 و نافرماني‌ وي‌ تناول‌ كند «بي‌ترديد خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است» بر آن‌ فرد مضطر مي‌آمرزد و نسبت‌ به‌ وي‌ مهربان‌ است‌، چراكه‌ آن‌ چيزهاي‌ حرام‌ را بر وي‌ مباح‌ گردانيده‌ است‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «فقها برآنند كه‌ تناول‌ گوشت‌ مردار ـ بر حسب‌ حالات‌ مختلف‌ ـ گاهي‌ واجب‌، گاهي‌ مستحب‌ و گاهي‌ مباح‌ است‌؛ و وجوب‌ تناول‌ آن ‌در زماني‌ است‌ كه‌ شخص‌ بيم‌ هلاك‌ داشته‌ و چيز ديگري‌ غيراز آن‌ را براي‌خوردن‌ نيابد». همچنان‌ ابن‌كثير مي‌گويد: «در جواز تناول‌ گوشت‌ مردار، اين‌ امرشرط نيست‌ كه‌ بر شخص‌ سه‌ روز بگذرد و او غذاي‌ حلالي‌ براي‌ خوردن‌ نيابد ـ چنان‌كه‌ بسياري‌ از مردم‌ عوام‌ و غيرآنان‌ چنين‌ مي‌پندارند ـ بلكه‌ هرگاه‌ كه ‌ناچار شد، خوردن‌ آن‌ برايش‌ جايز است». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمر(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «قطعا خداي‌ عزوجل‌ دوست‌ دارد كه‌ رخصتهايش‌ عملي‌ گردد، همان‌گونه‌ كه‌ از انجام‌ معصيت‌ خود بد مي‌برد».
اين‌ آيه‌ بنابر قول‌ محققان‌، آخرين‌ آيه‌ نازل ‌شده‌ قرآن‌ نيست‌ بلكه‌ آخرين‌ آيه‌؛ آيه‌ كريمه‌: ﴿ ‏ وَاتَّقُواْ يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ﴾  «بقره/‌281» مي‌باشد.
 
[2] معراض‌: تير بي‌پر و ستبرمياني‌ است‌ كه‌ به‌ پهنا به‌ نشانه‌ برسد، نه‌ به‌ نوك‌.آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه آئين ( يكتاپرستي راستين ) خود را پراكنده مي‌دارند ( و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند ) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند ( و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد ( و سزاي آنان را خواهد داد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌ها . « لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ » : تو اصلاً از آنان نيستي و مسؤول رستگاري يا زشتكاري ايشان نمي‌باشي و راه تو از راه آنان جدا است .‏
 
آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هركس كار نيكي انجام دهد ( پاداش مضاعف ، دست‌كم از درياي جود و كرم خداوند معظّم ) ده برابر دارد ، و هركس كار بدي كند ، پادافره او ( به سبب عدل و داد يزدان ) جز هم‌سنگ و هم‌سان آن داده نمي‌شود و به ( اينان با افزايش كيفر ، و به آنان با كاهش پاداش از ) ايشان ظلم و ستم نمي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَشْرُ أَمْثَالِهَا » : ده برابر . چندين برابر . برخي لفظ ( عَشْرُ ) را براي كثرت مي‌دانند ؛ نه حصر ( نگا : بقره / 245 ، زمر / 10 ) .‏
 
آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : بيگمان پروردگارم ( با وحي آسماني و نشان دادن آيات قرآني و گسترده جهاني ) مرا به راه راست رهنمود كرده است . و آن دين راست و استوار و پابرجا ، يعني دين ابراهيم است . همان كسي كه حقّگرا ( و از آئينهاي انحرافي محيط خود رويگردان ) بود و از زمره مشركان نبود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دِيناً » : بدل از محلّ ( إِلي صِرَاطٍ ) در معني است . چرا كه ( هَداني إِلي صِراطٍ ) و ( هَداني صِراطاً ) يكي است و در سوره فتح آيه دوم فرموده است :  ( وَ يَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ) . يا مفعول فعل محذوفي‌است كه فعل مذكور ( هَداني ) دالّ بر آن است . مثل : هَدانِي ، أَعْطانِي ، أَعْرَفَنِي . « قِيَماً » : باارزش . پابرجا و ثابت و غيرقابل نسخ . راست و استوار . صفت است و مصدري است از ريشه ( قوم ) . « حَنِيفاً » : حقّگرا . مخلص . حال ابراهيم است .‏
 
آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است ( و اين است كه تنها خدا را پرستش مي‌كنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او مي‌اندازم و بر بذل مال و جان در راه يزدان مي‌كوشم و در اين راه مي‌ميرم ، تا حياتم ذخيره مماتم شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُسُك‌ » : عبادت . حجّ . قرباني . عطف ( نُسُك )  - اگر به معني مطلق عبادت باشد - بر ( صَلاة ) عطف عام بر خاصّ است . « مَحْيَا » : زندگي . زيستن . « مَمَاة‌ » : مرگ . مردن . « مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي » : مراد اعمال و اقوالي است كه مربوط و مقرون به زندگي و مرگ ، يعني كارهاي دنيا و آخرت است يا خود زيستن و مردن .‏
 
آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا را هيچ شريكي نيست ، و به همين دستور داده شده‌ام ، و من اوّلين مسلمان ( در ميان امت خود ، و مخلص‌ترين فرد در ميان همه انسانها براي خدا ) هستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » : مراد نخستين مسلمان در ميان امّت محمّدي ، يا مخلص‌ترين و مطيع‌ترين كس در ميان تمام اهل جهان از آغاز تا پايان آن است .‏
 
آيه  164
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كساني كه تو را همچون خود به شرك‌ورزي مي‌خوانند ) بگو : آيا ( سزاوار است كه ) پروردگاري جز خدا را بطلبم ( و معبودي جز او را پرستش بكنم ) و حال آن كه خدا پروردگار هر چيزي است‌ ؟ هيچ كسي جز براي خود كار نمي‌كند ، و هيچ كسي گناه ديگري را بر دوش نمي‌كشد . سرانجام همه شما به سوي خدا باز مي‌گرديد و شما را از آنچه در آن اختلاف مي‌ورزيد آگاه مي‌سازد ( و ميانتان درباره راه و روش و اديان و عقائدتان داوري مي‌كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَبْغي‌ » : بطلبم . بجويم . « لا تَزِرُ » : برنمي‌دارد . كسي به گناه ديگري گرفتار نمي‌آيد و گناه او را به عهده نمي‌گيرد . « وازِرَةٌ » : حمل‌كننده . بردارنده . « وِزْر » : بار . مراد بَزَه و گناه و همچنين سزاي بَزَه و گناه است . « مَرْجِع‌ » : رجوع و بازگشت .‏
 
آيه  165
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
