ند و كارهاي نيكو كرده‌اند . و امّا كساني كه راه كفر پوئيده‌اند ،  ( بي‌سزا نمي‌مانند ، و بلكه ) نوشيدني از آب داغ و سوزاني دارند و داراي عذاب بس دردناكي هستند ، به سبب كفري كه ورزيده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَعْدَ اللهِ حَقّاً » : واژه‌هاي ( وَعْدَ ) و ( حَقّاً ) مفعول مطلق فعل محذوفي هستند . تقدير چنين است : وَعَدَكُم بِالْبَعْثِ وَ الرُّجُوعِ وَعْداً ، وَحَقَّ ذلِكَ الْوَعْدَ حَقّاً . « شَرَابٌ » : نوشيدني . « حَمِيمٍ » : آب بسيار گرم و داغ ( نگا : كهف / 29 ، محمّد / 15 ) .‏
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه خورشيد را درخشان و ماه را تابان گردانده است ، و براي ماه منازلي معيّن كرده است تا شماره سالها و حساب ( كارها ) را بدانيد . خداوند ( آن همه عجائب و غرائب آفرينش و چرخش و گردش مهر و ماه را سرسري و از بهر بازيگري پديد نياورده است و بلكه ) آن را جز به حكمت نيافريده است . خداوند آيات ( قرآن و نشانه‌هاي جهان ) را براي آنان كه مي‌فهمند و درك مي‌كنند شرح و بسط مي‌دهد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضِيَآءً » : روشني . اين واژه مصدر و براي مبالغه به جاي اسم فاعل ، يعني ( مُضيئَة ) به معني روشن ، به كار رفته است . « نُوراً » : نور . اين واژه مصدر و براي مبالغه در معني اسم فاعل يعني ( مُنَوِّر ) به معني تابان به كار رفته است . فرق ( ضِياء و نُور ) در اين است كه ( ضِياء ) براي چيزي استعمال مي‌گردد كه نور آن از خودش باشد ، و ( نُور ) براي چيزي به كار مي‌رود كه روشنائي آن از خودش نباشد و بلكه منعكس‌كننده نور چيز ديگري باشد ( نگا : فرقان / 61 ، احزاب / 46 ، نوح / 16 ) . « مَنَازِلَ » : مراد بروج خورشيد و ماه ، يا تنها بروج ماه است .‏
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان در آمدوشدِ شب و روز ( و تفاوت كيفي و كمي آنها ) و در چيزهائي كه خداوند در آسمانها و زمين آفريده است ، نشانه‌هائي ( بر وجود آفريدگار و دلائلي بر عظمت پروردگار ) براي كساني است كه پرهيزگارند ( و هراس از عقاب و عذاب خدا را در مدّنظر دارند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِخْتِلاف‌ » : آمد و شد . تفاوت در كميّت و كيفيّت ، يعني درازي و كوتاهي شبها و روزها و روشنائي و تاريكي آنها ، و غيره ( نگا : بقره / 164 ، آل‌عمران / 190 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8497.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:8498.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:8499.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:8500.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:8501.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:8502.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:8503.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:8504.txt">آيه  14</a></body></html>آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً كساني كه ( به روز رستاخيز و زندگي دوباره ايمان ندارند و ) ديدار ما را انتظار نمي‌كشند ، و به زندگي دنيوي بسنده مي‌كنند ( و گمان مي‌برند كه جهان ديگري پس از اين جهان وجود ندارد ) و به اين جهان دل مي‌بندند ( و براي جهان ديگر ، تلاش نمي‌نمايند ) ، و از آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني ) ما غافل و بي‌توجّه مي‌مانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لايَرْجُونَ » : نمي‌خواهند . انتظار نمي‌كشند . « إطْمَأَنُّوا بِهَا » : بدان دل بسته‌اند . بدان آرام گرفته‌اند .‏
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چنين كساني جايگاهشان دوزخ است به سبب كارهائي كه مي‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اُوْلئِكَ » : جمله ( أُوْلئِكَ مَأْواهُمْ ) خبر ( إِنَّ ) در آيه قبلي است .‏
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه ايمان مي‌آورند و كارهاي شايسته مي‌كنند ، پروردگارشان آنان را به سبب ايمان ( راستين و كارهاي خداپسند ) رهنمودشان مي‌نمايد ( و در دنيا بر ايمان ، استوار و ثابت ‌قدمشان مي‌دارد ، و در آخرت به بهشت نائلشان مي‌فرمايد كه ) جويبارها در زير ( كاخهاي ) ايشان در بهشت خوش و پرناز و نعمت روان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِإِيمَانِهِمْ » : به سبب داشتن ايمان صحيح و درستي كه دارند . « جَنَّاتِ النَّعِيمِ » : بهشت پرناز و نعمت . جاي لذّت و شادخواري و خوشگذراني .‏
 
آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ موسي‌ براي‌ قوم‌ خود در طلب‌ آب‌ برآمد» استسقاء: طلب‌ باران‌ درهنگامي‌ است‌ كه‌ آب‌ نباشد و باران‌ نيايد. آري‌! درحالي‌كه‌ آنان‌ در دشت‌ تيه‌بودند، موسي‌u برايشان‌ طلب‌ آب‌ كرد «به‌ او گفتيم: با عصايت‌ بر آن‌ سنگ‌ بزن‌» و موسي‌(ع)  اين‌ كار را كرد «آن‌گاه‌ از آن، دوازده‌ چشمه‌ جاري‌ شد» به‌عنوان‌ نشانه‌ ومعجزه‌اي‌ از سوي‌ خداوند (ج)آري‌! در هنگامي‌ كه‌ آنها آبي‌ براي‌ نوشيدن‌نداشتند، خداوند متعال‌ به‌عنوان‌ نعمتي‌ بزرگ، آبي‌ حيات‌بخش‌ را براي‌ آنان‌ ازسنگي‌ جاري‌ ساخت‌ و اين‌ سنگ‌؛ سنگ‌ مربعي‌ بود كه‌ از هر طرف‌ آن‌ سه‌ چشمه‌مي‌جوشيد و هر وقت‌ كه‌ به‌ آب‌ نياز داشتند موسي‌u با عصايش‌ بر آن‌ مي‌زد وچشمه‌ها از آن‌ روان‌ مي‌شدند و چون‌ از آب‌ بي‌نياز مي‌گشتند، چشمه‌ها خشك ‌مي‌شد «به‌گونه‌اي‌ كه‌ هر قبيله‌اي‌ مشرب‌ خود را مي‌دانست‌» مشرب: آبشخور، يعني‌ جاي‌ نوشيدن‌ آب‌ است‌. به‌ قولي: هر سبطي‌ از اسباط دوازده‌گانه‌ بني‌اسرائيل، چشمه‌اي‌ معين‌ از اين‌ چشمه‌ها داشتند كه‌ متعلق‌ به‌ آنان‌ بود و بايد به ‌غيرآن‌ رجوع‌ نمي‌كردند. اسباط: نسلهاي‌ دوازده‌گانه‌ از فرزندان‌ يعقوب‌(ع) اند. حسن‌ بصري: مي‌گويد: «آن‌ سنگ‌؛ سنگ‌ معيني‌ نبود و هر سنگي‌ را كه‌موسي‌u با عصاي‌ خويش‌ مي‌زد، آب‌ از آن‌ مي‌جوشيد و بار ديگر كه‌ برآن‌مي‌زد، آن‌ سنگ‌ خشك‌ مي‌شد. كه‌ اين‌ در ارائه‌ حجت‌، نمايانتر و در نشان‌ دادن‌قدرت‌ خداوند متعال‌ روشنگرتر است‌». آري‌! فوران‌ و جاري‌ شدن‌ آب‌ با عصاي‌موسي‌(ع)، معج