لْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان از چاره نهاني و مجازات ناگهاني خدا ايمن و غافل شده‌اند ؟ در حالي از چاره نهاني و مجازات ناگهاني خدا جز زيانكاران ( و از دست‌دهندگان عقل و انسانيّت ) ايمن و غافل نمي‌گردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَكْرَ » : چاره نهاني و مجازات ناگهاني . مراد از مكر خدا در حق بندگان اين است كه ايشان را در ناز و نعمت و كفر و معاصي آزاد مي‌گذارد و به ناگاه تازيانه عذاب را بر آنان مي‌نوازد و كار ايشان را مي‌سازد ( نگا : آل‌عمران / 54 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظّاً مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به ‌سبب‌ پيمان‌شكني‌شان‌، لعنت‌شان‌ كرديم» يعني‌: يهوديان‌ را به‌ اين ‌سبب‌، از رحمت‌ خويش‌ طرد نموديم‌ و دور ساختيم‌ «و دلهايشان‌ را سخت ‌گردانيديم» چنان‌كه‌ خيري‌ را فرانمي‌گيرند و دربرابر سخن‌ خير و حركت‌ خير، هيچ ‌نرمش‌ و رقت‌ و انعطافي‌ از خود نشان‌ نمي‌دهند تا بدانجا كه‌ «كلمات‌ را از مواضع‌ آنها تحريف‌ مي‌كنند» يعني‌: آنها را تغيير مي‌دهند، يا برخلاف‌ تأويل‌ حقيقي‌ آنها تأويل‌مي‌كنند[4] و قطعا سنگدلي‌اي‌ سخت‌تر از افترا بستن‌ بر خداي‌ عزوجل‌ و تغييردادن ‌وحي اش‌ وجود ندارد «و بخشي‌ از آنچه‌ را كه‌ بدان‌ اندرز داده‌ شده‌ بودند، به‌ فراموشي ‌سپردند» يعني‌: آنان‌ بخش‌ بزرگي‌ از تورات‌ را ترك‌ نموده‌، يا آن‌ را به‌ غفلت‌ و فراموشي‌ سپردند «و تو همواره‌ بر خائنه‌اي‌ از آنان‌ آگاه‌ مي‌شوي» خائنه‌: خيانت‌، دروغ‌، نافرماني‌، بدكارگي‌، نيرنگ‌ و توطئه‌ است‌ كه‌ يهوديان‌ پيوسته‌ با پيامبران ‌الهي‌ به‌كار مي‌بردند و اي‌ رسول‌ ما! با تو نيز همين‌ شيوه‌ را به‌كار مي‌برند «مگر عده‌اندكي‌ از آنان» آنان‌ مؤمنان‌ ايشان‌ ـ چون‌ عبدالله بن‌ سلام‌ و يارانش‌ ـ هستند لذا از ايشان‌ بيم‌ خيانت‌ نداشته ‌باش‌ «پس‌ از آنان‌ درگذر و اعراض‌ كن‌ كه‌ خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد» يعني‌: از خيانت‌كاران‌ بني‌اسرائيل‌ در گذر و از كردار ناشايست‌شان‌ چشم‌پوشي‌ كن‌ و فعلا از جنگيدن‌ با آنان‌ صرف ‌نظر نما. سپس‌حق‌ تعالي‌ اين‌ حكم‌ را در (آيه/‌29) از سوره‌ «توبه» منسوخ‌ گردانيد و فرمود: ﴿‏ قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ ﴾ ؛ و پيامبرص را به‌ جنگيدن‌ با آنان ‌تا هنگامي‌ كه‌ در كمال‌ ذلت‌ و حقارت‌ به‌ دست‌ خويش‌ جزيه‌ بپردازند، فرمان‌ داد.
 
[4] نگاه‌ كنيد به‌ تفسير آيه‌ (46) از سوره‌ «نساء».آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا براي كساني كه زمين را از صاحبان قبلي آن به ارث مي‌برند ( و جانشين ديگران مي‌گردند ) روشن نشده است كه اگر بخواهيم آنان را ( همچون پيشينيان ) به سبب گناهانشان نشانه تير بلا مي‌گردانيم و بر دلهايشان مهر مي‌نهيم تا ديگر ( صداي حق را ) نشنوند ( و آهسته آهسته رهسپار دوزخ شوند ) ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَهْدِ » : روشن نشده است و معلوم نگشته است . خداوند ايشان را رهنمود و متوجّه نكرده است . فاعل آن مي‌تواند ضمير مستتر ( هُوَ ) بوده و به ( الله ) برگردد ، و مفعول آن جمله ( أَن لَّوْ نَشَآءُ ) باشد . يا اين كه فاعل آن جمله ( أَن لَّوْ نَشَآءُ ) بوده و فعل لازم بشمار آيد . « أَصَبْنَاهُمْ » : ايشان را نشانه تير بلا مي‌گردانيم . آنان را دچار مصيبت مي‌كنيم و نابودشان مي‌سازيم . « نَطْبَعُ » : مهر مي‌نهيم ( نگا : نساء / 155 ) . « لا يَسْمَعُونَ » : اندرز نمي‌پذيرند . صداي حق را نمي‌شنوند و نصائح را در گوش نمي‌گيرند .‏
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اينها آباديهائي است كه برخي از اخبار آنها را براي تو روايت مي‌نمائيم ( و شرح مي‌دهيم كه چگونه ساكنان آنجاها به سبب ايمان نياوردن به پيغمبران ، دچار بلاها و مصائب بيشمار شدند ) . پيغمبرانشان با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند و معجزات متقن بديشان نمودند ، امّا آنان ( به سبب لجاجتِ در كفر و ممارستِ بر تكذيب انبياء ، روي حرف خود ايستادند و ) چيزي را كه قبلاً تكذيب كرده بودند ( حاضر نشدند بپذيرند و باز هم مثل هميشه آن را تكذيب كردند و ) بدان ايمان نياوردند . اين چنين خداوند بر دلهاي كافران مهر مي‌نهد ( و بر اثر ادامه گناه ، حسّ تشخيص حقّ را از آنان سلب مي‌كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تِلْكَ الْقُرَيا » : واژه ( تِلْكَ ) مي‌تواند مبتدا و ( الْقُرَي ) خبر اوّل ، و جمله ( نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا ) خبر دوم باشد . يا اين كه ( تِلْكَ ) مبتدا و ( الْقُرَيا ) بَدَل ، و جمله بعدي خبر بشمار آيد . « مِن قَبْلُ » : پيش از آمدن پيغمبران و بعد از آمدن آنان ، يكسان بودند . از آغاز آمدن پيغمبران تا هنگام مرگ خود .‏
 
آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اكثر اين اقوام را بر سر پيمان ( و وفاي به عهد خود ) نديديم و بلكه بيشتر آنان را نافرمان و گناهكار يافتيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَهْدٍ » : مراد عهد و پيمان فطري يا تشريعي و يا هردوي آنها است . « فَاسِقِينَ » : نافرمانان . گناهكاران . كافران ( نگا : بقره / 26 ، سجده / 18 ) .‏
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس به دنبال آنان ( يعني پيغمبران مذكور ، ) موسي را همراه با دلائل روشن و معجزات متقن خود به سوي فرعون و اطرافيان او فرستاديم ، و ايشان ( به جاي اين كه بدانها ايمان بياورند ) بدانها كفر ورزيدند ( و سزاي كفر خود را چشيدند ) و بنگر كه سرانجام تباهكاران چه شد ( و از جمله فرعون و فرعونيان كارشان به كجا كشيد و چه بلاهائي بديشان رسيد ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَعَثْنَا » : مبعوث كرديم . فرستاديم . « ظَلَمُوا بِهَا » : بدانها كفر ورزيدند . به سبب تكذيب آنها كافر شدند . به سبب كفر ورزيدن بدانها ، بر خود و قوم خود ستم ورزيدن