 اهوال و شدائد است . « تَدْعُونَهُ » : او را به فرياد مي‌خوانيد . اين جمله حال ضمير ( كُمْ ) در فعل ( يُنَجِّيكُمْ ) مي‌باشد . « تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً » : آشكارا و پنهان . مفعول مطلق يا منصوب به نزع خافضند ، و يا اين كه حال بوده و به معني مُعْلِنينَ وَ مُسِرّينَ مي‌باشد .‏
 
آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كنيد چون‌ گفتيد: اي‌ موسي‌! هرگز به‌ تو ايمان‌ نمي‌آوريم‌ تا خدارا آشكارانبينيم‌» مراد از جهره: ديدن‌ به‌ چشم‌ سر است‌. گويندگان‌ اين‌ سخن، هفتادتن ‌نخبگاني‌ بودند كه‌ موسي‌u بعد از گوساله‌پرستي‌ بني‌اسرائيل، آنان‌ را انتخاب‌ كرد و با خود به‌ كوه‌ طور برد تا به‌ درگاه‌ خداوند متعال‌ عذرخواهي‌ كنند «پس‌ صاعقه‌شما را فروگرفت‌» يعني: آتشي‌ از آسمان‌ به‌ شما زد و همه‌ مرديد «درحالي‌كه‌مي‌نگريستيد» يعني: اين‌ رخداد را به‌ چشم‌ سر مي‌ديديد. دليل‌ عذاب‌ كردنشان ‌اين‌ بود كه‌ آنان‌ خواستار امري‌ شدند كه‌ خداوند (ج)به‌ آن‌ در دنيا اجازه‌نداده‌است، و آن‌ درخواست‌ رؤيت‌ وي‌ به‌ چشم‌ سر بود. اما رؤيت‌ حق‌ تعالي‌ درآخرت‌ حق‌ است‌ و احاديث‌ صحيح‌ به‌ تواتر خبر داده‌اند كه‌ بندگان‌ پروردگارشان‌را در آخرت‌ مي‌بينند، و احاديث‌ بر اين‌ امر دلالت‌ قطعي‌ دارند.
 
آيه  173
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلُيماً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، پاداششان‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ مي‌دهد و از فضل‌ خود به‌ ايشان‌ افزون‌تر مي‌بخشد و اما كساني‌ كه‌ استنكاف‌ و استكبار ورزيده‌اند، به‌ عذابي‌ دردناك‌ دچارشان‌ مي‌سازد و در برابر خداوند براي‌ خود هيچ‌ يار وياوري‌ نمي‌يابند» تفسير نظير اين‌ آيه‌ گذشت‌.
 
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : خدا شما را از آن ( اهوال و شدائد ) و از هر غم و اندوهي مي‌رهاند . سپس ( با اين وجود براي او ) شما شريك و انباز مي‌سازيد !  ( شريك و انبازي كه مي‌دانيد كاري از دست آنها ساخته نيست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَرْبٍ » : غم و اندوه .‏
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : خدا مي‌تواند كه عذاب بزرگي از بالاي سرتان و يا از زير پاهايتان بر شما بگمارد ( و شما را دچار بلاهاي آسماني و بمبارانهاي هوائي يا بلاهاي زميني همچون زلزله‌ها و آتشفشانيها و انفجارهاي مينها و ديگر موادّ منفجره جنگها سازد ) و يا اين كه كار را بر شما به هم آميزد ( و در نتيجه حقيقت امر بر شما مشتبه شود ) و دسته‌دسته و پراكنده گرديد ( و جنگها در ميانتان برپا گرداند ) و برخي از شما را به جان برخي ديگر اندازد و گرفتار همديگر سازد . بنگر كه چگونه آيات ( قرآني و دلائل جهاني خود ) را بيان و روشن مي‌گردانيم تا بلكه ( بينديشند و به خود بازگردند و حقيقت را ) بفهمند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَبْعَثَ » : بفرستد . برانگيزد . « يَلْبِسَكُمْ » : شما را به هم اندازد . شما را گروه گروه و دسته دسته سازد . كار را بر شما مشوّش و آميخته كند . شما را داراي خواستها و آرزوهاي مختلف و متناقض كند . « شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌ها . حال ضمير ( كُمْ ) يا مفعول مطلق ( يَلْبِسَ ) از غير لفظ خود مي‌باشد . « بَأْسَ » : جنگ . عذاب .‏
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قوم تو ( يعني قريش و مردمان مكّه قرآن را باور نمي‌دارند و ) آن را تكذيب مي‌نمايند ، و حال آن كه قرآن حق است ( و جاي تكذيب كردن ندارد ) . بگو : من حافظ و مسلّط بر شما نيستم ( و مأمور بررسي اعمال و مجازات شما نمي‌باشم و بلكه سر و كارتان با خدا است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَسْتُ عَلَيْكُم بِوَكيلٍ » : حافظ شما و مسؤول كردار و رفتارتان نمي‌باشم .‏
 
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هر خبري ( كه خداوند در قرآن بيان كرده است ) موعد خود دارد ( و در هنگام مقرّر و جاي معيّن تحقّق مي‌پذيرد ) و ( صدق اين اخبار را به هنگام وقوع ) خواهيد دانست ( و خواهيد ديد به چه عذابي گرفتار مي‌آئيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَبَأٍ » : خبر . « مُسْتَقَرٌّ » : مكان استقرار و هنگام وقوع . مكان استقرار و جايگاه وقوع .‏
 آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرگاه ديدي كساني به تمسخر و طعن در آيات ( قرآنيِ ) ما مي‌پردازند ، از آنان روي بگردان ( و مجلس ايشان را ترك كن و با آنان منشين ) تا آن گاه كه به سخن ديگري مي‌پردازند . اگر شيطان ( چنين فرماني را ) از ياد تو برد ( و دستور الهي را فراموش كردي ) ، پس از به خاطر آوردن ( و ياد كردن فرمان ، از پيش ايشان برخيز و ) با قوم ستمكار منشين .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَخُوضُونَ » : فرو مي‌روند . ياوه‌سرائي مي‌كنند . در اينجا مراد تمسخر قرآن و استهزاء دين و ايمان است ( نگا : نساء 140 و انعام / 70 ) . « امَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ » : اگر اهريمن آن را از ياد تو برد . در اينجا هر چند روي سخن به پيغمبر است ، ولي در حقيقت منظور پيروان او است . نسيان پيغمبران در اموري بوده است كه مربوط به كار تبليغ احكام دين و مقام رسالت نبوده و بلكه غفلت در موضوعات عادي از قبيل سهو در نماز بوده است و چنين فراموشي و غفلتي موجب اضاعه فريضه‌اي يا تحريم حلال و تحليل حرام نگشته است ( نگا : كهف / 63 و 73 ، يوسف / 42 ) . « الذِّكْرَيا » : به ياد آوردن . متوجّه شدن . تذكّر .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7906.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:7907.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:7908.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:7909.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:7910.txt">آيه  73</a></body></html>آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُم