هين روشن . در اينجا مراد قرآن و حجّتهاي واضح موجود در آن است . « أَبْصَرَ » : ديد . با چشم بصيرت به تأمّل و دقّت پرداخت . آگاه گرديد ( نگا : اعراف / 201 ) . « عَمِيَ » : كور و نابينا گرديد . از ديد او پنهان ماند . مراد اين است كه از مشاهده حق چشمان خود را بست و بدان پشت كرد . « حَفِيظ‌ » : حافظ . مراقب .‏
 

آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بگو به مردمان : ) بيگمان دلائل روشني و حجّتهاي مبرهني از سوي پروردگارتان ( در قرآن ) برايتان آمده است ( و راه حق را برايتان پيدا و هويدا ساخته است ) . پس هر كه ( از آنها سود جويد و در پرتو آنها حق را ) ببيند ( سود آن ) براي خودش بوده ، و هركه كور شود ( و چشم ديدن حق را نداشته باشد و در پرتو دلائل و براهين ، راه حق نپويد ) به زيان خود كار مي‌كند ، و من حافظ و مراقب ( رفتار و كردار ) شما نمي‌باشم .  ( بلكه من تنها پيغمبرم و وظيفه من تبليغ اوامر و نواهي يزدان جهان است . اين خداوند است كه اعمال شما را مي‌پايد و سزا و جزاي همگان را مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُصَرِّفُ » : به شيوه‌ها و گونه‌هاي مختلف بيان مي‌كنيم و توضيح مي‌دهيم . « لِيَقُولُوا » : بگذار بگويند كه . تا بگويند كه . اين واژه ، عطف بر فعل مقدّري است و تقدير چنين مي‌شود : لِيَجْحَدُوا وَ لِيَقُولُوا . حرف لام در اينجا لام عاقبت يا صَيْرورت نام دارد ( نگا : قصص / 8 ) . « دَرَسْتَ » : درس‌خوانده‌اي . مراد اين است كه كافران مي‌گويند : تو كتابهاي آسماني گذشته را فرا گرفته‌اي و قرآن را از روي آنها و در پيش مردمان آموخته‌اي ( نگا : نحل / 103 و فرقان / 4 و 5 ) . « لِنُبَيِّنَهُ » : تا آن را بيان داريم . مرجع ضمير ( هُ ) واژه ( الْقُرءَانِ ) محذوف است كه از سياق كلام پيدا است و يا ( الآياتِ ) به اعتبار تأويل به ( الْكِتاب ) است .‏
 
آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه بيشتر نشانه‌هاي جهاني و آيه‌هاي قرآني را به صورتهاي مختلف بيان داشتيم ، ديگر ) آيات ( قرآني ) را به شكلهاي گوناگون بيان مي‌داريم ( تا گروهي از مردمان از آنها درس خداشناسي بياموزند و گروه ديگري راه انكار در پيش گيرند ) و بگويند : تو درس خوانده‌اي ( و قرآن را از ديگران نه از خدا آموخته‌اي . هدف ما اين است كه ) آن را براي كساني روشن سازيم كه علم و آگاهي دارند ( و حق را از ناحق تشخيص مي‌دهند و حقيقت را مي‌پذيرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : اعتناء مكن . اهمّيّت مده ( نگا : المراغي ) .‏
 
آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است . هيچ خدائي جز او وجود ندارد . به مشركان اعتناء مكن ( و دشمنانگيِ آنان و سخنان ايشان را ناچيز انگار ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : مراقب احوال و مسؤول اعمال .‏
 
 آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر خدا مي‌خواست ( كه او را به يگانگي بپرستند ، ايشان را با قدرت و قوت خويش وادار به اين كار مي‌كرد و از خود اختياري نمي‌داشتند ، و هرگز ) شرك نمي‌ورزيدند ( وليكن آنان را به خود واگذاشته است تا به اختيار نه به اجبار راه يزدان يا راه شيطان را در پيش گيرند ) و ما تو را مراقب ( اعمال و مسؤول افعال ) ايشان نكرده‌ايم و ما تو را مكلّف نساخته‌ايم كه احوال آنان را اصلاح و امور ايشان را روبراه سازي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَسُبُّوا » : دشنام ندهيد . « الَّذِينَ » : كساني را كه . اگر مراد از ( الَّذِينَ ) خود مشركان باشد ، معني چنين مي‌شود كه دشنام به معبودها و بتهاي مشركان در اصل دشنام به خود آنان است . معبودها و بتهائي كه . با توجّه بدين معني ، به كار رفتن ( الَّذِينَ ) بنابر عقيده مشركان است كه معبودها و بتهاي خود را متصرّف در امور مي‌بينند و همچون ذوي‌العقول مي‌پندارند . يا بر اثر تغليب ذوي‌العقولي است از قبيل : فرشتگان ، عيسي ، عُزَير و غيره كه با ديگر چيزها پرستش مي‌كنند . « يَدْعُونَ » : مي‌پرستند . « عَدْواً » : تجاوزكردن از حق و گرائيدن به باطل . حال يا مفعولٌ‌له است .‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:796.xml">صفحة (106) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:800.xml">صفحة (107) (آیه 3)</a><a class="folder" href="w:html:804.xml">صفحة (108) (آیه 6)</a><a class="folder" href="w:html:809.xml">صفحة (109) (آیه 10) </a><a class="folder" href="w:html:814.xml">صفحة (110) (آیه 14)</a><a class="folder" href="w:html:819.xml">صفحة (111) (آیه 18)</a><a class="folder" href="w:html:826.xml">صفحة (112) (آیه 24) </a><a class="folder" href="w:html:835.xml">صفحة (113) (آیه 32)</a><a class="folder" href="w:html:841.xml">صفحة (114) (آیه 37)</a><a class="folder" href="w:html:847.xml">صفحة (115) (آیه 42) </a><a class="folder" href="w:html:852.xml">صفحة (116) (آیه 46)</a><a class="folder" href="w:html:858.xml">صفحة (117) (آیه 51)</a><a class="folder" href="w:html:866.xml">صفحة (118) (آیه 58)</a><a class="folder" href="w:html:874.xml">صفحة (119) (آیه 65)</a><a class="folder" href="w:html:881.xml">صفحة (120) (آیه 71)</a><a class="folder" href="w:html:888.xml">صفحة (121) (آیه 77)</a><a class="folder" href="w:html:895.xml">صفحة (122) (آیه 83)</a><a class="folder" href="w:html:903.xml">صفحة (123) (آیه 90)</a><a class="folder" href="w:html:910.xml">صفحة (124) (آیه 96)</a><a class="folder" href="w:html:919.xml">صفحة (125) (آیه 104)</a><a class="folder" href="w:html:925.xml">صفحة (126) (آیه 109) </a><a class="folder" href="w:html:931.xml">صفحة (127) (آیه 114)</a></body></html>آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائي كه مشركان بجز خدا مي‌پرستند دشنام ندهيد تا آنان ( مبادا خشمگين شوند و ) تجاوزكارانه و جاهلانه خداي را دشنام دهند . همان گونه ( كه معبودها و بتها را در نظر اينان آراسته‌ايم ) براي هر ملّتي و گروهي كردارشان را آراسته‌ايم .  ( هركسي كار خود را زيبا مي‌بيند . بزهكار بر اثر تكرار گناه قبح آن در نظرش زدوده مي‌شود و بر اثر وسوسه شيطاني و نفساني زشت زيبا جلوه‌گر مي‌گردد . به هر حال ) عاقبت بازگشتشان به سوي خدايشان است و خدا آنان را از آنچه كرده‌اند آگاه مي‌سازد ( و پاداش و پادافره نيكان و بدان را خواهد داد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَقْسَمُوا » : قسم ياد كردند . « جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ » : با همه تاب و توان خود در مؤكّد كردن سوگندهايشان .  ( جَهْدَ ) مصدر است و به عنوان حال به كار رفته و به معنيِ ( جاهِدينَ ) است . يا منصوب به نزع خافض است و تقدير چنين مي‌شود : أَقْسَمُوا 