دند و فرمودند: «مگر آيه‌ صيف[12] كه‌ در آخر سوره‌ نساء است‌، برايت‌ كفايت‌ نمي‌كند؟». خطابي‌ مي‌گويد: «حق‌ تعالي‌ درباره‌ كلاله‌ دو آيه‌ نازل‌ كرد، يكي‌ را در زمستان؛ وآن‌ آيه‌ اول‌ سوره‌ نساء است‌ كه‌ حكم‌ كلاله‌ را به‌ اجمال‌ بيان‌ مي‌كند و ديگري‌ در تابستان‌، كه‌ آيه‌ آخر سوره‌ نساء است‌ پس‌ آيه‌ اول‌ را آيه‌ (شتاء: زمستان) و آيه‌دوم‌ را آيه‌ (صيف‌: تابستان) ناميدند». همچنان‌ از عمر(رض) روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «اي‌ كاش‌ رسول‌ خداص در مورد سه‌ قضيه‌ زير به‌ ما فرماني‌ مي‌دادند كه ‌در برابر آن‌ بازمي‌ايستاديم‌ و حكم‌ نهايي‌ و فيصله‌كني‌ از آن‌ مي‌گرفتيم‌: 1ـ حكم‌ميراث‌ جد (پدر بزرگ). 2ـ حكم‌ ميراث‌ كلاله‌. 3ـ بابي‌ از بابهاي‌ ربا».

[12] يعني‌: آيه‌اي‌ كه‌ در تابستان‌ نازل‌ شده‌ است‌.  
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه از ( ابرِ ) آسمان ، آب ( باران ) فرو مي‌فرستد ، و ما ( كه خدائيم ، با قدرت سترگ خود ) به وسيله آن آب ، همه رُستنيها را مي‌رويانيم و از رُستنيها سبزينه بيرون مي‌آوريم ، و از آن سبزينه ، دانه‌هاي تنگاتنگ يكديگر ، و از شكوفه‌هاي درخت خرما خوشه‌هاي آويزان نزديك بهم و در دسترس ، و باغهاي انگور و زيتون و انار پديد مي‌سازيم كه ( در شكل و مزه و بو و سود ) همگون و يا غيرهمگونند . بنگريد به ميوه نارس و رسيده يكايك آنها ، آن گاه كه ميوه دادند . بيگمان در اين ( گوناگوني دروني و بيروني و تغيير آغاز و انجام ميوه‌ها ) نشانه‌ها و دلائل ( خداشناسي ) است براي كساني كه ( حق را مي‌پذيرند و بدان ) ايمان مي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآءِ » : آسمان . بالاي سر . مراد ابر است ( نگا : نور / 43 ، واقعه / 69 ) . « فَأَخْرَجْنَا » : عطف متكلّم بر غائب براي التفات است . « نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ » : گياهان و رُستنيهاي گوناگون . گياهان و رُستنيهاي مورد نياز همه‌چيز ، اعم از انسان و حيوان و اشياء . « خَضِراً » : سبز و تازه . سبزينه يا كلروفيل كه منشأ اصلي دانه‌ها و ميوه‌ها است ( نگا : قصّة‌الايمان ، صفحه 345 ) . « مُتَرَاكِباً » : تنگاتنگ يكديگر . متراكم . « طَلْع‌ » : شكوفه خرما . ميوه كال خرما . « مِن طَلْعِهَا » : اين عبارت بدل جزء از كلّ ( مِنَ الْنَّخْلِ ) است و در آن عامل تكرار شده است . « قِنْوَانٌ » : جمع قِنْو ، خوشه‌هاي خرما . « دَانِيَةٌ » : در دسترس . نزديك . « يَنْع‌ » : رسيده . « أُنظُروا إِلَيا ثَمَرِهِ . . . » : نگريستن به معني دقّت و وارسي است و چه بسا خداوند بزرگوار خواسته باشد مؤمنان را متوجّه اين نكته فرمايد كه گياهان نيز داراي نر و ماده هستند . ضمير ( ه ) به جميع درختان و همچنين يكايك آنها برمي‌گردد .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( كافران با اين همه دلائل روشن ) فرشتگان و اهريمنان را شركاء خدا مي‌سازند ؛ در حالي كه خداوند خودِ آنان و همه ملائكه و شياطين را آفريده است .  ( لذا با اطّلاع از اين موضوع ، سزاوار نيست جز آفريدگار را بپرستند و آفريدگاني همچون خود را عبادت كنند ) . كافران از روي ناداني ، پسران و دختراني براي خدا به هم مي‌بافند ( و مسيحيان گمان مي‌برند كه مسيح پسر خدا است ، و يهوديان عُزَير را پسر خدا مي‌دانند ، و برخي از مشركان عرب نيز فرشتگان را دختران خدا مي‌دانستند ! ) . خداوند منزّه ( از همه اين نقصها و عيبها ) و به دور از اين صفاتي است كه او را بدانها توصيف مي‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْجِنَّ » : موجودات ناپيدا و پوشيده از حسّ انسان ، كه مراد اهريمنان و يا فرشتگان است . جنّ كه آفريدگاني نهان از ديدگانند . اين واژه مي‌تواند مفعول اوّل فعل ( جَعَلوا ) و ( شُرَكآءَ ) مفعول دوم آن باشد و برعكس . يا اين كه ( شُرَكاءَ ) مفعول اوّل و ( لِلّهِ ) مفعول دوم ، و ( الْجنّ ) بدل بشمار آيد . « خَلَقَهُمْ » : آنان را آفريده است . مراد از ( هُمْ ) كافران ، يا فرشتگان و اهريمنان و جنّيان است . « خَرَقُوا » : از پيش خود ساخته‌اند . سرهم كرده‌اند . به هم بافته‌اند .‏
 آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا كسي است كه آسمانها و زمين را از نيستي به هستي آورده است . چگونه ممكن است فرزندي داشته باشد ، در حالي كه او همسري ندارد ؟  ( همسر و فرزند بايد از جنس شوهر باشد و خدا يگانه و بي‌همتا است ) و همه چيز را او آفريده است ( از جمله اشخاص و اشيائي را كه شريك او مي‌سازند ) و او آگاه از هر چيز است ( و آنچه گويند و كنند از چشم خدا پوشيده نمي‌ماند و بي‌پاداش و پادافره نمي‌گردد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَدِيعُ » : كسي كه چيزها را بدون مُدِل و نمونه قبلي پديد مي‌آورد . نوآفرين . « أَنّيا » : چگونه ؟  « صَاحِبَةٌ » : همسر .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7944.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:7945.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:7946.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:7947.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:7948.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:7949.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:7950.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:7951.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:7952.txt">آيه  110</a></body></html>آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن ( متّصف به صفات كمال است كه ) خدا و پروردگار شما است . جز او خدائي نيست‌ ؛ و او آفريننده همه چيز است . پس وي را بايد بپرستيد ( و بس‌ ؛ چرا كه تنها او مستحقّ پرستش است ) و حافظ و مدبّر همه چيز است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : محافظ و مدبّر . سرپرست و مراقب .‏
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چشمها ( كُنْهِ ذات ) او را درنمي‌يابند ، و او چشمها را درمي‌يابد ( و به همه دقائق و رموز آنها آشنا است ) و او دقيق ( است و با علم كامل و اراده شامل خود به همه ريزه‌كاريها آشنا ، و از همه چيزها ) آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَصَآئِرُ » : جمع بَصيرة ، بينش درون . دلائل متقن و برا