ينجا عتاب بر ترك اوّلي و أَكْمَل است‌ ؛ نه به خاطر ارتكاب جرم و معصيت ( نگا : نور / 62 ) . بلكه مي‌توان گفت منظور از خطاب به صورت استفهام استنكاري ، بيان منافقي منافقان است . يعني اگر بديشان اجازه نمي‌دادي ، منافقي منافقان در عمل براي همگان روشن مي‌شد . چرا كه در هر صورت منافقان به جنگ تبوك نمي‌رفتند .‏
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند در انجام جهاد با مال و جان ( در راه يزدان ) از تو اجازه نمي‌گيرند ،  ( زيرا جهاد واجب است و در اداء واجبات ، كسب اجازه لازم نيست . اين چنين مؤمنان راستيني كه براي رفتن به جهاد اجازه نمي‌گيرند ، به طريق اوّلي براي نرفتن به جهاد درخواست اجازه نمي‌كنند ) و خداوند به خوبي افراد پرهيزگار را مي‌شناسد ( و از نيّات و اعمال آنان كاملاً آگاه است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يَسْتَأْذِنُكَ . . . » : در كار جهاد از تو درخواست اجازه نمي‌كنند ؛ نه براي خروج و نه براي قعود . متعلّق آن مي‌تواند محذوف و واژه ( تخلّف ) باشد ، و ( أَن يُجاهِدُوا ) ، كَراهَةَ أَن يُجاهِدُوا منظور نظر و در تقدير باشد .‏
 
آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تنها كساني از تو اجازه مي‌خواهند كه ( در جهاد شركت نكنند كه مدّعيان دروغينند و ) به خدا و روز جزا ايمان ندارند و دلهايشان دچار شكّ و ترديد است و در حيرت و سرگرداني خود بسر مي‌برند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِرْتابَتْ » : دچار شكّ و ترديد شده است . « يَتَرَدَّدُونَ » : در رفت و برگشت و آمد و شدند . سرگردانند .‏
 
سوره مائدة آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از خداوند پروا داريد» با پرهيز از نواهي‌ وي‌ «و به‌سوي‌ او طلب ‌وسيله‌ كنيد» يعني‌: چيزي‌ را طلب‌ كنيد كه‌ شما را به‌ او نزديك‌ سازد. پس‌ «وسيله» به‌اتفاق‌ و اجماع‌ مفسران‌، عبارت‌ است‌ از: عمل‌ قربت‌ و طاعتي‌ كه‌ به‌ آن‌ قرب‌ الهي‌ خواسته‌ مي‌شود و از مصاديق‌ آن‌ تقوا و ديگر صفات‌ نيكي‌ است‌ كه‌ بندگان‌ با توسل‌ به‌ آن‌ به‌ پروردگارشان‌ تقرب‌ مي‌جويند. اما توسل‌ به‌ مخلوق‌، اگر به‌ معني‌ طلب‌ دعا از وي‌ باشد، در جايز بودن‌ آن‌ شكي‌ نيست‌؛ در صورتي‌ كه‌ آن‌ مخلوق ‌زنده‌ باشد، همان‌گونه‌ كه‌ عمر(رض) در هنگام‌ استسقا (دعاي‌ طلب‌ باران‌) به‌ حضرت‌ عباس‌(رض) عموي‌ پيامبراكرمص توسل‌ جست‌. ولي‌ اگر آن‌ مخلوق‌ مرده ‌باشد، توسل‌ به‌ وي‌ جايز نيست‌ و اين‌ گونه‌ توسل‌ از بدعت‌هايي‌ است‌ كه‌ هيچ‌يك ‌از سلف‌ صالح‌ آن‌ را انجام‌ نداده‌اند. امام‌ ابوحنيفه‌: نيز توسل‌جستن‌ به‌ يكي‌ ازبندگان‌ و قسم‌ دادن‌ خداوند متعال‌ را به‌ حق‌ يكي‌ از مخلوقات‌ وي‌، ناجايز دانسته‌ ورأي‌ ابن‌تيميه‌ نيز همين‌ است‌. بايزيد بسطامي‌ مي‌گويد: «استغاثه‌ مخلوق‌ به‌ مخلوق ‌مانند استغاثه‌ زنداني‌ به‌ زنداني‌ ديگر است». ليكن‌ علامه‌ «الوسي» در تفسير«روح‌ المعاني» با آن‌ كه‌ توسل‌ به‌ اسماءالله را ترجيح‌ مي‌دهد اما توسل‌ به‌رسول‌ خداص را در زندگي‌ و مرگشان‌ نيز جايز مي‌داند.
«و در راه‌ او جهاد كنيد» يعني‌: عليه‌ كساني‌ كه‌ دين‌ و آيين‌شان‌ مورد قبول‌ حق‌تعالي‌ نيست‌، با مالها، جانها و زبانهايتان‌ جهاد كنيد «باشد كه‌ رستگار شويد» بنابراين‌؛ تقوي‌، عمل‌ صالح‌ و جهاد، راه‌ رستگاري‌ است‌ پس‌ كسي‌ كه‌ در يكي‌ از اينها كوتاهي‌ كرد، قطعا در حركت‌ به‌سوي‌ رستگاري‌ كوتاهي‌ كرده ‌است‌.
 
	آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر ( اين منافقان نيّت پاك و درستي داشتند و ) مي‌خواستند ( براي جهاد ) بيرون روند ، توشه و ساز و برگ آن را آماده مي‌كردند ( و مسلّح و مجهّز در خدمت رسول راه مي‌افتادند . ) امّا خدا ( مي‌دانست كه اگر براي جهاد بيرون مي‌آمدند جز زيان و ضرر نداشتند . اين بود كه ) بيرون‌شدن و حركت‌كردن آنان را ( به سوي ميدان نبرد ) نپسنديد و ايشان را از ( اين كار ) بازداشت . و بديشان گفته شد : با نشستگان ( عاجز و ناتوان ، از قبيل : بيماران و پيران و كودكان و زنان ، در خانه ) بنشينيد ( چرا كه شايستگي آن را نداريد كه در كارهاي بزرگ و راه سترگ خدا گام برداريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عُدَّة » : توشه . ساز و برگ . « إِنْبِعاث‌ » : روانه‌شدن . رفتن . « ثَبَّطَ » : بازداشت . با ترس و هراس انداختن به دل منافقان ، از بيرون رفتن ايشان براي غزوه تبوك و جنگ با روميان جلوگيري كرد . « قِيلَ » : گفته شد . اين سخن مي‌تواند القاء خدا ، اذن رسول ، نداي وجدان ، وسوسه شيطان ، و يا گفتار يك يا چند نفر از ميان خودشان باشد .‏
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر آنان همراه شما ( براي جهاد ) بيرون مي‌آمدند ، چيزي جز شر و فساد بر شما نمي‌افزودند ، و به سرعت در ميان شما حركت مي‌كردند و مشغول آشفتن و گول‌زدن و برگرداندنتان از دين مي‌شدند . در ميانتان هم كساني هستند كه سخن ايشان را بشنوند ( و دعوت تفرقه‌آميز و فتنه‌برانگيز ايشان را بپذيرند ) . خداوند ستمگران را خوب مي‌شناسد ( و از فاسق و فاجر ايشان آگاه و از رفتار آشكار و نهانشان باخبر است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَبَالاً » : شر و فساد ( نگا : آل‌عمران / 118 ) . « أَوْضَعُوا » : سرعت مي‌گرفتند . با شتاب راه مي‌افتادند . « خِلالَ » : جمع خَلَل‌ ؛ ميان ، بين . « فِتْنَة » : تفرقه و اختلاف . از دين برگرداندن . « سَمَّاعُونَ » : شنوندگان . فرمانبرداران . جاسوسان .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8393.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:8394.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:8395.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:8396.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:8397.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:8398.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:8399.txt">آيه  54</a></body></html>آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ ‏
 
‏ترج