‌شويم‌ كه‌ اهل‌ جاهليت‌ گوسفند را خفه‌ مي‌كردند و چون ‌مي‌مرد آن‌ را مي‌خوردند.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ به‌ سنگ‌ يا چوب‌ مرده‌ باشد» بي‌ آن‌ كه‌ ذبح ‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ عدي‌بن‌حاتم‌(رض) گفت‌: يا رسول‌الله! من‌شكار را با معراض‌[2] هدف‌ قرار مي‌دهم‌ و شكارش‌ مي‌كنم‌. فرمودند: «اگر شكار را با معراض‌ زدي‌ و تير در بدنش‌ فرو رفت‌، آن‌ را بخور و اگر با پهنا به‌ نشانه ‌اصابت‌ كرد، بدان‌كه‌ آن‌ (وقيذ) است‌ پس‌ آن‌ را نخور». اجماع‌ فقها نيز بر مفاد اين‌ حديث‌ شريف‌ منعقد شده‌است‌.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ از بلندي‌ افتاده‌ باشد» مثلا به‌ چاهي‌ افتاده ‌باشد، يا از كوهي‌ به‌ پايين‌ افتاده‌ و بر اثر آن‌ مرده‌ باشد.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ به‌ شاخ ‌زدن‌ حيوان‌ ديگري‌ مرده ‌باشد» بدون ‌ذبح‌، هرچند شاخ‌ آن‌ حيوان‌ او را خوني‌ كرده‌ و حتي‌ از ذبحگاهش‌ هم‌ خون ‌خارج‌ شده‌ باشد.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ درنده‌ از آن‌ خورده‌ باشد» يعني‌: آنچه‌ را كه ‌درنده‌ نيشداري‌ چون‌ شير و پلنگ‌ و گرگ‌، از هم‌ دريده‌، برخي‌ از آن‌ را بخورد و حيوان‌ بر اثر آن‌ جراحت‌، بدون‌ ذبح‌ بميرد «مگر آنچه» كه‌ بعد از اين‌ آفت‌ها «ذبح‌ كرده‌ باشيد» يعني‌: آنچه‌ را كه‌ قبل‌ از مردن‌ آنها به‌موقع‌ ذبح‌ شرعي‌ كرده‌ باشيد و هنوز در آنها آثار و نشانه‌هاي‌ حيات‌ باقي‌ مانده‌ باشد به ‌طوري‌ كه‌ در هنگام‌ ذبح‌، از خود اضطراب‌ و عكس‌العمل‌ نشان‌ دهند؛ بر شما حلالند. گفتني ‌است‌ كه‌ اين‌ استثنا بر حيوان‌ خفه ‌كرده‌ و مابعد آن‌ جاري‌ مي‌شود نه‌ بر ماقبل‌ آن ‌زيرا استثنا از (منخنقه‌: حيوان‌ خفه‌ كرده‌) شروع‌ مي‌شود و اين‌ مذهب‌ جمهورفقها (ابوحنيفه‌، شافعي‌ و احمد) است‌.
«و آنچه‌ براي‌ نصب‌ ذبح‌ شده ‌است» به‌منظور تعظيم‌ و بزرگداشت‌ آنها «بر شما حرام‌ است» نصب‌: سنگهايي‌ بود كه‌ در جاهليت‌ نصب‌ مي‌شد و مورد پرستش‌ قرار مي‌گرفت‌ و بت‌پرستان‌ خون‌ حيوانات‌ ذبح‌شده‌ را بر آنها مي‌ريختند. مجاهد مي‌گويد: «نصب‌، سنگهايي‌ بود در حوالي‌ مكه‌ كه‌ مشركان‌ حيوانات‌ را بر روي ‌آنها ذبح‌ مي‌كردند».
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «اين‌ كه‌ شناخت‌ قسمت‌ و نصيب‌ خود را به‌ تيرهاي‌ ازلام ‌طلب‌ كنيد» ازلام‌: تيرهاي‌ مخصوصي‌ بود كه‌ اعراب‌ به‌وسيله‌ آنها فال‌ مي‌گرفتند وآنها را به‌ سه‌ قسمت‌ تقسيم‌ كرده‌ در دسته‌ اول‌ جمله‌ «بكن» و در دسته‌ دوم‌ جمله ‌«نكن» را مي‌نوشتند و دسته‌ سوم‌ سفيد بود و هيچ‌چيز بر آنها نوشته‌ نشده‌ بود و چون‌ كسي‌ از مشركان‌ مي‌خواست‌ تا شانس‌ و قسمت‌ خود را ـ مثلا در ازدواج‌ يا سفر يا امر مهم‌ ديگري‌ ـ بشناسد، آن‌ تيرهاي‌ شبيه‌ به‌ هم‌ را در كيسه‌اي‌ مي‌انداخت‌، سپس‌ دستش‌ را به‌ آن‌ كيسه‌ داخل‌ مي‌كرد و يكي‌ از آنها را بيرون ‌مي‌آورد، اگر از تيرهاي‌ «بكن» بيرون‌ مي‌آمد، آن‌ كاري‌ را كه‌ برآن‌ تصميم‌گرفته‌ بود انجام‌ مي‌داد، اگر از تيرهاي‌ «نكن» بيرون‌ مي‌آمد، آن‌ كار را انجام ‌نمي‌داد و اگر از تيرهاي‌ سفيد بيرون‌ مي‌آمد، فال‌ زدن‌ را تكرار مي‌كرد تا يكي‌ ازتيرهاي‌ دسته‌ اول‌ يا دوم‌ بيرون‌ آيد. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ كار را حرام‌ گردانيد زيرا اين‌ كار نوعي‌ ادعاي‌ علم‌ غيب‌ و از «تكهن» است‌.
«اينها همه‌ فسق‌ است» يعني‌: اين‌ محرمات‌ ياد شده‌، يا اين‌ تيرهاي‌ ازلام‌، خروج ‌از طاعت‌ حق‌ تعالي‌ است‌. (فسق‌) در اينجا، شديدتر از كفر است‌ «امروز كافران‌ از دين‌ شما نااميد گرديده‌اند» يعني‌: امروز آنها از نابودكردن‌ دينتان‌ و اين‌ كه‌ شما رابه‌ دين‌ خويش‌ برگردانند، نااميد شده‌اند. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌، در روز عرفه‌ سال‌ دهم‌ هجري‌ در حجه‌الوداع‌ نازل‌ شد. ابن‌عباس‌ك در تفسير اين‌ آيه ‌مي‌گويد: «اهل‌ مكه‌ از اين‌ امر كه‌ شما مسلمانان‌ به‌ دين‌شان‌ ـ يعني‌ پرستش ‌بتان‌ ـ بازگرديد، مأيوس‌ شده‌اند». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «شيطان‌ از اين‌ كه ‌نمازگزاران‌ در جزيره‌العرب‌ او را پرستش‌ كنند، مأيوس‌ شده ‌است‌ و به‌ اين‌ راضي‌شده‌ كه‌ در غير اين‌ از اموري‌ كه‌ آن‌ را حقير مي‌پنداريد، مورد اطاعت‌ قرار گيرد...». «پس‌ از آنان‌ نترسيد» از اين‌ كه‌ بر شما غلبه‌ كنند، يا دينتان‌ را نابود گردانند «و از من‌ بترسيد» به‌طور خالصانه‌ تا شما را هميشه‌ برآنان‌ نصرت‌ بخشيده‌ و در دنيا و آخرت‌ از آنان‌ برتر گردانم‌ «امروز دين‌ شما را برايتان‌ كامل‌ گردانيدم» با غالب‌ ساختن‌ آن‌ بر همه‌ اديان‌ و با كامل‌ ساختن‌ احكامي‌ كه‌ مورد نيازتان‌ است‌؛ اعم‌ از حلال‌ و حرام‌ و غيره‌.
اين‌ آيه‌ در روز جمعه‌ ـ كه‌ روز عرفه‌ نيز بود ـ بر رسول‌ اكرم‌ص درحالي‌ نازل ‌شد كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اسلام‌ را پيروز ساخته‌ و پيامبرش‌ را نصرت‌ داده‌ بود. روايت‌ شده‌است‌ كه‌ مردي‌ از يهوديان‌ نزد عمربن‌ خطاب‌(رض) آمد و گفت‌: اي ‌اميرالمؤمنين‌! شما آيه‌اي‌ را در كتاب‌ خويش‌ مي‌خوانيد كه‌ اگر بر ما جماعت‌ يهود نازل‌ مي‌شد، قطعا روز نزول‌ آن‌ را عيد مي‌گرفتيم‌. عمر(رض) پرسيد: كدام‌ آيه‌؟ يهودي‌ گفت‌: آيه‌ ﴿ﭻﭼﭽ ﭾ﴾. عمر(رض) فرمود: «به‌خدا سوگند كه ‌من‌ به‌ روز و ساعتي‌ كه‌ اين‌ آيه‌ بر رسول‌ خداص نازل‌ شد، دانايم‌ و آن‌ ساعت‌، شبانگاه‌ روز عرفه‌ و روز جمعه‌ بود». «و نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ گردانيدم» باكامل‌ ساختن‌ دين‌، فتح‌ مكه‌، سركوب‌ كفار و نااميدكردنشان‌ از غلبه‌ و پيروزي‌ بر شما همان‌ طوري‌ كه‌ كامل‌ساختن‌ نعمت‌ را با اين‌ فرموده‌ام‌ به‌ شما وعده‌ داده ‌بودم‌: ﴿وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ ﴾ «بقره/‌150». «و دين‌ اسلام‌ را براي‌ شما پسنديدم» همين‌ ديني‌ را كه‌ شما امروز برآنيد، به‌ عنوان‌ دين‌ پسنديده‌ و آيين ‌برگزيده‌ خويش‌ تا واپسين‌ دم‌ از عمر دنيا برگزيدم‌. ابن‌جرير مي‌گويد: «رسول‌ خداص پس‌ از اين‌ تاريخ‌، فقط هشتاد و يك‌ روز زنده‌ بودند، سپس ‌به‌سوي‌ رفيق‌ اعلي‌ شتافتند».
بيان‌ نعمت‌ كامل‌ ساختن‌ دين‌ در سياق‌ بيان‌ حكم‌ اين‌ محرمات‌، نشان‌دهنده‌ اين ‌حقيقت‌ است‌ كه‌ تحريم‌ پليديهاي‌ ياد شده‌، از كمال‌ اين‌ دين‌ مي‌باشد.
«و هر كس‌ در مخمصه‌اي‌ ناچار شود» يعني‌: هر كس‌ به‌حكم‌ ضرورت‌ و اضطرار گرسنگي‌، مجبور به‌ خوردن‌ گوشت‌ مردار و ديگر محرماتي‌ كه‌ بعد ازآن‌ ذكرشد، گردد «بي ‌آن‌ كه‌ به‌ گناه‌ متمايل‌ باشد» يعني‌: بي‌آن‌ كه‌ اين‌ محرمات‌ را به‌ قصد لذت‌جويي‌ يا تجاوز از حدود الهي‌