 خورد، تو ديگر از آن‌ نخور زيرا از آن‌ بيم‌ دارم‌ كه‌ آن‌ را فقط براي‌ خودش‌ نگه‌داشته‌ باشد».
ولي‌ برخي‌ از فقها گفته‌اند: اگر پرنده‌ شكاري‌ از شكار خويش‌ خورد، خوردن‌ آن‌، شكار را حرام‌ نمي‌گرداند زيرا صرف‌ انس‌ گرفتن‌ پرنده‌ شكاري‌ به‌ صاحبش‌ وبرگشتن‌ وي‌ نزدش‌ همراه‌ با شكار، نشانه‌ آموزش‌ديدگي‌ وي‌ است‌. «و نام‌ خدا را بر آن‌ ببريد» يعني‌: بر حيوان‌ شكاري‌ در هنگام‌ فرستادن‌ آن‌ به‌ شكار، نام‌ خدا(ج) را ببريد و اگر صياد نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ نبرد، آن‌ شكار در نزد جمهور فقها ـ بجز شافعي‌ ـ حلال‌ نيست‌، مگر اين‌ كه‌ نام‌ خدا(ج) را به‌ فراموشي‌ ترك‌ كرده‌ باشد. و اگر صياد شكار را درحالي‌ دريافت‌ كه‌ صيد داراي‌ حيات‌ يقيني‌ بود، بايد آن‌ را ذبح‌ كند و نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ ببرد. گفتني‌ است‌ كه‌ صيد تير نيز همانند صيد حيوان‌ است‌ و چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌، بايد در هنگام‌ شليك‌كردن ‌تير به‌سوي‌ صيد، نام‌ خدا(ج) برده‌ شود. «و از خداوند پروا كنيد» يعني‌: از مخالفت ‌امر وي‌ در تمام‌ احكام‌ فوق‌ بپرهيزيد «كه‌ الله زود حساب‌ كننده‌ است» و از شما در برابر افعالتان‌ حساب‌ مي‌گيرد.
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين قرآن ) كتابي است كه از ( سوي يزدان جهان ) بر تو نازل شده است و نبايد از ناحيه آن هيچ گونه نگراني و ناراحتي به خود راه دهي .  ( نه نگراني از ناحيه بار سنگين رسالتي كه بر دوش داري و نه از جانب عكس‌العملهائي كه دشمنان سرسخت در برابر آن نشان مي‌دهند ، و نه از سوي نتيجه و برداشتي كه از تبليغ اين رسالت انتظار مي‌رود . چرا كه هدف از نزول اين قرآن اين است ) كه بدان ( كافران را از عواقب شوم افكار و اعمالشان ) بترساني ، و مؤمنان را پند و اندرز دهي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِتُنذِرَ » : متعلّق به ( أُنزِلَ ) است . « ذِكْرَيا » : پند و اندرز دادن . پنددهنده و اندرزگو . اين واژه مصدر و به معني ( تذكير ) است . مجرور بوده و عطف بر محلّ ( لِتُنذِرَ ) است . تقدير چنين مي‌شود : لِلإِنذَارِ وَ التَّذْكِيرِ . يا اين كه ( ذِكْري ) به معني اسم فاعل يعني ( مذكّر ) است . مرفوع بوده و خبر مبتداي محذوف است . تقدير چنين مي‌شود : وَ هُوَ ذِكْري لِلْمُؤْمِنينَ . و . . .‏
 
آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از چيزي پيروي كنيد كه از سوي پروردگارتان بر شما نازل شده است ، و جز خدا از اولياء و سرپرستان ديگري پيروي مكنيد ( و فرمان مپذيريد ) . كمتر متوجّه ( اوامر و نواهي خدا ) هستيد ( و كمتر پند مي‌گيريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن دُونِهِ » : بجز او . به جاي او . ضمير ( هِ ) به ( رَبِّ ) برمي‌گردد . اگر مرجع آن ( ما ) باشد ، پيش از ( اَوْلِيَآءَ ) مضافي چون ( أَباطيل ) محذوف است . در اين صورت معني چنين مي‌شود : جز از وحي آسمان ، از ياوه‌سرائي سرپرستان ديگري پيروي مكنيد . « قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ » : كمتر پند مي‌گيريد و متذكّر مي‌گرديد . راجع به قوانين و احكام الهي چندان چيزي نمي‌دانيد . گاه‌گاهي يادآور و پندپذير مي‌گرديد .  ( قَلِيلاً ) صفت موصوف محذوفي چون ( زَمَاناً ) يا ( تذكّراً ) است و ( ما ) زائد و براي تأكيد قلّت است .‏
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَيَاتاً أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه بسيار شهرها و آباديهائي كه آنها را ( به سبب گناهان فراوان ساكنان آنجاها ) ويران كرده‌ايم و عذاب ما مردمان آنجاها را در برگرفته است ، در شبانگاهان ( كه در خواب ناز بوده‌اند ، مانند قوم لوط ) يا در چاشتگاهان كه به استراحت پرداخته‌اند ( مانند قوم شعيب ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَمْ » : چه بسيار . « قَرْيَةٍ » : شهر . روستا . در اينجا مراد ساكنان شهر يا روستا است . « بَأْس‌ » : عذاب . « بَيَاتاً » : شب هنگام . در حالي كه شب را مي‌گذراندند . اين واژه مي‌تواند مفعول‌فيه بوده و يا اين كه مصدر و به معني ( بائِتينَ ) و حال باشد . « قَآئِلُونَ » : خفتگان در نيمروز . استراحت‌كنندگان در چاشتگاه . از ماده ( قَيْل ) .‏
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن موقع كه عذاب ما به سراغ ايشان آمده است ، دعا و استغاثه‌اي جز اين نداشته‌اند كه گفته‌اند : واقعاً ما ستمكار بوده‌ايم ( و با دست خود بر خود ستم كرده‌ايم و هم اينك پشيمانيم و چشم به راه عفو يزدانيم ! امّا بدين هنگام پشيماني را چه سود ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَعْوَاهُمْ » : دعاي ايشان . استغاثه آنان .‏
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( در روز قيامت ) به طور قطع از كساني كه پيغمبران به سوي آنان روانه شده‌اند مي‌پرسيم ( كه آيا پيام آسماني به شما رسانده شده است يا خير و چگونه بدان پاسخ داده‌ايد ؟ ) و حتماً از پيغمبران هم مي‌پرسيم ( كه آيا پيام آسماني را رسانده‌ايد و از مردمان در قبال فرمان يزدان چه شنيده و چه ديده‌ايد ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُرْسَلِينَ » : فرستادگان . پيغمبران .‏
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً ( اعمال همه را مو به مو و ) آگاهانه براي آنان شرح مي‌دهيم‌ ؛ چرا كه ما از آنان به دور نشده‌ايم ( و همه‌جا حاضر و ناظر كردار و رفتارشان بوده‌ايم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيْهِمْ » : براي همه مردمان . براي پيغمبران ، در توضيح پاسخ ايشان به خدا : لا عِلْمَ لَنا ( نگا : مائده / 109 ) . « بِعِلْمٍ » : آگاهانه . از روي علم . « مَا كُنَّا غَآئِبِينَ » : غائب نبوده‌ايم . غافل و بي‌خبر نبوده‌ايم .‏
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سنجش درست ( و دقيق اعمال ) در آن روز انجام مي‌گيرد . پس هر كه ( كفّه حسنات ) ترازوي او سنگين شود ( و بر كفّه سيّئات او رجحان پذيرد ) اين چنين كساني رستگارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْوَزْنُ » : وزن‌كردن . سنجش . مبتدا است و خبر آن ( يَوْمَئِذٍ ) است . « الْحَقُّ » : صحيح . درست . صفت ( الْوَزْنُ ) است . اين صفت و موصوف ، معني مبتدا و خبر نيز مي‌دهند . يعني : وزن‌كردن اعمال در آن روز صحيح است . « مَوَازِين‌ » : جمع ميزان : ترازوها . و جمع موزون : سنجيده‌ها .‏
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَ