ِجَهْدِ أَيْمانِهِم ، أَيْ : أَوْكَدِها . . . « بِهَا » : به آن معجزات . چرا كه ايمان بدانها ايمان به پيغمبر است . به سبب آن معجزات . « مَا يُشْعِرُكُمْ ؟ » : شما چه مي‌دانيد ؟ واژه ( ما ) استفهام انكاري است . يعني شما اين امر ثابت در نزد خدا و مكنون در عالم غيب را نمي‌دانيد و خدا مي‌داند كه اگر چنين معجزاتي بيايد باز هم ايمان نمي‌آورند .‏
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مشركان با همه توان و با تأكيد هر چه بيشتر ، به خدا سوگند مي‌خورند كه اگر معجزه‌اي ( از نوع آن معجزاتي كه در سوره اسراء : آيه‌هاي 92 و 93 خواسته‌اند ) براي آنان آورده شود به سبب آن ايمان مي‌آورند . بگو : معجزات از سوي خدا است و ( برابر ميل او انجام مي‌پذيرد و در اختيار من نيست . اي مؤمنان ! ) شما چه مي‌دانيد ؟ اگر ( اين معجزاتي كه خواسته‌اند ) بديشان نموده شود ( باز هم ) ايمان نمي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّطِيفُ » : دقيق . آشنا به ريزه‌كاريها و دقائق اشياء .‏
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( شما اي مؤمنان ! نمي‌دانيد كه به هنگام وقوع معجزات حسّي ) ما دلها و چشمهاي آنان را ( در درياي تخيّلات و توهمات و در ميان امواج تأويلات و احتمالات ) واژگونه و حيران مي‌گردانيم ( و بعد از نزول معجزات ) همان گونه خواهند بود كه در آغاز بودند ، و ايشان را به خود وا مي‌گذاريم تا در طغيان و سركشي خود سرگردان و ويلان شوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُقَلِّبُ » : غوطه‌ور مي‌كنيم و زير و رو مي‌نمائيم . واژگونه و سرگشته مي‌نمائيم . « نَذَرْهُمْ » : آنان را ترك مي‌گوئيم و به حال خود وامي‌گذاريم . از ماده ( وذر ) است . « يَعْمَهُونَ » : سرگشته شوند . از ماده ( عَمَه ) به معني كوردلي و سرگرداني .  ( عَمَه ) و ( عَميً ) هر دو در اصل به معني كوري است‌ ؛ جز اين كه اوّلي براي ( بَصيرت ) و دومي براي ( بَصَر ) است . ( نگا : حجر / 14و15 )‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7954.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:7955.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:7956.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:7957.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:7958.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:7959.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:7960.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:7961.txt">آيه  118</a></body></html>آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر ما ( درباره درخواست مشركان كوتاهي نمي‌كرديم و مثلاً ) فرشتگاني را به پيش ايشان مي‌فرستاديم ( و با چشم سر آنان را مي‌ديدند ) و مردگاني ( را زنده مي‌كرديم و در برابر ديدگانشان سر از گورها بدر مي‌آوردند و درباره صدق محمّد ) با ايشان سخن مي‌گفتند ، و همه‌چيز را آشكارا در برابر آنان گرد مي‌آورديم ( تا جملگي حق را روياروي براي ايشان بيان و بر آن گواهي دهند ) آنان ايمان نمي‌آوردند مگر اين كه خدا مي‌خواست ( و خدا هم سنّت خود را براي كساني تغيير نمي‌دهد كه زنگ جاهليّت بر دل آنان نشسته است و بينش ايشان را تباه كرده است ) وليكن بيشتر آنان ( از اين واقعيّت كه سنّت خدا درباره انسانها تغيير ناپذير است بي‌خبرند و حقيقت امر را ) نمي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَشَرْنَا » : جمع كرديم . گرد آورديم . « قُبُلاً » : مصدر است و به معني مقابل و روياروي . يا جمع ( قَبيل ) است به معني كفيل و ضامن . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را دوروبر آنان جمع كنيم و بر حقّانيّت دين شهادت دهند و صداقت آن را ضمانت كنند . يا جمع ( قَبيل ) است و به معني گروه و جماعت . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را گروه گروه به پيش ايشان گسيل داريم و در برابر آنان گرد آوريم . منصوب است چون حال ( كلّ شَيْءٍ ) است .‏
 
آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اينان كه در صدد هدايت ايشان هستي با تو دشمني و ستيزه مي‌ورزند ) دشمناني از انسانهاي متمرّد و جنّيان سركش را در برابر هر پيغمبري عَلَم كرده‌ايم . گروهي از آنها سخنان فريبنده بي‌اساسي را نهاني به گروه ديگري پيام مي‌داده‌اند تا ايشان را ( با ياوه‌سرائيهاي رنگين و وسوسه‌هاي دروغين ) بفريبند . اگر پروردگار تو مي‌خواست ، چنين كاري را نمي‌كردند ( ولي همه اينها برابر تقدير و مشيّت خدا انجام گرفته و انجام مي‌گيرد ) . پس بگذار دروغها به هم بافند ( و خويشتن را گرفتار كفر و ضلال كنند . بر تو تبليغ است و بر ما هم حساب ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَدُوّاً » : دشمن . دشمنان . صفتي است بر وزن ( فَعُول ) ، مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است و آن را جمع مي‌بندند و ( أَعْداء ) مي‌گويند . « شَياطينَ » : متمرّدان . سركشان . « شَيَاطينَ الإِنسِ وَ الْجنّ » : اضافه صفت به موصوف است . « زُخْرُفَ الْقَوْلِ » : سخنان آراسته بي‌اساس . سخنان به ظاهر زيبا و فريبا ولي بي‌حقيقت و ناروا . بدل ( عَدُوّاً ) يا مفعول دوم ( جَعَلْنا ) است . « غُرُوراً » : گول‌زدن . فريب‌دادن . مفعول‌له ، يا بدل از ( زُخْرُفَ ) ، و يا حال است و به معني ( غارّينَ ) است . « وَ ما يَفْتَرُونَ » : واژه ( ما ) مفعول‌معه يا عطف بر ضمير ( هُمْ ) است .‏
 

آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بگذار آنان سخنان باطل را بيارايند تا خويشتن را بدان گول زنند و بفريبند ) و تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان ( مزخرفات ) گرايش يابد ، و از آن راضي و بدان خشنود گردند ، و مرتكب هرچيزي شوند كه مي‌خواهند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَصْغيا » : متمايل گردد . گرايش يابد . از ماده ( صَغْو ) يا ( صَغْي ) منصوب به ( أَنْ ) مقدّر است . عطف بر محلّ ( غُرُوراً ) است كه تقدير چنين مي‌شود : لِيَغْتَرُّوا وَ لِتَصْغي . « لِيَقْتَرِفُوا » : اقتراف به معني اكتساب ، يعني : فراچنگ آوردن است ( نگا : توبه / 24 و شوري / 23 ) . در اينجا به معني ارتكاب گناه است . « مُقْتَرِفُونَ » : فراچنگ آورندگان . مرتكبان بزه و گناه .‏
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الّ