رتكب شده‌اند . « إِسْتَحَقَّ » : مرتكب شده است . استحقاق پيدا كرده است . « الأوْلَيَانِ » : مثني أَوْلَي است به معني احقّ و اقرب ، يعني : شايسته‌تر ( از ديگر وارثان براي تركه ) و نزديكتر ( از آنان به متوفّي ) . فاعل فعل ( إِسْتَحَقَّ ) است . « إِسْتَحَقَّ . . . عَلَيْهِمُ الأوْلَيَانِ » : دو نفري كه از ديگر وارثان برحق‌تر و به متوفّي نزديكتر باشند . دو نفر از ميان وارثاني كه گواهان نخست بر آنان ستم كرده‌اند . با توجّه به معني اخير ،  ( إِسْتَحَقَّ عَلَيْهِمْ ) يعني بر آنان ستم كرده‌اند ، و ( أوْلَيَانِ ) در معني ( اوّلانِ ) به كار رفته است . يعني دو شاهدي كه قبلاً سوگند ياد كردند و براي اداي شهادت أوْلَي و احقّ بودند . « عَلَيْهِمْ » : حرف ( عَلي ) در اينجا در معني معمولي خود يعني ( بر ) و به معني ( از ) به كار رفته است ( نگا : مطفّفين / 2 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين ( كار كه بدين منوال ذكر شد ) بيشتر سبب مي‌شود كه ( شاهدان در بيان حقيقت دقيق‌تر شوند و تغيير و تبديلي در آن ندهند و بلكه ) چنان كه بايد گواهي دهند يا بترسند ( از عذاب اخروي دردناكي كه سوگند دروغ سبب آن مي‌گردد ، و يا بترسند ) از اين كه ( دروغشان فاش گردد و حق سوگندخوردن به ورثه واگذار گردد و ) سوگندهائي پس از سوگندهايشان خورده شود ( و در پيشگاه خدا و مردم رسوا شوند ) . از خدا بترسيد و ( با احكام او مخالفت نكنيد و اوامر او را به گوش جان ) بشنويد و ( بپذيريد و بدانيد كه ) خداوند بيرون‌روندگان از زير فرمان خود را ( مورد عنايت قرار نمي‌دهد و به سوي نعمت جنّت ) رهنمود نمي‌گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَدْني‌ » : نزديك‌تر است . « أَوْ » : يا . و . . . « تُرَدَّ » : ارجاع شود . واگذار شود .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7815.txt"> آيه  109</a><a class="text" href="w:text:7816.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:7817.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:7818.txt"> آيه  112</a><a class="text" href="w:text:7819.txt"> آيه  113</a></body></html>سوره مائدة آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن روزي ( را خاطرنشان ساز ) كه خداوند پيغمبران را ( در پيشگاه خود ) گرد مي‌آورد و بديشان مي‌گويد : به ( دعوت ) شما چه پاسخي داده شده است‌ ؟  ( آيا ملّتهائي كه به سوي آنان فرستاده شده‌ايد چگونه از دعوت شما استقبال كرده‌اند و به چه راهي رفته‌اند ؟ راه ايمان يا راه انكار پيموده‌اند ؟ ) . مي‌گويند : ما را هيچ گونه آگاهي و دانشي نيست ( مگر آنچه از راه وحي آموخته‌ايم و ظواهري كه در روزگار حيات خود از مردم مشاهده كرده‌ايم ) تو خود ( علاوه از ظواهر ) از تمام خفايا آگاهي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ » : در آن روزي كه . به ياد داشته باشيد روزي را كه . واژه ( يَوْمَ ) مفعولٌ‌فيه فعل ( لا يَهْدي ) در آيه قبل يا مفعولٌ‌به فعل محذوفي همچون ( تذكّروا ) يا ( إِتَّقُوا ) است . « مَاذَا اُجِبْتُمْ » : پاسخ مردم به شما چه بوده است‌ ؟  « لا عِلْمَ لَنَا » : ما چيزي نمي‌دانيم . ما را چه رسد كه در پيشگاه باري از آگاهي دم زنيم و درباره ايمان يا الحاد مردم اظهارنظر كنيم‌ ؟ !‏
 
سوره مائدة آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن هنگام خداوند ( از ميان پيغمبران خطاب به عيسي مي‌گويد : ) اي عيسي پسر مريم ! به ياد آور نعمت مرا كه بر تو و مادرت ارزاني داشتم‌ ؛ بدان گاه كه توسّط جبرئيل ( پيام آسماني را به تو رساندم و ) تو را نيرو بخشيدم و ياري دادم ( و بر اثر تأييد آسماني به عنوان كودك ) ميان گهواره با مردم سخن مي‌گفتي و در ( سنّ پختگي و ) ميانه‌سالي ( به عنوان پيغمبر با ايشان صحبت مي‌نمودي . و به ياد بياور ) آن گاه را كه نوشتن و دانش سودمند و تورات و انجيل را ( بدون آموزگار ) به تو آموختم . و ( به ياد بياور ) آن گاه را كه ( از توان بشر فراتر مي‌رفتي ) و به دستور من چيزي از گِل به شكل پرنده مي‌ساختي و بدان مي‌دميدي و به فرمان من پرنده‌اي ( زنده ) مي‌شد ، و كورمادرزاد و مبتلاي به بيماري پيسي را به فرمان و قدرت من شفا مي‌دادي ، و ( به ياد بياور ) آن گاه را كه مردگان را به فرمان من ( زنده مي‌كردي و از گورها ) بيرون مي‌آوردي ، و ( به ياد بياور ) آن گاه را كه شرّ بني‌اسرائيل را از سر تو كوتاه كردم در آن موقع كه دلائل و معجزات بدانان مي‌نمودي و كافران ايشان مي‌گفتند : اينها جز جادوي آشكار ، چيز ديگري نمي‌تواند باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَيَّدتُّكَ » : تو را تقويت كردم و ياري دادم . « رُوحِ‌الْقُدُس‌ » : جبرئيل . « الْمَهْدِ » : گهواره . « كَهْلاً » : كهولت و ميان‌سالي . حال است . « إِذْن‌ » : فرمان . اجازه . تكرار واژه اذن ، بيانگر اين واقعيّت است كه اين كارها به خواست و فرمان خدا ؛ نه با قدرت شخصي عيسي انجام مي‌پذيرفت ، و هر وقت خدا مي‌خواست اين امور به عنوان معجزاتي بر دست عيسي انجام مي‌گرفت . « الْكِتَابَ » : خطّ و كتابت . مصدري از مصادر ثلاثي مجرّد ( كَتَبَ يَكْتُبُ ) است . « الْحِكْمَةَ » : دانش راستين . « تُبْرِئُ » : بهبودي مي‌بخشيدي . « الأكْمَهَ » : كور مادرزاد . « ا لأبْرَصَ » : مبتلا به بيماري پيسي . « كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَآئيِلَ عَنكَ » : نگذاشتم بني‌اسرائيل تو را بكشند يا به دار زنند . « جِئْتَهُم بِالْبَيِّنَاتِ » : براي آنان معجزات آوردي و نمودي .‏
 
سوره مائدة آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( خاطرنشان ساز ) آن گاه را كه به حواريّون الهام كرديم كه به من و فرستاده من ( عيسي ) ايمان بياوريد .  ( آنان پذيرفتند و ) گفتند : ايمان آورده‌ايم و ( پروردگارا ! ) گواه باش كه ما مخلص و منقاد ( اوامر تو ) هستيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوْحَيْتُ » : الهام كردم . به دل آنان انداختم . توسّط عيسي بديشا