانه يعقوب است ( نگا : اعراف / 160 ) . بعضيها معتقدند كه همه آنان پيغمبر بوده‌اند ، ولي برخي از ايشان پيغمبر بوده‌اند ( نگا : مائده / 12 ) .‏
 
آيه  153
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَاباً مِّنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَاناً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اهل‌ كتاب‌ از تو مي‌خواهند كه‌ يكباره‌ كتابي‌ از آسمان‌ برايشان‌ نازل‌ كني‌». در بيان‌سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: يهوديان‌ از رسول‌ خداص خواستند تا در برابر ديدگانشان‌ به‌آسمان‌ بالا رفته‌ و بر صحت‌ ادعاي‌ خود كتاب‌ نوشته‌ شده‌اي‌ را كه‌ دليل‌ راستگويي ‌ايشان‌ باشد، يكباره‌ بر آنان‌ فرود آورند چنان‌كه‌ موسي‌ يكباره‌ تورات‌ را به‌ ميان ‌آنان‌ آورد. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ درخواستشان‌ به‌ انگيزه‌ عناد و سرسختي‌ و لجاجت ‌بود، نه‌ از روي‌ حقيقت‌جويي‌، به‌دليل‌ اين‌ كه‌ آن‌ ملعونان‌: «از موسي‌ بزرگتر از اين‌را خواستند و گفتند: خدا را آشكارا به‌ ما نشان‌ بده‌ پس‌ صاعقه‌ آنان‌ را فروگرفت‌» يعني‌: آتشي‌ از آسمان‌ برآنان‌ فرود آمد و هلاكشان‌ساخت‌ «به ‌سزاي‌ ظلمشان‌» كه‌ ازروي‌ عناد ولجبازي‌ چنين‌ درخواستي‌ را مطرح‌ كردند و گرنه‌ موسي‌(ع) خود نيز از خداوند(ج) همين‌ درخواست‌ را كرد ولي‌ درخواست‌ وي‌ از روي‌ ايمان‌ و شوق ‌بود اما آنان‌ ايمان‌ آوردن‌ خود را به‌ تحقق‌ اين‌ درخواست‌ مشروط و معلق‌ ساختند درحالي‌ كه‌ رؤيت‌ عيني‌ پروردگار در دنيا ممتنع‌ است‌. البته‌ اين‌ امر، مستلزم‌ امتناع ‌رؤيت‌ پروردگار در آخرت‌ نيست‌، به‌دليل‌ اين‌ كه‌ در باره‌ وقوع‌ حتمي‌ اين‌ رؤيت ‌احاديث‌ متواتري‌ آمده‌ است‌ پس‌ هركه‌ با اين‌ آيه‌ بر امتناع‌ رؤيت‌ پروردگار در روزقيامت‌ استدلال‌ كرده‌، مرتكب‌ اشتباه‌ آشكاري‌ شده‌است‌. و از احاديث‌ وارده‌ درباره‌ رؤيت‌ پروردگار متعال‌ در آخرت‌، اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خداص است‌: «بي‌گمان‌ شما در آخرت‌ پروردگارتان‌ را خواهيد ديد چنان ‌كه‌ اين‌ ماه‌ را مي‌بينيد، در رؤيت‌ پروردگار بر يك‌ديگر ازدحام‌ نمي‌كنيد و در جاي‌ بر يك‌ديگر تنگ ‌نمي‌گيريد پس‌ اگر مي‌توانستيد كه‌ نمازي‌ قبل‌ از طلوع‌ خورشيد و نمازي‌ قبل‌ از غروب‌ آن‌ از شما فوت‌ نشود، حتما اين‌ كار را بكنيد».
«سپس‌ گوساله‌ را به‌ پرستش‌ گرفتند»[10] بجز خدا(ج) «بعد از آن‌ كه‌ بينات‌ براي ‌آنان‌ آمد» يعني‌: بعد از آن‌ كه‌ معجزات‌ نه‌گانه‌ موسي‌(ع) را نيز ديدند، گوساله‌ را به‌پرستش‌ گرفتند. بينات‌: معجزات‌ روشن‌ ـ چون‌ يد بيضا، عصا و شكافته‌ شدن‌ درياست‌ «و از آن‌ ه