 ذات من ) بر جاي خود استوار ماند ، تو هم مرا خواهي ديد . امّا هنگامي كه پروردگارش خويشتن به كوه نمود ، آن را درهم كوبيد و موسي بيهوش و نقش زمين گرديد . وقتي كه به هوش آمد گفت : پروردگارا ! تو منزّهي ( از آن كه با چشمان سر قابل رؤيت باشي . بلكه اين چشمان دل و خِردند كه مي‌توانند تو را مشاهده كنند ) . من ( از اين پرسش پشيمانم و ) به سوي تو برمي‌گردم و من نخستينِ مؤمنان ( به عظمت و جلال يزدان در اين زمان ) هستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرِنِي‌ » : به من نشان بده . مفعول دوم آن ( ذاتَكَ ) يا ( نَفْسَكَ ) محذوف است . « لَن تَرَانِي‌ » : مراد اين است كه مرا در اين جهان نمي‌بيني ، و يا اين كه هرگز مرا نمي‌بيني ( نگا : تفسيرالمنار ، جلد 9 ، صفحه 149 - 178 ) . « تَجَلَّيا » : جلوه‌گر شد . برخي گفته‌اند : مراد ظهور ذات باري است و كيفيّت آن بر ما مجهول است . بعضي هم گفته‌اند : مراد جلوه پرتوي از قدرت الهي‌است . « دَكّاً » : درهم كوبيده . با زمين يكسان شده ( نگا : كهف / 98 ) . مصدر است و به عنوان اسم مفعول يعني ( مَدْكُوكاً ) به كار رفته است . « خَرَّ » : فرو افتاد . « صَعِقاً » : مدهوش افتاده . از حال رفته و بر زمين نقش بسته . « أَفَاقَ » : به هوش آمد . « اَوّلُ الْمُؤْمِنِينَ » : مراد نخستينِ مؤمنان در روزگار خودش است . يا نخستينِ مؤمنان به مسأله عدم رؤيت خدا در اين سرا است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8179.txt">آيه  144</a><a class="text" href="w:text:8180.txt">آيه  145</a><a class="text" href="w:text:8181.txt">آيه  146</a><a class="text" href="w:text:8182.txt">آيه  147</a><a class="text" href="w:text:8183.txt">آيه  148</a><a class="text" href="w:text:8184.txt">آيه  149</a></body></html>آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا گفت : اي موسي ! من تو را با رسالتهاي خويش و با سخن گفتنم ( با تو از فراسوي حجاب و بدون واسطه ) بر مردمان ( هم‌عصري كه مأموريّت تبليغ احكام آسماني بدانان داري ) برگزيدم ، پس آنچه به تو داده‌ام ( يعني توراتي را كه به دست تو سپرده‌ام ، محكّم ) برگير و از زمره شكرگزاران ( نعمت يزدان ) باش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِصْطَفَيْتُكَ » : تو را برگزيده‌ام . « رِسَالاتِ » : جمع رسالت ، چيزهائي كه پيغمبر را مأمور تبليغ آنها مي‌كنند ( نگا : اعراف‌ / 62 ) . « كَلامِ » : سخن‌گفتن .‏
 
سوره مائدة آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ گفتند: خدا همان‌ مسيح‌ پسر مريم‌ است‌، مسلما كافر شده‌اند» يعني‌: با اين‌ سخن‌شان‌ از كافران‌ شده‌اند و چه‌ كفري‌ زشت‌تر از آن‌ است‌ كه‌ به‌ بشري‌ نسبت ‌خدايي‌ دهند «بگو: اگر خدا اراده‌ كند كه‌ مسيح‌ پسر مريم‌ و مادرش‌ و هركه‌ را كه‌ در زمين‌ است‌، جملگي‌ به‌ هلاكت‌ رساند، چه ‌كسي‌ در مقابل‌ خدا اختياري‌ دارد؟» يعني‌: چه‌كسي‌ قادر است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ را از اين‌ كار بازدارد؟ پس‌ هرگاه‌ كسي‌ قادر به‌ بازداشتن‌ خداوند(ج) از اين‌ كار نيست‌، نتيجه‌ طبيعي‌ چنين‌ امري‌ اين‌ است‌ كه‌ جز آن‌ ذات‌ يگانه‌، هيچ‌ خدا و رب‌ و معبود برحقي‌ وجود ندارد و اگر چنان‌كه ‌نصاري‌ مي‌پندارند، مسيح‌ خدا مي‌بود، قطعا بايد قدرت‌ و سلطه‌اي‌ در اختيارمي‌داشت‌، در نتيجه‌ بايد قادر مي‌بود كه‌ هر نيرنگ‌ و توطئه‌اي‌ را از خود دفع ‌نمايد. درحالي‌كه‌ به‌ پندار شما او به‌ دار آويخته ‌شده‌ و به‌ قتل‌ رسيده‌است‌ پس‌ اگر او به‌راستي‌ خدا بود، چرا اين‌ حمله‌ ـ به‌ ظن‌ شما ـ نابودكننده‌ را از خود دفع‌ نكرد و چرا قادر نشد كه‌ مرگ‌ را از مادرش‌ به‌ هنگام‌ در رسيدن‌ اجل‌ وي‌ دفع‌ كند؟ پس‌ هرگاه‌ او توان‌ دفع‌ مرگ‌ را از مادر ـ اين‌ گرامي‌ترين‌ موجود براي‌ خود ـ نداشته‌، مسلما از دفع‌ نمودن‌ چيزي‌ از عذاب‌ خدا(ج) از شما، عاجزتر و ناتوان‌تر است‌ «وفرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ مابين‌ آنهاست‌، از آن‌ خداست‌، هرچه‌ بخواهد، مي‌آفريند» چنان‌كه‌ عيسي‌ را بدون‌ واسطه‌ پدر از مادري‌ آفريد لذا قدرت ‌حق‌ تعالي‌ مطلق‌ است ‌بنابراين‌، از مرد و زن‌ هر دو فرزند مي‌آفريند؛ چون‌ عموم ‌انسانها، از زن‌ بدون‌ مرد فرزند مي‌آفريند؛ چون‌ آفرينش‌ عيسي‌ و بدون‌ مرد و زن‌ هم‌ انسان‌ مي‌آفريند؛ چون‌ آفرينش‌ آدم‌ «و خدا بر هر چيزي‌ تواناست» واينها همه‌ دلايل‌ روشن‌ عظمت‌ و نشانه‌هاي‌ كمال‌ قدرت‌ وي‌ است‌ پس‌ چگونه‌ به‌ چيزي‌ از اينها، بر خدايي‌ غير وي‌ استدلال‌ مي‌كنيد.
سياق‌ آيات‌ همه‌ در رد بر نصاري‌ است‌.
 
آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و براي او در الواح ( تورات ) از هرچيز ( كه مورد نياز بني‌اسرائيل از نصائح و حِكَم و احكام حلال و حرام بود ) نوشتيم ، تا پند و اندرز ( زندگي ) و روشنگر همه چيز ( در امر تكاليف ديني و وظائف شرعي ايشان ) باشد .  ( بدو گفتيم : اين ) الواح را با تاب و توان برگير ( و با نشاط فراوان و تلاش بي‌امان ، مانند ديگر پيغمبران أُولُوالعزم ، در تبليغ آنها دامن همّت به كمر بزن ) و به قوم خود ( يعني بني‌اسرائيل ) فرمان بده نيكوترين آنها را به كار بندند .  ( مثلاً عفو را بر قصاص ، صبركردن را بر پيروزشدن ، آسان گرفتن را بر سخت گرفتن ، و بالاخره آنچه را كه داراي اجر بيشتر است بر چيزي ترجيح دهند كه از ثواب كمتري برخوردار است ) . به زودي سرزمين گنهكاران ( نافرمان و خارج‌شدگانِ از دستور يزدان ، از قبيل : عاد و ثمود و قوم لوط ) را به شما نشان مي‌دهيم ( تا بنگريد و عبرت گيريد و بدانيد كه اگر چون ايشان شويد ، سرانجام تأسّف‌انگيزي همچون آنان خواهيد داشت و به شما هم همان مي‌رسد كه بديشان رسيده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلْوَاح‌ » : جمع لَوح ، آنچه بر آن چيزي نويسند . چگونگي و جنس و تعداد اين الواح بر ما مجهول است . « مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً » : به عنوان اندرز و توضيح . بدل از جار و مجرور است . « سَأُرِيكُمْ » : به شما نشان خواهم‌داد .‏
 
آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَ