را به آتش دوزخ فرو مي‌اندازد ؟ خداوند مردمان ستم‌پيشه را ( به چيزي كه خير و صلاح ايشان در آن باشد ) هدايت نمي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بُنْيَان‌ » : پايه . شالوده . مصدر است و به معني اسم مفعول به كار رفته است . يعني بناء به معني مبني . « بُنْيَانَهُ » : شالوده مسجد . شالوده دين خود . « شَفا » : لبه . كناره ( نگا : آل‌عمران / 103 ) . « جُرُفٍ » : گودال . پرتگاه . « هَارٍ » : شكافته و مشرف به سقوط ، از ماده ( هور ) و در آن قلب‌المكان شده است و لام‌الفعل و عين‌الفعل به جاي همديگر به كار رفته است . « فَانْهارَ بِهِ » : پرتگاه ، ساختمان و صاحب آن را با خود به پائين انداخت . برخي معني آيه را چنين بيان كرده‌اند : آيا كسي كه پايه دين خود را بنياد نهاده است بر شالوده استوار كه تقوا و كسب رضاي خدا يا طاعت و عبادت است ، بهتر است ، يا كسي كه آن را بر ضعيف‌ترين و سست‌ترين شالوده بنياد نهاده است كه او را به دوزخ مي‌اندازد و . . .‏
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنائي را كه خودشان برپا كرده‌اند همواره به عنوان ( يك عامل شكّ و ترديد ، يا يك نتيجه ) شكّ و ترديد ، در قلوب آنان باقي مي‌ماند ، مگر اين كه دلهايشان قطعه قطعه شود ( و بميرند ، و يا اين كه توبه كنند و به سوي خدا برگردند ) و خدا آگاه ( از هر چيزي و ) حكيم ( در افعال و دادن جزا و سزاي هركسي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رِيبَةً » : شكّ و ترديد . خبر لايَزالُ است . « إِلاّ » : به معني ( إِلي ) است . « تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ » : دلهايشان پاره پاره شود . دل از كفر بركنند و توبه كنند . فعل ( تَقَطَّعَ ) مضارع است و تائي از اوّل آن حذف شده است . آيه را چنين هم معني كرده‌اند : اين بناي ايشان هرقدر بيشتر بماند ، آنان بيشتر در ميان مسلمانان شكّ و ترديد مي‌پراكنند .‏
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان خداوند ( كالاي ) جان و مال مؤمنان را به ( بهاي ) بهشت خريداري مي‌كند .  ( آنان بايد ) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند . اين وعده‌اي است كه خداوند آن را در ( كتابهاي آسماني ) تورات و انجيل و قرآن ( به عنوان سند معتبري ثبت كرده است ) و وعده راستين آن را داده است ، و چه كسي از خدا به عهد خود وفاكننده‌تر است‌ ؟ پس به معامله‌اي كه كرده‌ايد شاد باشيد ، و اين پيروزي بزرگ و رستگاري سترگي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِشْتَرَيا » : خريداري كرده است . معمولاً فعل ماضي در معاملات معني مضارع دارد ؛ لذا مي‌توان آن را ( خريداري مي‌كند ) معني كرد . « يُقَاتِلُونَ » : مي‌جنگند . فعل مضارع در اينجا مي‌تواند معني امر داشته باشد : بايد بجنگند . « وَعْداً » : مفعول مطلق فعل محذوف ( وَعَدَ ) است . « حَقّاً » : مفعول مطلق فعل محذوف ( اَحَقَّ ) يا صفت ( وَعْداً ) است ( نگا : نساء / 122 ) . « أَوْفي‌ » : وفاكننده‌تر . « إِسْتَبْشِرُوا » : شادمان باشيد . شاد و خوشنود باشيد . « ذلِكَ » : اين معامله‌اي كه خريدار خدا ، فروشندگان مؤمنان ، كالا اموال و انفس مسلمانان ، بها بهشت جاويدان ، و سند گفته خداوند سبحان و ثبت در تورات و انجيل و قرآن است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8467.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:8468.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:8469.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:8470.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:8471.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:8472.txt">آيه  117</a></body></html>آيه  112
متن آيه : ‏
‏ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( از جمله اوصاف اين مؤمنان و سائر مسلمانان اين است كه ) آنان توبه‌كننده ( از معاصي ) ، پرستنده ( دادار ) ، سپاسگزار ( پروردگار ) ، گردنده ( در زمين و انديشمند در آفاق و انفس ) ، نمازگزار ، دستوردهنده به كار نيك ، بازدارنده از كار بد ، و حافظ قوانين خدا مي‌باشند .  ( اي پيغمبر ! ) مژده بده به مؤمنان ( به چيزهائي كه خارج از توصيف و تعريف و به دور از فهم مردمان است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْتَّآئِبُونَ » : توبه‌كنندگان . خبر مبتداي محذوف يا مبتداي خبر محذوف است و تقدير چنين است : هُمُ التَّآئِبُونَ . . . التَّآئِبُونَ الْعَابِدُونَ . . . مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَيْضاً ( نگا : نساء / 95 و حديد / 10 ) . « السَّآئِحُونَ » : گردندگان در زمين براي اطّلاع از آثار و درس گرفتن و عبرت آموختن از تاريخ گذشتگان و ديدن عجائب و غرائب جهان ( نگا : انعام / 11 ، توبه / 2 ) . روزه‌داران ( نگا : تحريم / 5 ) . « الْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ » : محافظان قوانين خدا . اجراكنندگان احكام و شرائع الله . « بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ » : مژده بده به مؤمنان . مورد مژده محذوف است و اشاره بدان دارد كه بيرون از حدود شُمار و گفتار و پندار است كه بهشت و رضاي كردگار است .‏
 
آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيغمبر و مؤمنان را نسزد كه براي مشركان طلب آمرزش كنند ، هرچند كه خويشاوند باشند ، هنگامي كه براي آنان روشن شود كه ( با كفر و شرك از دنيا رفته‌اند ، و ) مشركان اهل دوزخند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا » : براي پيغمبر و مؤمنان شايسته و درست نيست كه . « أُوْلِي قُرْبَيا » : خويشاوندان . نزديكان .‏
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏طلب آمرزش ابراهيم براي پدرش ، به خاطر وعده‌اي بود كه بدو داده بود ، ولي هنگامي كه براي او روشن شد كه پدرش ( در قيد حيات بر كفر اصرار مي‌ورزد و برابر وحي آسماني دار فاني را با كفر وداع مي‌گويد ، دانست كه او ) دشمن خدا است ، از او بيزاري جست ( و ترك طلب آمرزش براي وي گفت ) . واقعاً ابراهيم بسيار مهربان و دست‌بدعا و فروتن و شكيبا بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ » :  ( نگا : شعراء / 86 ) . « مَوْعِدَة » : وع