يه  84</a><a class="text" href="w:text:8435.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:8436.txt">آيه  86</a></body></html>سوره مائدة آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ خداي‌ سبحان‌ حكم‌ «محارب» را كه‌ به‌ زورگيري‌ علني‌ اموال‌ مردم‌ و راهزني‌ آشكار مي‌پردازد، بيان‌ داشت‌، اكنون‌ به ‌دنبال‌ آن‌، حكم‌ دزد (سارق‌) را كه‌ به‌ ربودن‌ پنهاني‌ مال‌ مردم‌ مي‌پردازد، بيان‌ مي‌نمايد: «و مرد دزد و زن‌ دزد؛ دست‌ آنان‌ را ببريد» يعني‌: حد شرعي‌ مرد و زن‌ دزد اين‌ است‌ كه‌ دست‌ راست ‌هر يك‌ از آنان‌ را از بند ببريد «به‌ كيفر آنچه‌ كرده‌اند» از عمل‌ دزدي‌. اين‌ مجازات ‌«نكالي‌ است» يعني‌: عذابي‌ است‌ بازدارنده‌ و عبرت‌انگيز «از جانب‌ الله» پس‌ بر آنان‌ اندوهگين‌ نباشيد «و خداوند عزيز حكيم‌ است» يعني‌: حق‌ تعالي‌ غالبي‌ است ‌كه‌ در حكم‌ خويش‌ مورد معارضه‌ قرار نمي‌گيرد، همان‌ گونه‌ كه‌ در حكم‌ خويش ‌بر بريدن‌ دست‌ مرد و زن‌ دزد، صاحب‌ حكمت‌ نيز هست‌. سرقت‌: گرفتن‌ چيزي‌است‌ كه‌ داراي‌ حفاظ يا نگهبان‌ (حرز) باشد به‌طور پنهاني‌ از چشم‌ ديگران‌. مال ‌داراي‌ حرز؛ يعني‌ مال‌ داراي‌ حريم‌ حفاظتي‌ بر دو نوع‌ است‌: يكي‌ آن‌ مالي‌ است‌كه‌ خود داراي‌ حرز مي‌باشد، چون‌ مال‌ نهاده‌ شده‌ در خانه‌ يا صندوق‌ كسي‌. ديگري‌ مالي‌ است‌ كه‌ داراي‌ حرز بيروني‌ است‌، چون‌ اماكني‌ كه‌ پاسبان‌ و نگهبان ‌دارد.
مال‌ مسروقه‌ بايد چهار صفت‌ داشته‌ باشد:
1 ـ بايد به‌ مقدار نصاب‌ شرعي‌ باشد. لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ نصاب‌ سرقت‌ در نزد احناف‌، يك‌ دينار يا ده‌ درهم‌ شرعي‌ است‌ و در كمتر از ده‌ درهم‌ حدي‌ جاري ‌نمي‌شود. اما نصاب‌ سرقت‌ در نزد جمهور فقها، ربع‌ دينار، يا سه‌ درهم‌ است‌.
2 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از نظر شرعي‌، ماليت‌ و ملكيت‌ داشته‌ و فروش‌ آن‌ جايز باشد. پس‌ اگر شراب‌ و خوك‌ ـ مثلا ـ كه‌ ماليت‌ ندارند، مورد دستبرد قرار گيرند، مال‌ مسروقه‌ به ‌شمار نمي‌روند.
3 ـ سارق‌ در مال‌ مسروقه‌، ملكيت‌ يا شبهه‌ ملكيت‌ نداشته‌ باشد.
4 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از جمله‌ اموالي‌ باشد كه‌ سرقت‌ در آن‌ موضوعيت‌ داشته‌ باشد، نه‌ ـ مثلا ـ برده‌ بزرگسال‌ كه‌ سرقت‌ آن‌ موضوعيت‌ ندارد.
اما شرايط معتبر در سارق‌ عبارت‌ است‌ از:
1 ـ بلوغ‌. 2 ـ عقل‌. 3 ـ عدم‌ ملكيت‌ مال‌ مسروقه‌. 4 ـ عدم‌ ولايت‌ وي‌ بر كسي ‌كه‌ مالي‌ را از او مي‌دزدد.
بايد دانست‌ كه‌ حدود به‌ شبهات‌ دفع‌ مي‌شوند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ادراوا الحدود باالشبهات‌: حدود را با شبهه‌ها دفع‌ كنيد».
 
	آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه براي آنان طلب آمرزش كني و چه نكني ، حتّي اگر هفتاد بار ( و دفعات بسيار ) براي آنان طلب آمرزش كني ، هرگز خداوند آنان را نمي‌آمرزد . اين بدان خاطر است كه به خدا و پيغمبرش ايمان ندارند ( و سر از بند شريعت و ربقه اطاعت برتافته‌اند ) و خداوند گروه بيرون‌روندگان از فرمان يزدان ( و آئين آسماني ) را ( به راه سعادت ) هدايت نمي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَغْفِرْ » : از لحاظ لفظ امر است و از نظر معني مضارع . « إِسْتَغْفِرْ لَهُمْ أوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ . . . » : اگر خواستي براي آنان طلب آمرزش كن و يا مكن . چه براي آنان طلب آمرزش كني يا نكني . « سَبْعِينَ مَرَّة » : هفتاد بار . مراد كثرت است‌ ؛ نه تحديد .‏
 
آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( منافقاني كه از رفتن به جنگ تبوك سر باز زده‌اند و در خانه‌هاي خود گرفته‌اند و نشسته‌اند ، اين ) خانه‌نشينان ( منافق ) از اين كه از رسول خدا واپس كشيده‌اند شادمانند ، و نخواستند با مال و جان در راه يزدان جهاد و پيكار كنند ( و دين خدا را ياري دهند . تا مي‌توانند ديگران را از جنگ مي‌ترسانند و با نشستنِ با خود تشويق مي‌نمايند ) و مي‌گويند در گرما ( ي سوزان تابستان به سوي ميدان نبرد ) حركت نكنيد .  ( اي پيغمبر ! بدانان ) بگو : اگر دانا بودند مي‌فهميدند كه آتش دوزخ بسيار گرمتر و سوزانتر ( از گرماي تابستان و از همه آتشهاي جهان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُخَلَّفُونَ » : واپس‌ماندگان . برجاي نشستگان . « مَقْعَد » : نشستن . مصدر ميمي است . « خِلافَ » : خلف . بعد ، در اين صورت ظرف است . به معني مخالفت هم آمده است كه در اين صورت مفعول‌له است ، و يا مصدر است و به معني مُخالِفينَ بوده و حال است . « الْحَرِّ » : گرما .‏
 

آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيراً جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بگذار در اين جهان بر اثر مسخره‌كردن مؤمنان ) اندكي بخندند و ( امّا لازم است بدانند كه بايد در آن جهان ) بسيار گريه كنند ، اين جزاي كارهائي است كه مي‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَلْيَضْحَكُوا . . . وَ لْيَبْكُوا » : مراد خبر است . يعني : مي خندند . و گريه مي‌كنند .‏
 
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَداً وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوّاً إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرگاه خداوند تو را ( از جنگ تبوك ) به سوي گروهي از آنان بازگرداند و ايشان از تو اجازه خواستند كه در ركاب تو به سوي جهاد حركت كنند ، بگو : هيچ گاه با من به جهاد نخواهيد آمد و هيچ وقت همراه من با هيچ دشمني نخواهيد جنگيد ( و اين افتخار نصيبتان نخواهد شد ) چرا كه شما نخستين بار به كناره‌گيري و خانه‌نشيني خوشنود شديد ، پس با كناره‌گيران و خانه‌نشينان بنشينيد ( و با پيرمردان و زنان و بيماران و كودكان باشيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَجَعَ » : برگرداند . اين فعل از افعال ذو وجهين است ( نگا : اعراف / 150 / و طه / 40 ) . در اينجا متعدّي است . « رَضِيتُم بِالْقُعُودِ . . . » . بار اوّل بدون عذر از جهاد واپس كشيدند ، پس توبه شما پذيرفته نيست و . . . « الْخَالِفِينَ » : ماندگان . متخلّفان .‏
 آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَب