يفر اين‌ پيمان‌شكني‌ به‌ قسوت‌ قلب‌ و لعنت‌ دچار شدند چنان‌كه ‌در آيه‌ بعدي‌ مي‌خوانيم‌. پس‌ هر كس‌ در دل‌ خويش‌ قسوت‌ و سختي‌اي‌ يافت‌، بايد بنگرد كه‌ در كدام‌يك‌ از اين‌ امور يا ساير اوامر الهي‌ كوتاهي‌ نموده‌ است‌.
در عصر ما دلهاي‌ مردم‌ بسيار سخت‌ شده ‌است‌ پس‌ بايد به‌ دنبال‌ راهي‌ باشيم‌ كه ‌دلهايمان‌ را نرم‌ گرداند و اين‌ راه‌ چيزي‌ جز برگشت‌ به‌ دين‌ خدا(ج) نيست‌.
 
آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( در نتيجه ستيزه‌جوئي و طغيانگري ) زلزله‌اي ( قصرها و خانه‌هاي ) ايشان را در برگرفت ( و زندگي پرزرق و برق آنان را درهم كوبيد ) و در شهر و ديار خود خشكيدند و مردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرَّجْفَةُ » ،  « أَصْبَحُوا » ،  « جَاثِمِينَ » :  ( نگا : اعراف / 78 ) .‏
 
آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْباً كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْباً كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه شعيب را تكذيب كردند ( آن چنان نابود شدند و شهر و ديارشان ويران گرديد كه ) گوئي هرگز در آنجا نبوده و سكونت نگزيده‌اند . كساني كه شعيب را تكذيب كردند ( و گمان مي‌بردند آنان كه از شعيب پيروي كنند زيانكار مي‌شوند ، خودشان سعادت دنيا و آخرت را از دست دادند و ) زيانمند شدند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلَّذِينَ » : مبتدا است . خبر آن جمله ( كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا ) مي‌باشد . « لَمْ يَغْنَوْا » : بسر نبرده‌اند . نبوده‌اند .‏
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس شعيب از آنان روي برتافت و گفت : اي قوم من ! من پيامهاي پروردگارم را به شما رساندم و اندرزتان دادم ( و در حق شما خيرخواهي نمودم . ولي حق را نشنيديد و جز بر طغيان و عصيان نيفزوديد ) پس با اين حال چگونه بر حال قوم بي‌ايمان ( و بي‌ديني چون شما ) اندوه بخورم‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاسَيا » : محزون مي‌شوم . غم و اندوه مي‌خورم . فعل مضارع ، متكلّم وحده ، ثلاثي مجرّد ، از ماده ( أسي ) و از باب چهارم است .‏
 
آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به هيچ آبادي و شهري پيغمبري نفرستاده‌ايم ( كه او اهل آنجا را به دين راستين خدا خوانده باشد و ايشان از پذيرش دعوت او سرپيچي نموده باشند ) مگر اين كه ساكنان آن را به شدائد و مصائب گرفتار ساخته‌ايم تا اين كه ( به خود آيند و زير ضربات حوادث و فشار مشكلات ، فطرت آنان بيدار و نياز به پروردگار در زواياي وجودشان پرتوافكن شود و دست دعا به سوي خدا بردارند و خالصانه به درگاه الله ) تضرّع و زاري‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَرْيَةٍ » : مراد شهر بزرگي است كه مركز فرماندهي امراء و پايتخت رؤساء باشد . « وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ » : در اين كلام حذفي وجود دارد ، از قبيل : فَكَذَّبَهُ أَهْلُهَا . « يَضَّرَّعُونَ » : خشوع و خضوع كنند . فروتني و فرمانبرداري كنند . توبه و انابت كنند . فعل مضارع از باب تفعّل است . « الْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ » :  ( نگا : بقره / 177 و 214 ) .‏
 
آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس ( هنگامي كه اين هشدارها و بيدارباشها در آنان اثر نگذاشت ، ايشان را به فراواني نعمت و اعطاء سلامت آزموديم و ) بدي را به نيكي ( و بلا را به رفاه ) تبديل كرديم تا بدانجا كه ( از لحاظ اموال و انفس ) فزوني گرفتند و ( به سبب ناداني مغرور شدند و لاف‌زنان ) گفتند : به پدران و نياكان ما هم خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و مستمندي دست داده است ( و اين روزگار است كه گاهي به انسان رو مي‌كند و گاهي به انسان پشت مي‌كند و اصلاً سعادت و شقاوت ما در دست خدا نيست ! چون با پتك بلا بيدار نشدند و شكر نعمت هم نگفتند ) پس ناگهاني ايشان را ( به عذاب و عقاب ) گرفتيم و نفهميدند ( كه چه شد و چرا چنين گشت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَفَوْا » : فزوني يافتند چه در اموال و چه در انفس . براي فهم بيشتر اين آيه مراجعه شود به ( انعام / 42 - 45 ، مؤمنون / 77 ، زخرف / 75 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8126.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:8127.txt">آيه  97</a><a class="text" href="w:text:8128.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:8129.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:8130.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:8131.txt">آيه  101</a><a class="text" href="w:text:8132.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:8133.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:8134.txt">آيه  104</a></body></html>آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر مردمان اين شهرها و آباديها ( به خدا و انبياء ) ايمان مي‌آوردند و ( از كفر و معاصي ) پرهيز مي‌كردند ،  ( درگاه خيرات و ) بركات آسمان و زمين را بر روي آنان مي‌گشوديم ( و از بلايا و آفات به دورشان مي‌داشتيم ) ولي آنان به تكذيب ( پيغمبران و انكار حقائق ) پرداختند و ما هم ايشان را به كيفر اعمالشان گرفتار و مجازات نموديم ( و عبرت جهانيانشان كرديم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَخَذْنَاهُمْ » : ايشان را مجازات كرديم و كيفر داديم . « بِمَا » : به سبب كاري كه . به سبب چيزي كه .‏
 
آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا مردمان اين شهرها و آباديها ( كه دعوت پيغمبران را نپذيرفتند و به جاي ايمان بر كفر و معاصي افزودند ، از اين ) ايمن شدند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنان رود ، در حالي كه ايشان غرق در خواب باشند ؟  ( شگفتا كه از مكافات عمل غافل شدند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَأْس‌ » : عذاب ( نگا : غافر / 29 و 85 ) . « بَيَاتاً » : شب هنگام . در حالي كه شب را مي‌گذراندند ( نگا : اعراف / 4 ) .‏
 
آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه مردمان اين شهرها و آباديها ايمن شدند از اين كه عذاب ما چاشتگاهان به سراغشان آيد ، در حالي كه ( به انجام كارهاي بي‌ارزشي مشغولند كه انگار ) سرگرم بازي هستند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضُحيً‌ » : وقت چاشتگاه . مي‌شود مراد تمام روز هم باشد .‏
 

آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ 