چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما پيوسته جنينها را حرام نمي‌دانيد . شما گمان مي‌بريد كه اين تحليل و تحريمِ خاصّ شما به فرمان ايزد بوده است ! ) آيا شما بدان هنگام ( كه فرمان خدا درباره اين تحريم صادر شد ) حاضر بوديد ( و با گوش خود شنيديد ) كه خداوند آن را به شما سفارش كرد ؟  ( هرگز چنين نبوده است . پس از اين كارهاي ناشايستي كه مي‌كنيد دست بكشيد ؛ چرا كه ظلم است ) و چه كسي ظالم‌تر از كسي است كه بر خدا دروغ بندد تا مردمان را از روي جهل گمراه سازد ؟ خداوند هيچ گاه ستمكاران را ( به راه راست و به سوي چيزي كه خير و صلاح دنيا و آخرتشان در آن باشد ) هدايت نخواهد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الإِبِلِ » : شتران . از لفظ خود داراي مفرد نيست . « الْبَقَرِ » : گاو . اسم جنس است و يكي از آن را ( بقرة ) مي‌گويند . اين واژه شامل گاو ميش نيز مي‌گردد .‏
 
آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ،  ( همچون حيوان خفه شده ، پرت‌گشته ، شاخ‌زده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد ( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) . ولي اگر كسي ( به سبب قحطي و نيافتن چيزي براي خوردن ) وادار ( به استفاده از اين محرّمات ) گردد بدون آن كه علاقه‌مند ( بدانها ) باشد و ( از سدّ جوع و اندازه ضرورت ) تجاوز كند ( گناهي براو نيست ) . چه پروردگار تو بس آمرزگار و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَسْفُوحاً » : ريخته شده . مراد خون جاري و روان از بدن حيوان به هنگام ذبح و جز آن است . با اين قيد خون جامد ، از قبيل : سپرز و جگر ، خارج مي‌شود . « فَإِنَّهُ رِجْسٌ » : چه جميع آنها كثيف و ناپاك هستند . چه گوشت خوك كثيف و ناپاك است . مرجع ضمير مي‌تواند سه چيز مذكور بوده و ( رِجْسٌ ) وصف همه باشد ؛ يا اين كه مرجع ( لَحْم ) ، و ( رِجْس ) تنها وصف آن باشد . « فِسْقاً » : عصيان . خروج از فرمان يزدان . در اينجا مراد چيزي است كه سبب نافرماني از دستور خدا و خروج از عقيده صحيح الله مي‌گردد . « غَيْرَ باغٍ وَ لا عَادٍ » :  ( به بقره / 173 و مائده / 3 ) مراجعه شود . براي اطّلاع بيشتر از خوراكيهاي حلال و حرام در اسلام به تفسيرالمنار آيه 145 مراجعه گردد .‏
 
آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين چيزهائي بود كه بر شما حرام كرده‌ايم ) و بر يهوديان هر ( حيوان ) ناخنداري ( يعني : درندگان كه داراي پنجه‌هاي قوي ، و پرندگان شكّاري كه از چنگال نيرومند برخوردارند ) حرام كرده بوديم ، و از گاو و گوسفند ( تنها ) پيه‌ها و چربيهاي آنها را بر آنان حرام نموده بوديم ، مگر پيه‌ها و چربيهائي كه بر پشت اينها يا در اندرونه ( و لابلاي احشاء و امعاء ) قرار دارد و يا پيه‌ها و چربيهائي كه آميزه استخوان گرديده است . اين هم پادافره ايشان در برابر ستمگريشان بود كه بدانان داديم ( تا از غوطه‌ور شدن در گناهان و پيروي از شهوات خويشتن را به دور دارند ) و ما ( در همه اخبارمان و از جمله اين خبر ) راستگوئيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِي ظُفُرٍ » : ناخندار . مراد درندگان داراي پنجه و پرندگان داراي چنگال است ( نگا : تفسيرالمنار ، سوره نساء / 160 و / 140 ) . برخي ( ذي ظُفُر ) را شامل حيواناتي مي‌دانند كه داراي سم يكپارچه باشند ، و پرندگاني كه انگشتهاي پايشان با پرده به هم پيوسته باشد . « الْحَوايَا » : جمع حاوِيَة و حَوِيّة ، مجموعه محتويات شكم حيوان است كه به صورت يك كره مي‌باشد و اَمْعاء در درون آن قرار دارد . « بِبَغْيِهِمْ » : به سبب ستمگري آنان .  ( نگا : نساء / 160 ، اعراف / 138 ، يونس / 83 ، طه / 87 - 91 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7996.txt">آيه  147</a><a class="text" href="w:text:7997.txt">آيه  148</a><a class="text" href="w:text:7998.txt">آيه  149</a><a class="text" href="w:text:7999.txt">آيه  150</a><a class="text" href="w:text:8000.txt">آيه  151</a></body></html>آيه  147
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر تو را تكذيب كردند ( و اين حقائق را كه از جانب خدا به تو وحي مي‌شود نپذيرفتند ) بديشان بگو : پروردگار شما داراي رحمت گسترده و مهر فراوان است و ( در اين جهان مؤمنان و كافران را در بر مي‌گيرد . اگر خدا در مجازات ناباوران و بزهكاران شتاب روا نمي‌دارد ، شما را نفريبد ، چرا كه كيفر طاغي و ياغي چون شما حتمي است و ) عذاب او از رسيدن به گناهكاران ردخور ندارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَأْس‌ » : عذاب و عِقاب .‏
 
آيه  148
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مشركان ( براي اعتذار از كفر و معذرت‌خواهي از تحريم خوراكيهاي حلال ) خواهند گفت :  ( شرك ما و تحريم چيزهاي حلال از سوي ما ، برابر مشيّت خدا است ! ) اگر خدا مي‌خواست ، ما و پدران ما مشرك نمي‌شديم ، و چيزي را ( از اشياء حلال بر خود ) تحريم نمي‌كرديم . كساني كه پيش از آنان بوده‌اند نيز همين گونه ( كه به تو دروغ مي‌گويند و تو را تكذيب مي‌دارند ، به پيغمبران ما دروغ مي‌گفتند و آنان را ) تكذيب مي‌نمودند تا ( سرانجام طعم ) عذاب ما را چشيدند ( و كيفر اعمال بد خود را ديدند ) . بگو : آيا دليل قاطعي ( و سند درستي براي رضايت خدا از شرك خود و تحريم چيزهاي حلال ، در دست ) داريد تا آن را به ما ارائه دهيد ؟ ! شما فقط از پندارهاي بي‌اساس پيروي مي‌كنيد و ( حجّت و برهاني بر گفتار و كردار خود نداريد . شما نه از روي علم و يقين ، بلكه ) از روي ظنّ و تخمين كار مي‌كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ » : آيا حجّت و برهان و سند درستي داريد ؟ نه نداريد . « تَخْرُصُونَ » : گزاف م