راغ معمولي ، و نه روغن آن كه هدايت وحي ( نگا : نساء / 174 ) و سرشت ( نگا : بقره / 148 ) و دانش ( نگا : انعام / 122 ، نور / 40 ) است روغن معمولي است . ابوالاعلي مودودي‌ ؛ معتقد است كه در اين مثال ، خداوند خود را به ( مصباح ) و جهان را به ( مِشكاة ) تشبيه فرموده است و مرادش از ( زُجاجَة ) پرده‌اي است كه خداوند خويشتن را در فراسوي آن از چشم خلائق پنهان كرده است . ولي اين پرده نه تنها نهان نمي‌دارد ، بلكه بر شدّت ظهور نيز مي‌افزايد ( نگا : تفسير سوره نور ، صفحه 198 ) .‏
سوره نور آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اگر در جستجوي اين نور پرفروغ هستيد ، آن را بجوئيد ) در خانه‌هائي كه خداوند اجازه داده است برافراشته شوند و در آنها نام خدا برده شود ( و با ذكر و ياد او ، و با تلاوت آيات قرآني ، و بررسي احكام آسماني آباد شود . خانه‌هاي مسجد نامي كه ) در آنها سحرگاهان و شامگاهان به تقديس و تنزيه يزدان مي‌پردازند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِي بُيُوتٍ » : مراد از ( بيوت ) مساجد است و جار و مجرور مي‌تواند متعلّق به فعل محذوفي باشد و تقدير چنين است : إِذا أَرَدْتُمْ إِلْتِمَاسَ هذَا النُّورِ فَالْتَمِسُوهُ في بُيُوتٍ ( نگا : تفسير عبدالكريم خطيب ) . يا اين كه : هذِهِ الْمِشْكَاة ، يا : هذَا الْمِصْبَاحُ ، يا : هذِهِ الشَّجَرةُ الْمُبَارَكَةُ فِي بُيُوتٍ . بعضي هم اين جار و مجرور را متعلّق به فعل ( يُسَبِّحُ ) مي‌دانند . در اين صورت ( فيها ) براي تأكيد بوده و زائد است . « يُسَبِّحُ » :  ( نگا : بقره‌ / 30 ) . فاعل آن ( رِجالٌ ) در آيه بعدي است . « بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ » :  ( نگا : رعد / 15 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10120.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:10121.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:10122.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:10123.txt"> آيه  40</a><a class="text" href="w:text:10124.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:10125.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:10126.txt">آيه  43</a></body></html>آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «الله شما را از آن‌» تاريكي‌ها و سختي‌ها «نجات‌ مي‌دهد و از هر كربي‌» كرب: غم‌ و اندوهي‌ است‌ كه‌ روح‌ انسان‌ را مي‌آزارد «و باز شما شرك ‌مي‌ورزيد» به‌ خداي‌ سبحان‌ بعد از آن‌ كه‌ به‌ شما احسان‌ كرد؛ با رهاساختنتان‌ ازچنگال‌ سختي‌ها و محنت‌ها و غمها و گرفتاري‌ها در حالي‌ كه‌ شريكان‌ نمي‌توانند هيچ‌ سودي‌ به‌ شما برسانند و هيچ‌ گرفتاري‌اي‌ را از شما برطرف‌ كنند پس‌ چگونه‌ اين‌ شرك‌گزاري‌ را به‌جاي‌ آن‌ شكرگزاري‌اي‌ كه‌ خود وعده‌ داده‌ بوديد، قرار مي‌دهيد؟ چه‌قدر غافل‌ و ناسپاس‌ هستيد؟!
	سوره نور آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مرداني كه بازرگاني و معامله‌اي ، آنان را از ياد خدا و خواندن نماز و دادن زكات غافل نمي‌سازد . از روزي‌ مي‌ترسند كه دلها و چشمها در آن دگرگون و پريشان مي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَتَقَلَّبُ » : به حيرت و اضطراب مي‌افتد ( نگا : احزاب‌ / 10 ، غافر / 18 ) .‏
 
سوره نور آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا اين كه خداوند برابر بهترين كارهايشان پاداششان را بدهد و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد ، چرا كه خداوند هركس را كه خود بخواهد بي‌حساب از مواهب خويش بهره‌مند مي‌سازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيَجْزِيَهُمْ . . . » : تا پاداششان دهد . لام آن متعلّق به ( يُسَبِّحُ ) يا ( لا تُلْهِيهِمْ ) يا به محذوفي كه سوق كلام بر آن دلالت دارد . يعني آنچه بيان شد انجام مي‌دهند ، تا اين كه خدا پاداششان دهد . لام عاقبت است ، يعني تا سرانجام خدا پاداش كارهاي نيك ايشان را عطاء فرمايد . « أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا » :  ( نگا : توبه‌ / 121 ، نحل‌ / 96 ) .‏
 
سوره نور آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران اعمالشان به سرابي مي‌ماند كه در بيابان بي‌آب و علفي شخص تشنه‌اي آن را آب پندارد . امّا هنگامي كه به سراغ آن رود ، اصلاً چيزي نيابد ، مگر خدا را كه ( او را بميراند و ) به حساب او برسد و سزاي ( عمل ) وي را به تمام و كمال بدهد . خداوند در حسابرسي سريع است ( و محاسبه بنده‌اي او را از محاسبه بنده ديگر باز نمي‌دارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قِيعَةٍ » :  ( قِيعَة ) و ( قاع ) به معني بيابان بي آب و علف است . كوير . فلات . « الظَّمْئَانُ » : تشنه . « جَآءَهُ » : به مكاني بيايد كه سراب را در آنجا آب مي‌ديد . « شَيْئاً » : اصلاً . چيزي . « وَجَدَ اللهَ عِندَهُ » : خدا را در نزد سراب بيابد . خدا را در كنار خود حاضر بيابد . در هر صورت مراد اين است كه اجل مقدّر خدا در مي‌رسد و خدا به حسابش مي‌رسد . هدف از خود مثل هم ، اين است كه كافران در دنيا به دنبال جهان سرابگون در تك و پويند و سرانجام چيزي نمي‌جويند ، و در آخرت نيز اعمال نيكي هم اگر داشته باشند بيفايده بوده و رنجشان برباد است ، و عذاب سرمدي خدا برايشان آماده است ( نگا : آل‌عمران‌ / 177 ، فرقان‌ / 23 ) .‏
 
سوره نور آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا ( اعمال آنان ) بسان تاريكيهائي در درياي ژرف موّاجي است كه امواج عظيمي آن را فرا گرفته باشد و بر فراز آن امواج عظيم ، امواج عظيم ديگري قرار گرفته باشد ( و موجهاي كوه پيكر بر يكديگر دوند و به بالاي همديگر روند ) و بر فراز امواج ( خوفناك دريا ) ابرهاي تيره خيمه زده باشند . تاريكيها يكي بر فراز ديگري جاي گرفته ( و آن چنان ظلمتي و وحشتي پديد آمده باشد كه مسافر دريا ) هرگاه دست خود را به در آورد ( و بدان بنگرد ، به سبب تاريكي وحشتزاي بيرون و هراس دل از جاي كنده درون ) ممكن نيست كه آن را ببيند .  ( آري ! نور حقيقي در زندگي انسانها فقط نور ايمان است و بدون آن فضاي حيات تاريك و ظلماني است . نور ايمان هم تنها از سوي خدا عطاء مي‌گردد ) و كسي كه خدا نوري بهره او نكرده باشد ، او نوري ندارد ( تا وي ر