كفر شتاب‌ مي‌ورزند» به‌ هنگام‌ وجود هر فرصت‌ و به ‌اندك‌ بهانه‌اي‌ «تو را اندوهگين‌ نسازند؛ از آنان‌كه‌ به‌ زبان‌ خود گفتند: ايمان‌ آورديم‌!حال‌ آن‌ كه‌ دلهايشان‌ ايمان‌ نياورده‌است» و آنها منافقان‌اند «و از آنان‌ كه‌ يهودي‌شدند» گروهي‌ هستند كه‌: «به‌ سخن‌ دروغ‌ گوش‌ مي‌سپارند» يعني‌: سخنان‌ دروغ ‌رؤساي‌ تحريف‌گرشان‌ را كه‌ به‌ تحريف‌ تورات‌ پرداخته‌اند، مي‌پذيرند. يا معني ‌اين‌ است‌: شنواي‌ سخن‌ تو هستند تا بر تو دروغ‌ بسته‌، سخنت‌ را تحريف‌ نمايند «براي‌ گروه‌ ديگري‌ خبرچيني‌ مي‌كنند» كه‌ اين‌ گروه‌ ديگر «هنوز پيش‌ تو نيامده‌اند» و به‌ مجلست‌ حاضر نشده‌اند. آنها طايفه‌اي‌ از يهوديان‌ بودند كه ‌به ‌انگيزه‌ تكبر و تمرد، خودشان‌ به‌ مجلس‌ رسول‌ اكرم‌ص حاضر نمي‌شدند اما از ميان‌ خود جاسوساني‌ را به‌ مجلس‌ آن‌ حضرتص فرستاده‌ و آنها را با تعليمات ‌خود توجيه‌ مي‌كردند «اينان‌ كلمات» كتاب‌ آسماني‌ «را از جاهاي‌ خود بعد از ثبوت ‌آنها در مواضع‌ آنها تحريف‌ مي‌كنند» يعني‌: از جمله‌ اوصاف‌ گروه‌ يادشده‌ اين‌ است ‌كه‌: كلمات‌ خدا(ج) را از مواضع‌ آن‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آن‌ نهاده‌است‌، از حيث‌ لفظ يا از حيث‌ معني‌ تغيير مي‌دهند. شايد مراد اين‌ باشد كه‌: آنها تورات‌ را تحريف ‌مي‌كنند و از جمله‌ اين‌ تحريفاتشان‌، حكم‌ رجم‌ (سنگساركردن‌) مرد و زن‌ زناكار بود كه‌ بجاي‌ آن‌، حكم‌ سياه ‌كردن‌ روي‌ و رسواكردن‌ زناكاران‌ را نهادند.
«مي‌گويند» اين‌ تحريف‌گران‌ به‌ پيروان‌ خود «اگر اين» حكم‌ تحريف‌ شده‌ «به ‌شما داده‌ شد، آن‌ را بپذيريد» و بدانيد كه‌ آن‌ حق‌ است‌ «و اگر اين‌ به‌ شما داده‌ نشد پس‌ دوري‌ كنيد» يعني‌: اگر محمدص اين‌ سخن‌ تحريف‌ شده‌ ما را به‌ شما تحويل ‌داد، آن‌ را بگيريد و بدان‌ عمل‌ كنيد اما اگر غير آن‌ را به‌ شما گفت‌، از پذيرفتن‌ آن ‌و عمل‌ به‌ آن‌ بپرهيزيد «و هركه‌ الله فتنه‌ او را» يعني‌: گمراهي‌ او را «اراده‌ كند، هرگز براي‌ او در برابر خداوند ازدست‌ تو چيزي‌ برنمي‌آيد» يعني‌: تو هرگز نمي‌تواني‌ آن‌ فتنه‌ و گمراهي‌ را از او دفع‌ كني‌ و قادر نيستي‌ كه‌ به‌ او نفعي‌ رسانده‌ و او را به‌ راه‌ راست ‌هدايت‌ كني‌. اين‌ عبارت‌، قطع‌ كننده‌ اميد آن‌ حضرت‌ص از ايمان‌ آوردن ‌آنهاست‌ «اينان‌ كساني‌ هستند كه‌ خداوند نخواسته‌ است‌ دلهايشان‌ را پاك‌ كند» از پليديهاي‌ كفر و نفاق‌ چنان‌ كه‌ دلهاي‌ مؤمنان‌ را پاك‌ ساخت‌ زيرا آنها خود كفر و نفاق‌ را برگزيده‌اند «در دنيا براي‌ آنان‌ رسوايي‌اي‌ است» از سوي‌ خداوند متعال‌، باآشكار كردن‌ نفاق‌ منافقان‌، تحميل‌ جزيه‌ بر كافران‌ يهود و برملا كردن‌ تحريفها وپنهان‌كاري‌هاي‌ آنان‌ در مورد احكام‌ منزله‌ الهي‌ در تورات‌ «و براي‌ آنان‌ در آخرت ‌عذاب‌ بزرگي‌ است» كه‌ همانا جاودانگي‌ در دوزخ‌ مي‌باشد.
 
[5] داستان‌ در كتب‌ حديث‌ به‌ تفصيل‌ آمده‌ است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8461.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:8462.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:8463.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:8464.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:8465.txt">آيه  111</a></body></html>آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِداً ضِرَاراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَاداً لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( از ميان منافقان ) كساني هستند كه مسجدي را بنا كردند و منظورشان از آن ، زيان ( به مؤمنان ) و كفرورزي ( در آن ) و تفرقه‌اندازي ميان مؤمنان ( و درهم كوبيدن صفوف مسلمانان ) و كمينگاه ساختن براي كسي بود كه قبلاً با خدا و پيغمبرش جنگيده بود و ( علم طغيان برافراشته بود ) سوگند هم مي‌خوردند كه نظري جز نيكي نداشته‌اند ( و تنها مرادشان خدمت به مردمان و اقامه نماز در آن بوده و بس ) امّا خداوند گواهي مي‌دهد كه آنان ( در سوگند خود ) دروغ مي‌گويند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ . . . » : عطف بر ماسبق است و تقدير آن چنين است : وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً . « ضِراراً » : زيان رساندن . مفعول‌له است . « إِرْصَاداً » : در كمين نشستن . « الْحُسْنَيا » : كار نيك . علّت تأنيث آن اين است كه در اصل ( ألْخَصْلَة الْحُسْنَيا ) بوده و موصوف حذف شده و صفت به جاي آن نشسته است . آيه مذكور درباره گروهي از منافقان است كه وقتي مسجد قبا در مدينه ساخته شد ، ابوعامر نامي ايشان را بر آن داشت كه منافقان براي چشم هم چشمي با كساني كه مسجد قباء را ساختند ، و براي گردهمائي و رايزني عليه اسلام و مؤمنان ، مسجدي بسازند . بعد از اتمام آن از پيغمبر درخواست كردند كه در چنين مسجدي كه بعدها مسجد ضرار نام گرفت نماز بخواند . امّا وحي آسمان نقاب از چهره آنان برداشت و پيغمبر چه رسد به اين كه در آن نماز نخواند ، دستور داد كه آن را بسوزانند و زباله‌دانش نمايند .‏
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) هرگز در آن ( مسجد ضرار ) نايست و نماز مگذار . مسجدي ( مانند مسجد قبا ) كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا گرديده است ( و مراد سازندگان آن تنها رضاي الله بوده است ) سزاوار آن است كه در آن برپاي ايستي و نماز بگزاري . در آنجا كساني هستند كه مي‌خواهند ( جسم و روح ) خود را ( با اداي عبادتِ درست ) پاكيزه دارند و خداوند هم پاكيزگان را دوست مي‌دارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَقُمْ فيهِ . . . » : در آن به عبادت نايست . در آن نماز مخوان ( نگا : نساء / 102 ) . اصلاً در آن توقّف مكن و ممان . « أَحَقُّ » : اين واژه گرچه افعل التفضيل است ولي در اينجا مراد مقايسه ميان ( شايسته ) و ( شايسته‌تر ) نيست‌ ؛ بلكه مقايسه ميان ( شايسته ) و ( ناشايسته ) است‌ ؛ لذا در اينجا ( أَحَقُّ ) به معني شايسته است‌ ؛ نه شايسته‌تر ( نگا : فرقان / 24 ) .‏
 

آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه شالوده آن ( مسجد ) را بر پايه تقوا و پرهيز از ( مخالفت فرمان ) خدا و ( جلب ) خوشنودي ( او ) بنياد نهاده است ،  ( كارش ) بهتر است يا كسي كه شالوده آن را بر لبه پرتگاه شكافته و فرو تپيده‌اي بنياد نهاده است و ( هر آن با فرو ريختن خود ) او 