َلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به مردم ) بگو : ناپاك و پاك ( و حرام و حلال ) مساوي نيستند ، هر چند كه فراواني ناپاك ( و حرام ) شما را به شگفت اندازد . پس اي خردمندان !  ( با امتثال اوامر و اجتناب نواهي يزدان ) خويشتن را از ( خشم ) خدا برحذر داريد تا اين كه رستگار شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يَسْتَوِي‌ » : برابر و يكسان نيست . « الْخَبِيثُ » : كثيف ، ناپاك . مراد افكار و اعمال و اموال حرام است . « الطَّيِّبُ » : پاك و پاكيزه . مراد افكار و اعمال و اموال حلال است . « أُوْلِي الألْبَابِ » : صاحبان خرد . عاقلان .‏
سوره مائدة آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي مؤمنان ! از مسائلي سؤال مكنيد ( كه خداوند از راه لطف از آنها سخن نگفته است ، و چه بسا به شما مربوط نبوده ، و چندان سودي براي زندگي شما نداشته باشند ، و ) اگر فاش گردند و آشكار شوند شما را ناراحت و بدحال كنند . چنان كه به هنگام نزول قرآن ( در زمان حيات پيغمبر ، از او ) راجع بدانها پرس و جو كنيد ، براي شما ( با وحي آسماني ) بيان و روشن مي‌شوند ( و آن گاه دچار مشقّات و مشكلات فراواني مي‌گرديد و از عهده انجام تكاليف و وظائف بيشمار برنمي‌آئيد . پس شما را به ناگفته‌ها و نانموده‌ها چه كار ؟ مگر نه اين است كه ) خداوند از اين مسائل گذشته است ( و پرسشهاي قبلي شما را ناديده گرفته است و از مجازات اخروي آنها صرف نظر فرموده است‌ ؟ ) و خداوند بس آمرزگار و بردبار است .  ( اين است كه از شما مي‌گذرد و در مجازات شما شتاب نمي‌ورزد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَسْئََلُوا عَنْ أَشْيَآءَ . . . » : هنگامي كه آيه ( أَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) نازل گرديد ، اصحاب پيغمبر فهميدند كه اجل آن حضرت نزديك شده است . لذا شتابزده سؤالاتي درباره چيزهائي مي‌كردند كه به وقوع پيوسته و از آنها سخن نرفته بود . پيغمبر ترسيد كه اين پرسشها باعث نزول احكام و ايجاد تكاليف فراوان و باعث دردسر آنان شود . اين بود ايشان را از اين امر بازداشت ، و به دنبال آن نهي آسماني نيز شرف نزول يافت . آيه فوق به هيچ وجه راه سؤالات منطقي و آموزنده و سازنده را به روي مردم نمي‌بندد ( نگا : نحل / 43 ) بلكه منحصراً مربوط به سؤالات نابجا و جستجو از اموري است كه نه تنها مورد نياز نيست ، بلكه مكتوم‌ماندن آنها بهتر و حتّي گاهي لازم است ( نگا : بقره / 108 ) از قبيل : نقشه‌هاي جنگي ، طرحهاي مبارزات اجتماعي ، نقطه‌ضعفهاي مردم ، پنهان‌داشتن بيماريهاي سخت و هراسناك از شخص بيمار ، مخفي‌ماندن اوضاع و احوال مردگان و سرنوشت آينده ما و ديگران و . . .‏
 
سوره مائدة آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏جمعي از پيشينيان از ( اموري همانند ) آنها ( كه شما مي‌پرسيد ) سؤال كردند و بعد از آن ( كه توسّط پيغمبران از آنها اطّلاع يافتند و موظّف به رعايت احكام مربوطه شدند ) نسبت بدانها به مخالفت برخاستند و منكر ( حقّانيّت پاسخ ) آنها ( و بالطبع صلاحيّت گويندگان آن سخنها ، يعني انبياء ) شدند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ » : نسبت بدانها كافر شدند . نسبت بدانها بناي مخالفت گذاشتند و راه عصيان در پيش گرفتند . مراد از كفر در اينجا عصيان و مخالفت است ، و يا كفر به معني معروف خود .‏
 
سوره مائدة آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند بَحيره ، سائبه ، وصيله ، و حامي را مشروع و مقرّر نداشته است . وليكن كافران ( از پيش خود چيزهائي سرهم مي‌كنند و ) برخدا دروغ مي‌بندند ، و بيشتر آنان نمي‌فهمند ( كه اين كارها ناروا است و عذاب سختي به دنبال دارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَحِيرَةٍ » : در لغت به معني گوش شكافته ، و در اصطلاح به شتر ماده‌اي مي‌گفتند كه پنج شكم مي‌زائيد و پنجمين آنها نرينه بود . در اين صورت گوشش را مي‌شكافتند و باركردن و سوارشدن و خوردن گوشت آن را حرام مي‌دانستند و از هيچ گونه چراگاه و آبي آن را باز نمي‌داشتند . « سَآئِبَةٍ » : در لغت به معني رها ، و در اصطلاح به شتر ماده‌اي مي‌گفتند كه صاحبش نذر مي‌كرد كه اگر به سلامت از سفر برگردد ، آن را رها كند . چنين شتري مانند بَحِيرَة براي وفاي به نذر معاف و آزاد مي‌شد . « وَصِيلَةٍ » : در لغت به معني واصله يعني رسيده و پيوسته ، و در اصطلاح به برّه مادينه‌اي گفته مي‌شد كه به صورت دوقلو همراه نرينه‌اي متولّد مي‌گرديد و به خادمان بتان داده مي‌شد . « حَامٍ » : در لغت به معني حامي و حافظ ، و در اصطلاح به شتر نري گفته مي‌شد كه از نژاد آن ده نسل متولّد مي‌گرديد و در اين صورت همچون بَحِيرَة و سَآئِبَة آزادانه مي‌چريد و از باربري و سواري و خوردن معاف مي‌شد . البتّه درباره بَحيرة و سائبة و وصيلة و حامي سخنان ديگري گفته‌اند كه همه و همه بيانگر فرهنگ منحطّ جاهليّت پيش از اسلام است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7809.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:7810.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:7811.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:7812.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:7813.txt">آيه  108</a></body></html>سوره مائدة آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه بدانان ( كه از قوانين دل و اهواء درونشان پيروي مي‌كنند ) گفته شود كه بيائيد به سوي آنچه خدا نازل كرده و ( آنچه ) پيغمبر ( بيان نموده است برگرديم ، تا هدايت بيابيم ) مي‌گويند : چيزي ما را بسنده است كه پدران و نياكان خويش را بر آن يافته‌ايم ( و تا چشم گشوده‌ايم چنين و چنان در ميان قوم و فاميل خود ديده‌ايم ! ديگر قرآن و سخنان پيغمبر ، ما را چه كار ؟ ) آيا اگر پدران و نياكانشان چيزي ندانسته باشند و ( به سوي حق ) راه نيافته باشند ( باز هم بايد چنين گويند و كنند ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوَ لَوْ كَانَ » : آيا اگر پدران و نياكان آنان كافر و گمراه بوده باشند ، بايد فرزندان ايشان هم كوركورانه كافر و گمراه شوند و به دنبال خرافات روان گردند و گذشتگان خود را الگوي خوبي و نيكي بدانند ؟ !‏
 
آيه  165
‏متن آيه : ‏
‏ رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاس