 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه شما را جانشينان ( ديگران براي آباداني جهان در كره ) زمين گردانيد ، و ( در استعدادهاي ذاتي و مواهب آسماني و اموال كسبي ) برخي را بر برخي ، درجاتي بالاتر برد ( و در كمال مادي و معنوي به نسبت استفاده شخص از اسباب و سنن يزدان و گسترده در پهنه جهان ، كساني را بيشتر از كساني ترقّي و تعالي داد ) تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد ( و در عمل مشخّص شود چه كسي به شرائع آسماني مؤمن يا كافر و در نعمتهاي خدادادي سپاسگزار و يا ناسپاس است ) . بيگمان پروردگارت زود رساننده عقاب ( به مخالفان ) است و او داراي مغفرت بيكران و رحمت فراوان ( در حق پشيمان‌شوندگان از گناهان و برگردندگان به آستان يزدان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلآئِفَ » : جمع خليفه ، جانشينان . مراد جانشينان خدا در اجراي احكام و تنفيذ اراده او در امر آباداني و اداره كره زمين است‌ ؛ و يا مراد اين است كه هر گروهي جانشين گروه ديگري در اين زمين مي‌گردد و امانتداري او در مواهب مادي و معنوي و اجرا قوانين دين الهي مورد آزمايش قرار مي‌گيرد .‏

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:8018.xml">صفحة (151) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:8030.xml">صفحة (152) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:8042.xml">صفحة (153) (آیه 23)</a><a class="folder" href="w:html:8051.xml">صفحة (154) (آیه 31)</a><a class="folder" href="w:html:8059.xml">صفحة (155) (آیه 38)</a><a class="folder" href="w:html:8066.xml">صفحة (156) (آیه 44) </a><a class="folder" href="w:html:8075.xml">صفحة (157) (آیه 52)</a><a class="folder" href="w:html:8082.xml">صفحة (158) (آیه 58) </a><a class="folder" href="w:html:8093.xml">صفحة (159) (آیه 68)</a><a class="folder" href="w:html:8100.xml">صفحة (160) (آیه 74)</a><a class="folder" href="w:html:8109.xml">صفحة (161) (آیه 82)</a><a class="folder" href="w:html:8116.xml">صفحة (162) (آیه 88) </a><a class="folder" href="w:html:8125.xml">صفحة (163) (آیه 96)</a><a class="folder" href="w:html:8135.xml">صفحة (164) (آیه 105)</a><a class="folder" href="w:html:8152.xml">صفحة (165) (آیه 121)</a><a class="folder" href="w:html:8163.xml">صفحة (166) (آیه 131)</a><a class="folder" href="w:html:8171.xml">صفحة (167) (آیه 138)</a><a class="folder" href="w:html:8178.xml">صفحة (168) (آیه 144) </a><a class="folder" href="w:html:8185.xml">صفحة (169) (آیه 150)</a><a class="folder" href="w:html:8192.xml">صفحة (170) (آیه 156)</a><a class="folder" href="w:html:8197.xml">صفحة (171) (آیه 160) </a><a class="folder" href="w:html:8202.xml">صفحة (172) (آیه 164)</a><a class="folder" href="w:html:8210.xml">صفحة (173) (آیه 171)</a><a class="folder" href="w:html:8219.xml">صفحة (174) (آیه 179) </a><a class="folder" href="w:html:8229.xml">صفحة (175) (آیه 188)</a><a class="folder" href="w:html:8238.xml">صفحة (176) (آیه 196)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8019.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:8020.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:8021.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:8022.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:8023.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:8024.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:8025.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:8026.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:8027.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:8028.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:8029.txt">آيه  11</a></body></html>سوره أعراف
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ المص ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏الف . لام . ميم . صاد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏ذكر حروف مقطّعه در اوائل برخي از سوره‌ها ، علاوه از جلب توجّه شنوندگان ، و دعوت آنان به سكوت و استماع ، عربها را فرياد مي‌دارد كه اين قرآن از همان حروف هجائي فراهم آمده است كه شما گفتار و نوشتار خود را بدان اداء مي‌كنيد . پس اگر درباره آسماني‌بودن قرآن دچار شكّ و ترديديد ، سوره‌اي همچون يكي از سوره‌هاي آن را بسازيد و ارائه دهيد ، و . . .  ( نگا : بقره / 23 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌است‌: عدي‌بن‌حاتم‌ و زيدبن‌مهلهل‌ از رسول‌خداص سؤال ‌كردند: يارسول‌الله! حق‌ تعالي‌ گوشت‌ مردار را حرام‌ گردانيده‌ پس‌ بفرماييد كه‌ از خوردني‌ها چه‌چيزهايي‌ برما حلال‌ است‌؟ همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «از تومي‌پرسند چه‌چيز» از خوراكي‌ها «برايشان‌ حلال‌ شده‌ است‌؟ بگو» اي‌ پيامبرص «براي‌ شما همه‌ پاكيزه‌ها حلال‌ گرديده» يعني‌: هرآنچه‌ كه‌ پليد نيست‌ بر شما حلال‌ است‌. آري‌! اين‌ پاكيزه‌ها، شامل‌ همه‌ چيزهايي‌ مي‌شود كه‌ حكم‌ تحريم‌ آنها دركتاب‌ خدا(جل جلاله)، يا سنت‌ پيامبرش‌، يا اجماع‌ امت‌، يا قياس‌ اثبات‌ نشده‌ است‌.برخي‌ (طيبات‌) را به‌ حيوانات‌ ذبح‌شده‌اي‌ كه‌ به‌ هنگام‌ ذبح‌ آنها نام‌ خدا(ج) برده‌مي‌شود، تفسير كرده‌اند «و آنچه‌ دست‌آموز كرده‌ باشيد از حيوانات‌ شكاري‌ در حالتي‌ كه‌ شكار تعليم‌دهندگانيد» مكلب‌: مربي‌ سگهاي‌ شكاري‌ است‌ كه‌ كيفيت ‌شكاركردن‌ را به‌ آنها تعليم‌ مي‌دهد و مربي‌ ساير حيوانات‌ و پرندگان‌ شكاري‌ را نيز مكلب‌ مي‌نامند. پس‌ مكلب‌ كسي‌ است‌ كه‌ انواع‌ فوت‌وفن‌هاي‌ شكار را به ‌جانوران‌ شكاري‌ آموزش‌ مي‌دهد. يعني‌: همچنين‌ خداوند متعال‌ بر شما صيد حيوانات‌ شكاري‌ دست‌آموزتان‌ را حلال‌ گردانيده‌ است‌، كه‌ اين‌ حيوانات‌شكاري‌ عبارت‌اند از: سگ‌ها تازي‌ها و ساير درندگان‌ و پرندگان‌ شكاري‌، همچون‌ چرغ‌ و باز كه‌ انسان‌ به‌كمك‌ آنها شكار مي‌كند. قرطبي‌ مي‌گويد: «اگرسگ‌ از شكاري‌ كه‌ آن‌ را صيد مي‌كند چيزي‌ نخورد و در شكار از زخم‌ يا نيش‌خود اثري‌ بجا گذاشت‌ و مسلمان‌ شكارچي‌ در هنگام‌ فرستادن‌ آن‌ به‌ شكار نام‌خدا(ج) را بر آن‌ برد، قطعا شكار آن‌ درست‌ است‌ و بي‌ هيچ‌ خلافي‌ خورده‌مي‌شود». «كه‌ با آنچه‌ خدا به‌ شما آموخته‌ است» يعني‌: با آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) درشما آفريده ‌است‌، از عقل‌ و خردي‌ كه‌ راهكارها و روشهاي‌ آموزش‌ و تمرين ‌دادن‌ حيوانات‌ شكاري‌ را به‌وسيله‌ آن‌ فرامي‌گيريد «آنها را دست‌آموز مي‌كنيد» و در نتيجه‌ آن‌ آموزش‌هاست‌ كه‌ اين‌ حيوانات‌، شكاري‌ مي‌شوند. نشانه‌ شكاري ‌بودن ‌حرفه‌اي‌ سگ‌ بعد از آموزش‌ دادن‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌: صيد را به‌طور مكرر وحداقل‌ تا سه‌بار متوالي‌ بگيرد و از آن‌ صيد چيزي‌ هم‌ نخورد. «پس» اگر حيوانات‌ شكاري‌ با اين‌ شرايط براي‌ شما شكار كردند «از آنچه‌ براي‌ شما نگه‌داشته‌اند بخوريد» اما اگر خودآنها از شكار خوردند، اين‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ صيد را براي‌ خود شكار كرده‌ و براي‌ خود نگه‌داشته‌اند پس‌ خوردن‌ آن‌ براي‌ شما حلال‌ نيست‌. كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ اكرمص در خطاب‌ به‌ عدي‌بن‌ حاتم‌ نيز دليل‌ بر حرمت‌ آن‌ است‌: «چون‌ سگ‌ دست‌آموز خويش‌ را به ‌شكار فرستادي‌ و نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ بردي‌، از آنچه‌ براي‌ تو مي‌گيرد و نگه ‌مي‌دارد بخور ولي‌ اگرخودش‌ از آن‌ صي