حجر / 42 ، نحل / 99 و 100 ) .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( كافران ) وقتي كه كار زشتي ( همچون شرك و طواف كعبه را در حال برهنگي ) انجام مي‌دهند ، مي‌گويند : پدران خود را بر اين كار ديده‌ايم ( و نياكانمان را بر اين روش و برنامه يافته‌ايم و ما به دنبال آنان رفته و از ايشان پيروي مي‌كنيم ) و خدا ما را بدان دستور داده است ! بگو ( اي پيغمبر ! ) : خداوند به كار زشت دستور نمي‌دهد . آيا چيزي را به خدا نسبت مي‌دهيد كه ( مستند و دليل صحّت آن را ) نمي‌دانيد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَاحِشَةً » : عمل قبيح . گناه بسيار زشت . « الْفَحْشَآء » : عمل قبيح . گناه بسيار زشت .‏
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : پروردگارم ( همگان را در هر زمان و مكاني ) به دادگري فرمان داده است ، و ( دستور او ) اين ( است ) كه در هر عبادتي رو به خدا كنيد و از وي مخلصانه اطاعت نمائيد و او را صادقانه بپرستيد . خداوند همان گونه كه شما را در آغاز آفريده است ،  ( به همان سادگي پس از مرگ شما را زنده مي‌كند و به سوي او ) برمي‌گرديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقِسْطِ » : دادگري . ميانه‌روي . « وُجُوهٌ » : جمع وجه . چهره . ذات . « عِندَ » : در . « مَسْجِد » : مكان عبادت . زمان عبادت . سجود كه مراد از آن نماز است . « أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ » : در هر مسجدي به نماز ايستيد و دل خود را متوجّه خدا كنيد . در هر زمان و مكان عبادتي خالصانه به خدا رو كنيد و تنها او را در نظر داشته باشيد . در هر سجده و كرنشي رو به سوي خدا داريد و عبادتتان تنها براي او باشد . « أُدْعُوهُ » : او را عبادت كنيد و بپرستيد . دعاء در اينجا به معني عبادت است . « الدِّينَ » : اطاعت . عبادت . انقياد .‏
 
سوره مائدة آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! چون‌ به‌ نماز برخاستيد» و بي‌وضو بوديد «پس‌ روهاي‌ خود را بشوييد» با آب‌ و وضو بگيريد. فريضه‌ وضو قبلا با فرضيت‌ نماز در مكه‌ فرض ‌گرديده‌ بود و در اينجا بر فرضيت‌ آن‌ تأكيد مي‌شود تا جزء آيات‌ تلاوت ‌شده‌ قرآن‌ قرار گيرد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ وضوگرفتن‌ براي‌ هر وقت‌ نمازي‌ مستحب‌ است‌ و فقط آن‌گاه‌ فرض‌ مي‌شود كه‌ انسان‌ بي‌وضو بوده‌ و قصد نماز گزاردن‌ را داشته ‌باشد. انس‌بن‌ مالك‌(رض) فرمود: «رسول‌ خداص به‌ هنگام‌ اداي‌ هر نماز، وضويي‌ جديد مي‌گرفتند. از وي‌ پرسيده‌شد: شما چگونه‌ عمل‌ مي‌كرديد؟ فرمود: ما نمازها را ـ تا آن‌گاه‌ كه‌ بي‌وضو نمي‌شديم‌ ـ با يك‌ وضو مي‌خوانديم». بنابراين‌، وضو بالاي‌ وضو فقط يك‌ امر مستحبي‌ است‌، اما فضيلت‌ زيادي‌ دارد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «وضو بالاي‌ وضو، نوري‌ بر بالاي‌ نور است». نقل ‌است‌ كه‌: «هر كس‌ بر بالاي‌ وضو، وضو كند برايش‌ ده‌ حسنه‌ نوشته‌ مي‌شود». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: رسول‌ خداص در روز فتح‌ مكه‌ همه‌ نمازها را با يك‌ وضو خواندند، عمر(رض) از ايشان‌ پرسيد: امروز شما كاري‌ كرديد كه ‌تاكنون‌ نمي‌كرديد. رسول‌ خداص فرمودند: «اي‌ عمر! من‌ قصدا اين‌ كار راكردم»، يعني‌: تا چنين‌ تصور نشود كه‌ وضو كردن‌ براي‌ هر نماز، واجب‌ است‌.
فقها گفته‌اند: مضمضمه‌ و استنشاق‌ (آب‌ در دهان‌ و بيني‌ كردن‌) نيز جزء شستن‌ روي‌ است‌ چنان‌كه‌ بر خلال‌كردن‌ ريش‌ نيز دليل‌ شرعي‌ آمده‌ و در صورتي‌ كه‌ ريش‌ انبوه‌ باشد، خلال ‌كردن‌ آن‌ مستحب‌ است‌. در مذهب‌ مالك‌ و شافعي‌، مضمضه‌ و استنشاق‌ در وضو و غسل‌ مستحب‌، در مذهب‌ احمدبن‌ حنبل‌ واجب‌ و در مذهب‌ ابوحنيفه‌ در غسل‌ فرض‌ و در وضو مستحب‌ است‌. «و» بشوييد «دستهاي‌ خود را تا مرفق» مرفق‌: مفصلي‌ است‌ ميان‌ مچ‌ دست‌ و بازو كه‌ آرنج ‌ناميده‌ مي‌شود. و چون‌ نمازگزار وضو مي‌كند، بايد آب‌ را بر هر دو آرنج‌ خويش‌ نيز سرازير نمايد «و سرهاي‌ خود را مسح‌ كنيد» با آب‌. فرض‌ مسح‌ در نزد احناف‌؛ مقدار يك‌چهارم‌ سر، در نزد حنبلي‌ها و مالكي‌ها؛ كل‌ سر و در نزد شافعي‌؛ حداقل‌ آنچه‌ كه‌ اسم‌ مسح‌ بر آن‌ اطلاق‌ مي‌شود، در اين‌باره‌ كافي‌ است‌ حتي‌ اگر بخشي‌ جزئي‌ از موي‌ سرش‌ را هم‌ مسح‌ كرد. همچنين‌ در مذهب‌ شافعي‌، تكرار مسح‌ تا سه‌بار مستحب‌ است‌، در مذهب‌ احناف‌، سه‌بار مسح‌ با يك‌ آب‌ مستحب‌ است‌ ودر مذهب‌ احمدبن‌ حنبل‌، يك ‌بار مسح‌كردن‌ كافي‌ است‌ «و پاهاي‌ خود را تاشتالنگ‌ بشوييد» شتالنگ‌: قوزك‌ پاهاست‌ و قوزكها عبارت‌ از دو استخوان ‌مدورمانند برآمده‌ در پايين‌ترين‌ قسمت‌ استخوان‌ ساق‌ پايند. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ احاديث‌ درباره‌ شستن‌ پا بسيار است‌، از آن‌ جمله‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ اكرم‌ص وضو گرفته‌ و هر دو پايشان‌ را شستند و فرمودند: «اين‌ وضويي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج) نماز را جز با آن‌ قبول‌ نمي‌كند». مسح‌ بر موزه‌ها نيز به ‌احاديث‌ متواتر ثابت‌ شده‌است‌.
«و اگر جنب‌ بوديد پس‌ غسل‌ كنيد» يعني‌: تمام‌ بدن‌ خود را با آب‌ بشوييد، طوري ‌كه‌ چيزي‌ از آن‌ ناشسته‌ باقي‌ نماند «و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكي‌ از شما از قضاي‌ حاجت‌ آمد، يا با زنان‌ نزديكي‌ كرده‌ باشيد و آبي‌ نيافتيد پس‌ با خاك‌ پاك‌ تيمم‌كنيد و از آن‌ به‌ چهره‌ و دستهايتان‌ بكشيد» تفسير نظير اين‌ مقطع‌ از آيه‌، در سوره‌نساء (آيه/‌43) به‌طور شافي‌ و كافي‌ بيان‌ شد، همچنين‌ سخن‌ درباره‌ ملامست‌ زنان‌ و تيمم‌ بر خاك‌ پاك‌ در آنجا گذشت‌. «خداوند نمي‌خواهد براي‌ شما دشواري ‌قرار دهد» در باب‌ طهارت‌، به‌همين‌ سبب‌ است‌ كه‌ به‌ شما در هنگام‌ بيماري‌ وفقدان‌ آب‌ ـ به‌ عنوان‌ گشايش‌ 