دي و تجاري خود ) كرده است . اين ( نظم بديع و نظام استوار ) سنجش دقيق و تدبير محكّم ( دادار متعالي است كه ) چيره ( بر جهان و ) آگاه ( از همه چيز آن ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الإِصْبَاحِ » : صبح . بامداد . مصدري است كه بامداد بدان نامگذاري شده است . « حُسْبَاناً » : شمارش . حساب . همچون كُفران و شكران ، مصدر ثلاثي مجرّد است . « تَقْدِير » : اندازه‌گيري . سنجش . تدبير استوار .‏
 

آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او آن كسي است كه ستارگان را براي شما آفريده است تا ( در شبهاي سفر ) در تاريكيهاي خشكي و دريا بدانها رهنمود شويد . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشته‌ايم كه ( معاني آيات قرآني و نشانه‌هاي جهاني را ) مي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلَ » : آفريده است . « فَصَّلْنَا » : بيان داشته‌ايم . روشن ساخته‌ايم .‏
 
آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه شما را از يك شخص آفريده است كه ( آدم است و او هم از خاك زمين است و زمين هم در مدّت حيات ) محلّ استقرار و ( پس از مرگ ) محلّ تسليم ( به خاك شما ) است . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشته‌ايم كه ( آيات قرآني و نشانه‌هاي جهاني را چنان كه بايد ) مي‌فهمند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَفْسٍ وَاحِدَةٍ » : يك كس . مراد آدم‌ ( ع ) است . « مُسْتَقَرٌ » : محلّ استقرار و زندگي آدميان در روي زمين . « مُسْتَوْدَعٌ » : محلّ به امانت سپردن آدميان پس از مرگ . مراد گور است كه تا روز رستاخيز آرامگاه آدميان است . « فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » : مراد اين كه اصل انسانها كه خاك است ، محلّ حيات و ممات مردمان است . يا اين كه انسانها كه از آدم پديدار گشته‌اند ، گروهي از نطفه‌ها در پشت آنان استقرار مي‌پذيرد ، و گروهي از نطفه‌ها در رحم ايشان به وديعت نهاده مي‌شود . در اين صورت مراد از ( مستقرّ ) مرد ، و مراد از ( مستودَع ) زن خواهد بود .‏
 
آيه  176
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از جابربن‌ عبدالله(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: من‌ بيماري‌ از هوش‌ رفته‌ بودم‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ عيادتم‌ آمدند، آن‌گاه‌ بر من ‌آبي‌ پاشيدند، به‌ هوش‌ آمدم‌ و به‌ ايشان‌ گفتم‌: ميراث‌بران‌ من‌ فقط «كلاله» هستند، بفرماييد كه‌ تقسيم‌ ميراث‌ ايشان‌ چگونه‌ است‌؟ در اين‌ هنگام‌ حق‌ تعالي‌ آيه‌فرائض‌ (ميراث) را نازل‌ كرد.
«از تو فتوي‌ مي‌طلبند» درباره‌ كلاله‌ «بگو: خداوند درباره‌ كلاله‌ به‌ شما چنين‌ فتوي‌ مي‌دهد» كلاله‌: كسي‌ است‌ كه‌ پدر و فرزندي‌ ندارد. تفسير آن‌ در آغاز اين‌ سوره‌«آيه‌/12» نيز گذشت‌. «اگر مردي‌ هلاك‌ شود» يعني‌: بميرد «و فرزندي‌ نداشته‌ باشد» فرزند: لفظ مشتركي‌ است‌ كه‌ بر پسر و دختر هر دو اطلاق‌ مي‌شود. به‌ ذكرعدم‌ وجود فرزند در اينجا بسنده‌ شد ـ با آن‌ كه‌ عدم‌ وجود پدر نيز در كلاله‌ معتبراست‌ ـ به‌خاطر روشن ‌بودن‌ اين‌ حكم‌. والله اعلم‌ «و» آن‌ مرد كلاله‌ «خواهري ‌داشته‌ باشد پس‌ نصف‌ تركه‌ از آن‌ اوست‌» مراد از خواهر: به‌ اجماع‌ علما خواهر اعياني‌ است‌ كه‌ از پدر و مادر شخص‌ است‌ و اگر خواهر اعياني‌ نبود، خواهر پدري ‌(علاتي) نيز قائم ‌مقام‌ اوست‌، نه‌ خواهر مادري‌ (اخيافي) زيرا سهم‌ خواهر مادري‌ ـ چنان‌كه‌ در آيه‌ (12) از همين‌ سوره‌ گذشت‌ ـ سدس‌ (یک ششم) قسمت‌ مال ‌متروكه‌ است‌.
جمهور علما برآنند كه‌ خواهران‌ پدري‌ و مادري‌ (اعياني)، يا خواهر پدري‌ (علاتي) همراه‌ با دختران‌ متوفي‌، عصبه‌ به‌شمار مي‌روند و اگر با آنان‌ برادري ‌نبود، مال‌ باقي ‌مانده‌ از ذوي‌الفروض‌ (سهم‌بران) را همراه‌ با دختران‌ متوفي‌ به ‌ارث‌ مي‌برند بنابراين‌، اگر از متوفي‌ يك‌ دختر و يك‌ خواهر بجا ماند، سهم‌ دختر نصف‌ تركه‌ و سهم‌ خواهر نيز نصف‌ آن‌ است‌ و اگر از وي‌ يك‌ دختر و يك‌ دختر پسر ويك‌ خواهر بجا ماند، سهم‌ دختر، نصف‌ و سهم‌ دختر پسر، سدس‌ و سهم‌ خواهر، باقي‌مانده‌ مال‌ است‌ ـ از راه‌ عصبه‌ بودن‌. «و» اگر زني‌ بميرد و برادري‌ داشته ‌باشد «آن‌ برادر از او ارث‌ مي‌برد» يعني‌: همه‌ تركه‌ خواهرش‌ را به‌ ارث‌ مي‌برد «در صورتي‌كه‌ زن‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد» مراد فرزند ذكور است‌. همچنان‌ برادر، تركه‌ باقي‌مانده‌ از ذوي‌الفروض‌ را به‌ ارث‌ مي‌برد. مثلا اگر از زن‌، شوهر و برادري ‌بجا ماند، شوهر نصف‌ تركه‌ را مي‌برد و باقي‌مانده‌ تركه‌، يعني‌ نصف‌ ديگر، به‌طريق‌ تعصيب‌ از آن‌ برادر مي‌شود. اين‌ حكم‌ كلي‌ در مورد همه‌ عصبات‌ است‌كه‌ اگر با خود ذوي‌الفروضي‌ نداشته‌ باشند، كل‌ مال‌ متروكه‌ را مي‌برند و درغيرآن‌، ايشان‌ باقي‌مانده‌ مال‌ متروكه‌ را بعد از سهم‌ ذوي‌الفروض‌، به‌ ارث‌ مي‌برند «پس‌ اگر خواهران‌ دو تن‌ باشند» يا بيشتر از دو تن‌ «براي‌ آنان‌ دوسوم‌ تركه‌ ميت‌ است‌» اگر ميت‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد ـ چنان‌كه‌ گذشت‌ «و اگر آنان‌» كه‌ از راه ‌اخوت‌ ميراث‌ مي‌برند «گروهي‌ برادر و خواهر باشند» يعني‌: برادر و خواهر باهم‌ مختلط باشند «پس‌ براي‌ هر مرد» از آنان‌ «سهمي‌ مانند سهم‌ دو زن‌ است‌» درآنچه‌ از تركه‌ كه‌ از راه‌ تعصيب‌ مي‌گيرند «خدا براي‌ شما بيان‌ مي‌كند» حكم‌ ميراث ‌«كلاله» و ساير احكام‌ را «تا گمراه‌ نشويد» زيرا دوست‌ ندارد كه‌ در ظلمت ‌ناداني‌، از وادي‌ گمراهي‌ سر بيرون‌ آوريد «و خداوند به‌ هرچيزي‌ داناست‌» و ازجمله‌ به‌ تقسيم ‌نمودن‌ ميراثهاي‌ شما در ميان‌ بازماندگان‌ ارث‌برتان‌، به‌ روش‌ شايسته ‌و نمونه‌اي‌ كه‌ مقتضاي‌ حكمت‌ بالغه‌ اوست‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خدص هيچ‌ حكمي‌ را بيشتر از حكم‌ كلاله‌ سؤال‌ نكردم‌ تا بدانجا كه‌ آن‌ حضرتص از اصرار زياد من‌ بر اين‌ سؤال‌ به ‌ستوه‌ آمده‌ و با انگشت‌ خويش‌ به‌ سينه‌ام‌ 