ن ) دچار كشمكش مي‌گشتيد ، ولي خداوند ( شما را از اين عجز و اختلاف ) رهائي بخشيد ، چرا كه او از آنچه ( در ميان دلها و ) در اندرون سينه‌ها است باخبر است ( و از روحيه و باطن همگان آگاه است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُرِيكَهُمْ » : آنان را به تو نمود . پيغمبر پيش از درگيري در خواب چنين ديد كه شماره دشمنان اندك است . مؤمنان از اين خواب دل و جرأتي پيدا كردند . والاّ تعداد كافران بيش از هزار نفر بود ، در صورتي كه مؤمنان 314 نفر بودند . « سَلَّمَ » : رهائي بخشيد . نجات داد .‏
 
آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز به‌ياد آريد هنگامي‌ را كه‌ گفتيم: بدين‌ شهر درآييد» يعني: به‌ شهربيت‌المقدس‌ «و هرگونه‌ كه‌ خواستيد به‌ خوشي‌ و فراواني‌ از نعمتهاي‌ آن‌ بخوريد وسجده‌كنان‌ از در درآييد» دري‌ كه‌ به‌ وارد شدن‌ در آن‌ مأمور شدند، دروازه‌ شهربيت‌المقدس‌ بود. سجود: در اينجا به‌معناي‌ خم‌ شدن‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: به ‌معناي‌ تواضع‌ و فروتني‌ است‌. دستور دادنشان‌ به‌ فروتني‌ و خم‌ شدن‌ در پيشگاه‌عظمت‌ خدا(ج)، براي‌ آن‌ بود تا اين‌ كار، اعترافي‌ از سوي‌ آنان‌ بر فضل‌ الهي‌ درآماده‌ساختن‌ اين‌ فتح‌ و نصرت‌ باشد «و حطه‌ بگوييد» كه‌ اين‌ كلمه‌ بر توبه‌ شما دلالت‌ مي‌كند. حطه: يعني: خداوندا! گناهان‌ مان‌ را دور بريز. «تا خطاهاي‌ شما راببخشاييم‌ و پاداش‌ نيكوكاران‌» از شما را «خواهيم‌ افزود» به ‌عنوان‌ فضلي‌ از سوي‌خويش‌ در برابر نيكوكاري‌ ايشان‌.
حاصل‌ سخن‌ اين‌ كه: بني‌اسرائيل‌ مأمور شدند تا در هنگام‌ فتح‌ بيت‌ المقدس، با گفتار و كردار براي‌ خداوند (ج)خضوع‌ نمايند و به‌ گناهان‌ خويش‌ اعتراف‌ كرده ‌و از آنها آمرزش‌ بخواهند زيرا در نعمت‌ها شكور و در نكبتها صبور بايد بود. به‌همين‌ دليل‌ آثار خضوع‌ و فروتني‌ بر رسول‌ خدا ص در هنگام‌ پيروزي‌ آشكارمي‌گشت، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «رسول‌ خدا ص در روز فتح‌مكه‌ - هنگامي‌ كه‌ از (ثنيه‌ عليا ) وارد آن‌ مي‌شدند - به‌ عنوان‌ شكرگزاري، چنان ‌براي‌ پروردگار خويش‌ خم‌ شدند و خضوع‌ كردند كه‌ موي‌ زير چانه‌ ايشان‌ به‌جلوي‌ پالان‌ مركب‌ شان‌ رسيد».
 
سوره مائدة آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ پيامبر خاتمص! «بر آنان‌ داستان‌ دو پسر آدم‌ را به راستي‌ بخوان‌، هنگامي‌ كه‌ هر يك‌ از آن‌دو قرباني‌اي‌ عرضه‌ داشت» قربان‌: آنچه‌ كه‌ به ‌وسيله‌ آن‌ به ‌خداي‌ عزوجل‌ تقرب‌ جسته‌ مي‌شود؛ از ذبح‌ حيوان‌ يا تقديم‌ صدقه‌اي‌ «پس‌، از يكي‌ از آن‌ دو» قرباني‌اش‌ «پذيرفته‌ شد» او هابيل‌ بود «و از ديگري‌ پذيرفته ‌نشد» كه‌ او قابيل‌ بود.
ابن‌كثير در شرح‌ داستان‌ قابيل‌ و هابيل‌ مي‌گويد: «درآن‌ زمان‌ سنت‌ چنان‌ بود كه‌ حوا در يك‌ شكم‌ دو فرزند توأمان‌ به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ يكي‌ از آنها پسر و ديگري‌ دختر بود. آدم‌ به‌ ضرورت‌ حال‌، دخترانش‌ را به‌ پسرانش‌ تزويج‌ مي‌كرد؛ به‌ اين‌ نحو كه‌ دختر اين‌ شكم‌ را به‌ عقد پسر شكم‌ ديگر در مي‌آورد. و اين‌ كار در آن‌ زمان‌ روا بود. از قضا خواهر هابيل‌ از جمال‌ بي‌بهره‌ و خواهر قابيل‌ زيبا بود. آدم‌(ع) طبق‌ سنت‌ و قانون‌ آن‌ زمان‌، خواست‌ تا خواهر هابيل‌ را به‌ عقد قابيل‌ و خواهر قابيل‌ را به‌ عقد هابيل‌ در آورد اما قابيل‌ نپسنديد و گفت‌: من‌ با خواهر خودم‌ عقد مي‌كنم‌! آدم‌(ع) گفت‌: حال‌ كه‌ تو نمي‌پسندي‌ پس‌ هر دويتان‌ قرباني‌اي‌ تقديم‌ كنيد، قرباني‌ هر كس‌ كه‌ پذيرفته‌ شد، آن‌ دختر زيبا از آن‌ وي‌ باشد. قرباني ‌قابيل‌ دسته‌اي‌ از خوشه‌ گندم‌ بود زيرا او شغل‌ كشاورزي‌ داشت‌ و او آن‌ را از پست‌ترين‌ محصول‌ گندم‌ خويش‌ انتخاب‌ كرد ولي‌ هابيل‌ كه‌ صاحب‌ گوسفنداني‌ بود، گوسفندي‌ از بهترين‌ آنها را براي‌ قرباني‌ برگزيد. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ قرباني‌ هابيل‌ را پذيرفت‌ و آن‌ را به‌ بهشت‌ بالا برد اما قرباني‌ قابيل‌ مورد قبول‌ قرار نگرفت‌ و در اينجا بود كه‌ قابيل‌ با هابيل‌ حسد ورزيد» «گفت» قابيل‌ به‌ هابيل‌ «حتما تو را خواهم‌ كشت» انگيزه‌ وي‌ از اين‌ سخن‌، غيرت‌ و رشك‌ بود «هابيل‌ گفت‌: خدا فقط از متقيان‌ مي‌پذيرد» گويي‌ او به‌ برادرش‌ گفت‌: آنچه‌ ديدي‌ از خودت‌ ديدي‌، نه‌ ازمن‌ زيرا سبب‌ عدم‌ پذيرش‌ قربانيت‌، همانا بي‌تقوايي‌ خودت‌ بود. آن‌گاه‌ افزود:
 
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در آن زمان خداوند آنان را در نظر شما به هنگام روياروئي كم جلوه داد ، و شما را نيز در نظر آنان كم جلوه داد ، تا خداوند موضوعي را كه مي‌بايست تحقّق يابد انجام دهد .  ( اين اراده خدا بود ) و همه كارها و همه چيزها ( در اين جهان ) به فرمان و خواست يزدان برمي‌گردد ( و آنچه او بخواهد مي‌شود و بس ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُرِيكُمُوهُمْ . . . قَلِيلاً » :  ( كُمْ ) و ( هُمْ ) مفعول اوّل و دوم ( يُري ) و ( قَليلاً ) حال ( هُمْ ) است .‏
 آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيراً لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي مؤمنان ! هنگامي كه با گروهي ( از دشمنان در ميدان كارزار ) روبرو شديد ، پايداري نمائيد ( و فرار نكنيد ) و بسيار خدا را ياد كنيد ( و قدرت و عظمت و وفاي به عهد او را پيش چشم داريد و به تضرّع و زاريش بخوانيد ) تا ( در دنيا ) پيروز و ( در آخرت ) رستگار شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِئَةً » : دسته . گروه . « فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا . . . » : دو عامل پيروزي ، يكي پايداري و دومي در همه حال به ياد خدا بودن و ذكر خدا كردن است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8303.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:8304.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:8305.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:8306.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:8307.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:8308.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:8309.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَب