 يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر براي جهاد بيرون نرويد ، خداوند شما را ( در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان ) عذاب دردناكي مي‌دهد و ( شما را نابود مي‌كند و ) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند ( و پاسخگوي فرمان خدايند و در اسرع وقت دستور او را اجرا مي‌نمايند . شما بدانيد كه با نافرماني خود تنها به خويشتن زيان مي‌رسانيد ) و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد ( چرا كه خدا بي‌نياز از همگان و داراي قدرت فراوان است ) و خدا بر هر چيزي توانا است ( و از جمله بدون شما هم مي‌تواند اسلام را پيروز گرداند ، و همچنين شما را از بين ببرد و دسته فرمانبرداري را جانشين شما كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ تَنفِرُوا » : اگر براي جهاد بيرون نرويد . اصل آن ( إِنْ لا تَنْفِرُوا ) است . « غَيْرَكُمْ » : جداي از شما ، يعني مطيع و فرمانبردار و مؤمن و پرهيزگار . واژه ( غَيْرَ ) صفت ( قَوْماً ) است و به سبب ابهام فراواني كه دارد با وجود اضافه معرفه نمي‌گردد . مي‌تواند مستثني نيز باشد . « يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ » : قوم ديگري را جانشين شما مي‌سازد . قومي را جانشين شما مي‌كند كه مغاير با شمايند و دستور خدا را اجرا مي‌نمايند . « لا تَضُرُّوهُ » : به خدا زيان نمي‌رسانيد . به پيغمبر زيان نمي‌رسانيد .‏
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر پيغمبر را ياري نكنيد ( خدا او را ياري مي‌كند ، همان گونه كه قبلاً ) خدا او را ياري كرد ، بدان گاه كه كافران او را ( از مكّه ) بيرون كردند ، در حالي كه ( دو نفر بيشتر نبودند و ) او دومين نفر بود ( و تنها يك نفر به همراه داشت كه رفيق دلسوزش ابوبكر بود ) . هنگامي كه آن دو در غار ( ثور جاي گزيدند و در آن سه روز ماندگار ) شدند ( ابوبكر نگران شد كه از سوي قريشيان به جان پيغمبر گزندي رسد ، ) در اين هنگام پيغمبر خطاب به رفيقش گفت : غم مخور كه خدا با ما است ( و ما را حفظ مي‌نمايد و كمك مي‌كند و از دست قريشيان مي‌رهاند و به عزّت و شوكت مي‌رساند . در اين وقت بود كه ) خداوند آرامش خود را بهره او ساخت ( و ابوبكر از اين پرتو الطاف ، آرام گرفت ) و پيغمبر را با سپاهياني ( از فرشتگان در همان زمان و همچنين بعدها در جنگ بدر و حُنَين ) ياري داد كه شما آنان را نمي‌ديديد ، و سرانجام سخن كافران را فروكشيد ( و شوكت و آئين آنان را از هم گسيخت ) و سخن الهي پيوسته بالا بوده است ( و نور توحيد بر ظلمت كفر چيره شده است و مكتب آسماني ، مكتبهاي زميني را از ميان برده است ) و خدا باعزّت است ( و هركاري را مي‌تواند بكند و ) حكيم است ( و كارها را بجا و از روي حكمت انجام مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثَانِيَ اثْنَيْنِ » : يكي از دو نفر . حال ضمير ( هُ ) است . « الْغَار » : مراد غار كوه ثور است كه در جنوب مكّه قرار دارد و راه يك ساعته پياده از آن دور است . « إِذْهُمَا فِي الْغَارِ » : بدل بعض از ( إِذْ أَخْرَجَهُ ) ، و ( إِذْ يَقُولُ ) بدل دوم آن است . « عَلَيْهِ » : ضمير ( ه ) به پيغمبر و يا به ابوبكر صِدّيق برمي‌گردد . « كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا » : مراد سخني است مبني بر قتل پيغمبر كه همگي بر آن متّفق شدند ( نگا : انفال / 30 ) . شرك . دعوت به كفر . مراد معتقدات ايشان است . « كَلِمَةُاللهِ » : مراد وعده پيروزي خدا به پيغمبران و مؤمنان است ( غافر / 51 ) . توحيد . دعوت به اسلام . آئين اسلام . واژه ( كَلِمَةُ ) مبتدا است و جمله ( هِيَ‌الْعُلْيَا ) خبر آن است . ذكر جمله اسميّه براي دوام است و بيانگر هميشگي و جاودانگي ( كَلِمَةُ اللهِ ) است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8385.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:8386.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:8387.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:8388.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:8389.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:8390.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:8391.txt">آيه  47</a></body></html>آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! هرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد فوراً ) به سوي جهاد حركت كنيد ، سبك‌بار يا سنگين‌بار ،  ( جوان يا پير ، مجرّد يا متأهّل ، كم‌عائله يا پرعائله ، غني يا فقير ، فارغ‌البال يا گرفتار ، مسلّح به اسلحه سبك يا سنگين ، پياده يا سواره و . . . در هر صورت و در هر حال ، ) و با مال و جان در راه خدا جهاد و پيكار كنيد . اگر دانا باشيد مي‌دانيد كه اين به نفع خود شما است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خِفَافاً » : جمع خَفيف ، سبكباران . « ثِقَالاً » : جمع ثقيل ، سنگين‌باران . « خِفَافاً وَ ثِقَالاً » : حال است و مراد اين است كه در هر حالي بايد به جهاد رفت : سواره يا پياده ، پير يا جوان ، فقير يا غني ، آسان يا مشكل .‏
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لاَّتَّبَعُوكَ وَلَكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( منافقان ) اگر غنائمي نزديك ( و در دسترس ) و سفري سهل و آسان باشد ( به طمع دنيا ) از تو پيروي مي‌كنند و به دنبال تو مي‌آيند ، ولي راه دور و پردردسر ( همچون تبوك ) براي ايشان ناشدني و نارفتني است . به خدا سوگند مي‌خورند كه اگر مي‌توانستيم با شما حركت مي‌كرديم . آنان ( در واقع با اين عملها و اين دروغها ) خويشتن را تباه و هلاك مي‌كنند ، و خدا مي‌داند كه ايشان دروغگويند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَرَضاً » : كالا و متاع فاني دنيا . حُطام دنيا . « قَاصِداً » : آسان و بي‌دردسر . « الشُّقَّة » : مسافتي كه بدون مشقّت طي نشود .‏
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا تو را بيامرزاد ! چرا به آنان اجازه دادي ( كه از جهاد بازمانند و با شما خارج نشوند ) پيش از آن كه براي تو روشن گردد كه ايشان ( در عذرهائي كه مي‌آورند ) راستگويند و يا بداني كه چه كساني دروغگويند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَفَا اللهُ عَنكَ » : جمله دعائي است و مراد از اين نوع جمله‌ها بيشتر تعظيم و توقير است‌ ؛ نه توبيخ و تحقير . در ا