ني چيزي كه به وسيله آن ازدواج رو به راه مي‌شود . مانند ( ركاب ) كه وسيله سوار شدن بر اسب است ( نگا : تفسير قاسمي ) . « الْكِتَاب‌ » : مكاتبه . عقد كتابت . قرارداد و سند آزادي . « خَيْراً » : مراد قدرت بر كسب و كار و صلاحيّت زندگي مستقلّ ، و صداقت و امانت در پرداخت اقساط بهاي خود است . « مَالِ اللهِ . . . » : مراد پرداخت بهاي آنان از محلّ زكات بيت‌المال ( نگا : توبه‌ / 60 ) ، يا صدقه و بخشش صاحب برده و ديگر مؤمنان است . « فَتَيَاتِكُمْ » : فَتَيات ، جمع فَتاة ، مراد كنيزان است . « الْبِغَآءِ » : زنا . مي‌تواند مراد سبب آن باشد كه جلوگيري از ازدواج است و آيه برابر اين نظريّه معني شده است . « تَحَصُّناً » : تعفّف . پاكدامني . « عَرَضَ الْحَيَاةِ » :  ( نگا : نساء / 94 ) . يادآوري : معني آيه به طريقي كه بيان شد ، تنها نظريّه عبدالكريم خطيب در « التفسير القرآني للقرآن‌ » است . بقيّه تفاسير مورد استفاده ، آيه را تا اوّل « وَلا تُكْرِهُوا . . . » : به همان شكل معني ، و از آن به بعد نظرشان بدين گونه است : كنيزان خود را به خاطر فراچنگ آوردن كالاي زودگذر دنيا وادار به زنا و خودفروشي نكنيد ، اگر آنان خواستند پاك و پاكدامن بمانند ، و هركس آنان را بر اين كار وادارد ( سپس پشيمان گردد ) خداوند آمرزگار و مهربان است ( و از او درمي‌گذرد و مشمول مرحمت خود قرار مي‌دهد ) . فقط برخي از مفسّران مغفرت و مرحمت را شامل صاحبان بردگان ، و گروهي شامل كنيزان وادار شده به زنا ، و دسته‌اي هم شامل مالك و مملوك دانسته‌اند .‏
 
سوره نور آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلاً مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( در اين سوره ) آيه‌هاي روشن و بيانگر ( احكام الهي ) ، و سرگذشت مهمّي همچون سرگذشت پيشينيان ، و اندرز بزرگي جهت پرهيزگاران ، برايتان فرو فرستاده‌ايم ( تا به مقرّرات ديني خود آشنا ، و از اين سرگذشت بيدار و هوشيار ، و از اين اندرز پرحكمت درس زندگي بياموزيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُبَيِّنَاتٍ » : به صورت لازم ، يعني صفت مشبّهه ، و به صورت متعدّي ، يعني اسم فاعل به كار رفته است . واضح . توضيح دهنده ( نگا : نور / 46 ، طلاق / 11 ) . « مَثَلاً » : نمونه . مثلي از امثال . در اينجا مراد سرگذشت تهمت زدن به عائشه است كه خدا او را همچون مريم و يوسف تبرئه فرمود ( نگا : نساء / 156 ، مريم‌ / 28 ، يوسف‌ / 25 ) . « مَوْعِظَةً » : اندرز بزرگي كه اين داستان در لابلاي خود دارد . يادآوري : چه بسا مراد از ( آياتٍ ) همه آيه‌هاي سوره‌هاي ديگر ، و ( مَثَلاً ) به معني مثلي از امثال ، و ( مَوْعِظَةً ) به معني پندي از پندها باشد و هدف تنها آيه‌هاي اين سوره و فقط مسأله افك نباشد .‏
 
 سوره نور آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا روشنگر آسمانها و زمين است ( و او است كه جهان را با نور فيزيكي ستارگان تابان ، و با نور معنوي وحي و هدايت و معرفت درخشان ، و با شواهد و آثار موجود در مخلوقات فروزان كرده است ) . نور خدا ، به چلچراغي مي‌ماند كه در آن چراغي باشد و آن چراغ در حبابي قرار گيرد ، حباب درخشاني كه انگار ستاره فروزان است ، و اين چراغ ( با روغني ) افروخته شود ( كه ) از درخت پربركت زيتوني ( به دست آيد ) كه نه شرقي و نه غربي است ( بلكه تك درختي است در سرزمين باز و بلندي كه از هر سو آفتاب بدان مي‌تابد . به گونه‌اي روغنش پالوده و خالص است ) انگار روغن آن بدون تماس با آتش دارد شعله‌ور مي‌شود . نوري است بر فراز نوري !  ( نور چلچراغ و نور حباب و نور روغن زيتون ، همه‌جا را نورباران كرده‌اند . به همين منوال هم نور تشريعي وحي و نور تكويني هدايت و نور عقلاني معرفت پرده‌هاي شكّ و شبهه را از جلو ديدگان همگان به كنار زده ، و جمال ايزد ذوالجلال را بر در و ديوار وجود به تجلّي انداخته‌اند . امّا اين چشم بينا و دل آگاه است كه مي‌تواند ببيند و دريابد ) . خدا هر كه را بخواهد به نور خود رهنمود مي‌كند ( و شمعك نور خرد را به چلچراغ نور اَحَد مي‌رساند و سراپا فروزانش مي‌گرداند ) . خداوند براي مردمان مثلها مي‌زند ( تا معقول را در قالب محسوس بنماياند و دور از دائره دريافت خرد را - تا آنجا كه ممكن است ، با كمك وحي و در پرتو دانش‌ - به خرد نزديك نمايد ) و خداوند آگاه از هر چيزي است ( و مي‌داند چگونه مخلوق را با معبود آشنا گرداند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ » : اين جمله را سه‌گونه مي‌توان معني كرد : الف ) خدا روشنگر هستي است . چرا كه خداوند با پرتو لطف خود جهان را از نيستي به هستي آورده است و آن را پديدار كرده است . هر يك از مخلوقات را در پرتو نور هدايت تكويني و تشريعي و خرد خدادادي به راه و روش و كار و وظيفه خود آگاه و آشنا فرموده است . پيوسته هم جهان و جهانيان را در پرتو نور خود مي‌پايد و مراقبت مي‌نمايد . ب ) خدا نور هستي است . مگر نه اين است كه . نور ، خود ظاهر و ظاهر كننده اشياء است‌ ؟ همه چيز در پرتو نور ديده مي‌شود و نور رمز بقاء است‌ ؟ همه هستي نور است‌ ؟ به همين منوال خدا براي چشمهاي بينا و دلهاي آگاه ، آشكار است ، و او هستي را پديدار كرده است و همه چيز هستي بر وجود پايدار او دلالت دارد . بدون وجود خدا دنيا لحظه‌اي برجاي نمي‌ماند . همه انوار هستي از نور او مايه مي‌گيرد و به نور پاك او منتهي مي‌گردد . ج ) خدا هدايت دهنده هستي است . او است كه جهان را مي‌گرداند . و انسان را با وحي و عقل و دانش رهنمود ، و حيوان را با غريزه رهبري ، و زمين را و زمان را و همه چيز جهان را به گونه‌اي به وظيفه خويش آشنا و در مسير خود هدايت فرموده است ، و سراسر جهان را نظم و نظام بخشيده و همه ذرّات زمين و كرات آسمان را همچون حلقه‌هاي زنجير به هم پيوند داده است . « مِشْكَاةٍ » : چراغدان . قنديل . چلچراغ . « مِصْبَاحٌ » : چراغ . فتيله . « زُجْاجَةٍ » : شيشه . حباب چراغ . لامپ . « دُرِّيٌّ » : فروزان چون درّ . « لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ » : اين درخت نه در قسمت شرقي باغ است و نه در قسمت غربي . ولي اصل اين است كه اين درخت ، درخت معمولي نيست . چرا كه متعلّق به مكاني و محدود به جهتي نمي‌باشد . تنها ضرب‌المثل است و بس . « زَيْتُهَا » : روغن آن . روغن شگفتي است كه از جنس اين روغنهاي معروف نيست . خود به خود تابان و درخشان و سوزان است ! لذا نه نور خدا نور معمولي ، و نه چلچراغ هستي چل