 از احكامي‌ كه ‌مخالف‌ با عادات‌ و رسوم‌ اعراب‌ است‌ زيرا فقط اوست‌ كه‌ حق‌ حلال‌ ساختن‌ وحرام‌ ساختن‌ و قانون‌گذاري‌ را دارد، چراكه‌ او پروردگار شماست‌ بنابراين‌، به ‌مصالح‌ بندگان‌ خويش‌ داناتر است‌.
	آيه  134
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان آنچه ( از قيامت و حساب و عقاب و ثواب و اختلاف درجات و دركات ) به شما وعده داده مي‌شود خواهد آمد ، و شما نمي‌توانيد ( خدا را ) درمانده كنيد ( و از دست عدالت و كيفر او بگريزيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُعْجِزِينَ » : درمانده و ناتوان‌كنندگان .‏
 
آيه  135
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : اي قوم من !  ( بر كفر خود و دشمنانگيتان نسبت به من ماندگار باشيد و ) هرچه در قدرت داريد بكنيد . من هم ( بر جاي خود ايستاده‌ام و تا مي‌توانم شكيبائي ) مي‌كنم ( و در دفاع از اسلام مي كوشم ) . بالاخره خواهيد دانست كه چه كسي سرانجامِ نيك خواهد داشت ( و پيروزي در اين جهان و سعادت در آن جهان مال چه كسي خواهد شد ) . بيگمان ستمكاران موفّق و رستگار نخواهند شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيا مَكانَتِكُمْ » : به اندازه قدرت و استطاعتي كه داريد . در جائي كه هستيد . به گونه‌اي كه هستيد و وضع و حالتي كه داريد . « عَاقِبَةُ الدَّارِ » : سرانجام جهان . پيروزي نهائي . حُسنِ خاتِمت و عاقبت . مراد پيروزي در اين دنيا ، يا سرافرازي در آن سرا است . « الظَّالِمُونَ » : ستمكاران . كافران .‏
 
آيه  136
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بت‌پرستان هميشه دچار اوهام خرافاتند . مثلاً اين گونه ) مشركان سهمي از زراعت و چهارپاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار مي‌دهند و به گمان خود مي‌گويند : اين براي خدا است ( و با اين سهم به خدا تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را به مهمانان و ناتوانان مي‌دهيم ) و اين براي شركاء ( و معبودهاي ) ما است ( و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را صرف رؤسا و پرده‌داران و خادمان بتكده‌ها و معابد مي‌نمائيم ) . امّا آنچه به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان تعلّق مي‌گيرد به خدا نمي‌رسد ( و صرف آن در راه او ممنوع است ) و آنچه متعلّق به خدا مي‌باشد به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان مي‌رسد ( و مي‌تواند صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود ) . چه بد داوري مي‌كنند !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَرَأَ » : آفريد . از نيستي به هستي آورد و افزون و پراكنده كرد . « الْحَرْثِ » : كِشت . زراعت . « الأنْعَامِ » : جمع نَعَم ، چهارپايان ( شتر ، گاو ، بز و گوسفند ) . « بِزَعْمِهِم » : به گمان خود . مراد اين است كه چنين پيشه و انديشه‌اي ساخته و پرداخته خود ايشان است . « شُرَكَآئِهِمْ » : مراد بتهاي بت‌پرستان است كه آنها را شريك خدا مي‌دانستند . يا مراد رؤساي معابد و پرده‌داران و خدمتكاران است كه آنان را در اموال خود شريك مي‌دانستند .‏
 
آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اوهام و خيالبافيهايشان تقسيم‌بندي ستمگرانه فوق را در نظرشان آراسته بود ، گمانهاي نادرستي كه درباره بتهايشان داشتند كار را بدانجا كشانده بود كه ) بتهايشان كشتن فرزندانشان را در نظر بسياري از مشركان زيبا جلوه داده بود ( و دسته‌اي فرزندانشان را قرباني بتان مي‌كردند و دسته‌اي دخترانشان را زنده بگور مي‌نمودند ) تا سرانجام آنان را هلاك گردانند و آئين ايشان را بر آنان مشتبه كنند ( و يگانه‌پرستي را با خرافه‌پرستي بيآميزند و راه را از چاه باز نشناسند ) . اگر خدا مي‌خواست آنان چنين نمي‌كردند .  ( حال كه مشيّت خدا چنين مي‌خواهد ) پس بگذار آنان ( بر خدا و رسول او ) دروغ بندند ( چرا كه عقاب و عذاب در انتظار ايشان است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيُرْدُوهُمْ » : تا اين كه آنان را به هلاكت اندازند . از ماده ( رَدي ) به معني هلاك . « لِيَلْبِسُوا » : تا مشتبه كنند . تا اين كه به هم آميزند و مخلوط سازند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7985.txt">آيه  138</a><a class="text" href="w:text:7986.txt">آيه  139</a><a class="text" href="w:text:7987.txt">آيه  140</a><a class="text" href="w:text:7988.txt">آيه  141</a><a class="text" href="w:text:7989.txt">آيه  142</a></body></html>آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( از جمله خرافات ايشان اين است كه ) مي‌گويند : اين ( قسمت از ) چهارپايان و كشت و زرع ممنوع است ( و مخصوص بتها مي‌باشد ) و جز كساني ( از خدمتكاران اصنامي ) كه ما بخواهيم از آن نمي‌خورند ، و اين ( قاعده ناروا ساخته آنان و ناشي از ) گمان ايشان است ( نه ناشي از فرمان يزدان ، و همچنين مي‌گفتند : اينها ) حيواناتي هستند كه سوار شدن بر آنها حرام است و ( كسي نبايد سوار آنها شود . و اينها ) حيواناتي هستند كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آنها نمي‌رانند ( بلكه نام بتان را بر آنها مي‌رانند و اين را دستور خدا مي‌دانند و ) بر خدا دروغ مي‌بندند . هرچه زودتر كيفر افتراهاي آنان را خواهيم داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حِجْرٌ » : ممنوع . قدغن . حرام . مصدري است به معني اسم مفعول ، يعني محجور ، مانند ( ذِبْح ) كه به معني مَذبوح است ( نگا : صافّات / 107 ) . مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « بِزَعْمِهِمْ » : به گمان ايشان . يعني چنين مي‌انگارند كه خدا بديشان اجازه داده است چنين كنند ( نگا : اعراف / 28 و يونس / 59 ) . « إفْتِرَآءً عَلَيْهِ » : مراد اين است كه اين نوع تقسيم‌بندي بي‌اساس و ناروا است و دروغ‌گفتن بر زبان خدا است .  ( إِفْتِرآءً ) حال و به معني ( مُفْتِرينَ ) و يا مفعولٌ‌له است .‏
 
آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏